﻿WEBVTT

00:00:00.200 --> 00:00:06.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:00:14.014 --> 00:00:17.183
‫می‌دونستم که می‌تونم خودم
‫ رو با فیلم‌ها بروز بدم.

00:00:17.184 --> 00:00:19.685
‫ولی جایی که من ازش میام آدم فیلمساز نمی‌شه.

00:00:19.686 --> 00:00:23.981
‫فیلمسازی مال کالیفرنیا بود.
‫ پس منم همین کار رو کردم.

00:00:23.982 --> 00:00:27.819
‫اواخر بیست سالگیم رفتم هالیوود.

00:00:34.201 --> 00:00:35.826
‫مارتی وقتی جوان بود خیلی پرشور بود.

00:00:35.827 --> 00:00:38.120
‫واقعا... باید به اونجا می‌رسید.

00:00:38.121 --> 00:00:41.040
‫اصلا آرام نبود. واقعا ماموریتی داشت...

00:00:41.041 --> 00:00:44.001
‫و به قیمت جونش هم که شده،
‫می‌خواست انجامش بده.

00:00:44.002 --> 00:00:47.005
‫و به همین دلیل گاهی اوقات
‫ تحمل کردنش راحت نبود.

00:00:48.000 --> 00:00:52.000
‫مترجم: «تارخ علی‌خانی»
‫ تلگرام: aManOfWar@

00:00:54.096 --> 00:00:56.931
‫و واسه همین گفتم که جاش...

00:00:56.932 --> 00:00:59.226
‫لس‌آنجلس، کالیفرنیا، و هالیوود خواهد بود.

00:01:00.269 --> 00:01:02.562
‫ولی دیدم که ازش طرد شدم.

00:01:02.563 --> 00:01:04.355
‫دیدم که بیرونم.

00:01:05.065 --> 00:01:07.275
‫خیلی‌ها بودن که می‌خواستم
‫ باهاشون کار کنم...

00:01:07.276 --> 00:01:10.028
‫ولی عملا، می‌گفتن «برو پی کارت.»

00:01:16.827 --> 00:01:18.745
‫موضوعاتی که بهش گرایش داره...

00:01:19.997 --> 00:01:23.250
‫به نظرت بین ژانرها چی‌ها هستن؟

00:01:23.792 --> 00:01:28.296
‫به نظرم یکیش
‫ ضعیف‌هایین که تلاش می‌کنن موفق بشن.

00:01:28.297 --> 00:01:32.801
‫وال‌ استریت من رو قورت داده بود
‫ و مجددا ریده بود.

00:01:33.177 --> 00:01:36.637
‫چه اون یارو با کوکائین و بورس باشه...

00:01:36.638 --> 00:01:37.848
‫گرگ وال استریت.

00:01:38.724 --> 00:01:41.184
‫گنگستری که سعی می‌کنه موفق بشه.

00:01:41.185 --> 00:01:43.102
‫بچه‌ی توی کوندان.

00:01:43.103 --> 00:01:46.564
‫یعنی همشون ضعیف‌های داستانن.

00:01:46.565 --> 00:01:48.482
‫- مدیربرنامه‌هام می‌شی؟
‫- نه.

00:01:48.483 --> 00:01:50.402
‫خیلی‌خب پسر، با پدرت خداحافظی کن.

00:01:51.653 --> 00:01:56.115
‫و حاضرن هر کاری بکنن که کله گنده بشن.

00:01:56.116 --> 00:01:57.325
‫موضوع خودشه.

00:01:57.326 --> 00:02:01.538
‫خودش زیردستیه که
‫ در تلاشه کارگردان سینما بشه.

00:02:02.289 --> 00:02:03.165
‫همینه.

00:02:12.508 --> 00:02:15.593
‫هزینه‌ای که از لحاظ شخصی
‫ و اجتماعی پرداخت کرد...

00:02:15.594 --> 00:02:18.680
‫که زندگی‌ای به عنوان یه
‫ فیلمساز واسه خودش بسازه؟

00:02:19.806 --> 00:02:23.060
‫یعنی نمی‌دونم. ولی، هزینه‌ای داره دیگه.

00:02:23.560 --> 00:02:27.314
‫[۲- این همه فیلمبرداری سالم نیست.]

00:02:28.690 --> 00:02:30.358
‫همه زود بخوابین روی زمین.

00:02:30.359 --> 00:02:32.944
‫باکس‌کار برتا رو توی پاییز سال ۷۱ ضبط کردم.

00:02:32.945 --> 00:02:35.404
‫گفتم بخوابید روی زمین.

00:02:35.405 --> 00:02:38.157
‫فیلم رو به تعدادی از دوستان
‫ نزدیکم نشون دادم...

00:02:38.158 --> 00:02:39.910
‫ولی دوست‌هام خوششون نیومد.

00:02:40.619 --> 00:02:42.955
‫انگار که بیماری‌ای چیزی گرفتم.

00:02:44.957 --> 00:02:47.709
‫به کاساوتیس نشونش دادم
‫ و گفت «چیکار می‌کنی؟»

00:02:48.460 --> 00:02:50.921
‫«قرار نبوده چنین فیلم‌هایی بسازی.»

00:02:52.589 --> 00:02:56.885
‫پس مارتی بی‌خیال برنامه‌هاش شد که
‫ «از جزیره شیطان گریختم» رو بسازه.

00:02:57.803 --> 00:03:00.556
‫و تصمیم گرفت فیلمی بر اساس علایقش بسازه.

00:03:02.015 --> 00:03:04.892
‫و گفتم «اگه شخصیت‌هایی که
‫ دوست دارم رو بسازم چی؟»

00:03:04.893 --> 00:03:07.437
‫می‌شه گفت شخصیت‌های تیره‌تر.

00:03:07.980 --> 00:03:12.067
‫«اگه داستانی که دوست دارم بگم
‫ رو تا لبه پیش ببرم چی؟»

00:03:14.945 --> 00:03:17.738
‫مارتی آشفتگی درونی‌ای داشت.

00:03:17.739 --> 00:03:21.868
‫و فیلم به نحوی بی‌نقص بود...

00:03:21.869 --> 00:03:26.164
‫مثل یه جور تخلیه بود.
‫ که از سیستمش خارجش کنه.

00:03:27.416 --> 00:03:32.003
‫سال ۱۹۷۲ بود. و من سعی می‌کردم
‫«خیابان‌های پایین‌شهر» رو بسازم.

00:03:32.004 --> 00:03:34.840
‫هنوز «خیابان‌های پایین‌شهر» واسم...

00:03:36.466 --> 00:03:37.801
‫یه جورهایی توی سرزمین غیرممکن‌ها بود.

00:03:39.428 --> 00:03:42.680
‫توی ذهنم خیلی فیلم نبود،
‫بیشتر ارائه‌ای بود...

00:03:42.681 --> 00:03:46.185
‫از شخصیت خودم و دوست‌هام،
‫و دنیایی که ازش اومدم.

00:03:47.060 --> 00:03:49.395
‫زنم، ورنا مارتی رو با کسی آشنا کرد...

00:03:49.396 --> 00:03:52.107
‫که هزینه‌های «خیابان‌های پایین‌شهر»
‫رو پرداخت کرد. جان تاپلین.

00:03:52.524 --> 00:03:55.735
‫از دانشجوهای استعفایی پرینستون بود...

00:03:55.736 --> 00:03:58.906
‫که با جنیس جاپلین و گروهش زده بود به جاده.

00:04:00.240 --> 00:04:02.700
‫دوستی داشت که پولی به ارث برده بود...

00:04:02.701 --> 00:04:05.245
‫که می‌خواست روی یه فیلم
‫مستقل سرمایه‌گذاری کنه.

00:04:06.622 --> 00:04:09.790
‫ولی مارتی بازیگری لازم داشت
‫ که مردم بشناسنش.

00:04:09.791 --> 00:04:12.376
‫و اونم بازیگری داشت که دوستش بود...

00:04:12.377 --> 00:04:16.463
‫که به نحوی هم مایل به انجام دادنش بود.
‫بروس درن بود.

00:04:16.464 --> 00:04:20.843
‫ولی مدیربرنامه‌های بروس بهش گفت
‫ «عمرا، نباید قبول کنی...

00:04:20.844 --> 00:04:24.515
‫چون فیلم مستقلیه و آخر و عاقبتی نداره.»

00:04:25.557 --> 00:04:30.520
‫اون زمان جز جان کاساوتیس
‫کسی فیلم مستقل نمی‌ساخت...

00:04:30.521 --> 00:04:33.565
‫و اکثر فیلم‌های مستقل پورن بودن.

00:04:35.150 --> 00:04:37.318
‫مارتی باید بازیگری پیدا می‌کرد...

00:04:37.319 --> 00:04:40.655
‫و زنم ورنا توی لینکلن سنتر توی یه نمایش...

00:04:40.656 --> 00:04:43.283
‫با یه بازیگر جوان محشری همکار بود.

00:04:43.992 --> 00:04:45.952
‫و گفتن «آره، بیا این طرف رو ببین.»

00:04:45.953 --> 00:04:47.162
‫و منم پرسیدم که کی هست؟

00:04:48.497 --> 00:04:49.872
‫توی «طبل را آهسته بزن» بازی کرده بودم...

00:04:49.873 --> 00:04:51.457
‫«گروهی که بلد نبودن تیراندازی کنن.»

00:04:51.458 --> 00:04:55.670
‫دو تا فیلم با دی پالما درست کرده بودم،
‫«تبریکات» و «سلام مامان!»

00:04:55.671 --> 00:04:58.005
‫و یه مهمونی خونمون گرفته بودیم.

00:04:58.006 --> 00:05:00.758
‫اون بازیگر بود، اونم می‌خواست کارگردان بشه،
‫یه اتفاقی رخ می‌داد دیگه.

00:05:00.759 --> 00:05:02.844
‫مارتی خود معمولیش بود.

00:05:02.845 --> 00:05:06.265
‫شوخی می‌کرد، باب هم این‌طوری
‫یه گوشه نشسته بود...

00:05:08.058 --> 00:05:09.141
‫و مارتی رو تماشا می‌کرد.

00:05:09.142 --> 00:05:14.981
‫می‌تونستی حس کنی که
‫ اتفاقی بینشون در جریانه.

00:05:14.982 --> 00:05:18.609
‫و بعد شام اونجا توی هال
‫ کوچیک نشسته بودیم...

00:05:18.610 --> 00:05:21.779
‫دنیرو بهم نگاه کرد و گفت...

00:05:21.780 --> 00:05:25.074
‫«تو رو می‌شناسم، قبلا با کرتی بودی...»

00:05:25.075 --> 00:05:27.660
‫یعنی رابرت اوریکلا،
‫«و با جویی و فلانی و فلانی.»

00:05:27.661 --> 00:05:30.329
‫و من گفتم «خب تو از کجا می‌شناسیشون؟»

00:05:30.330 --> 00:05:33.958
‫گفت «من فلانیم. بابی از گرند استریت.»

00:05:33.959 --> 00:05:35.918
‫و قیافش عوض شده بود.

00:05:35.919 --> 00:05:37.712
‫گفتم «وای خودتی، چه جالب!»

00:05:37.713 --> 00:05:40.214
‫می‌خوای جفتشون رو ببری؟ مدونا...

00:05:40.215 --> 00:05:42.884
‫می‌بریشون؟ می‌دونی چیکارت می‌کنن؟

00:05:42.885 --> 00:05:44.969
‫می‌دونی وقتی با یکی درگیر بشی چیکار می‌کنی؟

00:05:44.970 --> 00:05:47.388
‫یه اسلحه برمی‌داری و به
‫سر کوفتیش شلیک می‌کنی.

00:05:47.389 --> 00:05:50.099
‫اون زمان بهش می‌گفتیم «بابی کلاه‌دار.»

00:05:50.100 --> 00:05:52.768
‫همیشه کلاه سرش بود. عاشق کلاه بود.

00:05:52.769 --> 00:05:55.980
‫و دوست‌های خوبی شدیم. با هم می‌گشتیم.

00:05:55.981 --> 00:05:58.983
‫واسم جالبه، چون پسر یه هنرمند بودی.

00:05:58.984 --> 00:06:01.235
‫باهاشون... یه جورهایی خودم رو...

00:06:01.236 --> 00:06:04.864
‫حین گشتن با اون‌ها پیدا کردم،
‫وقتی که نوجوان بودم.

00:06:04.865 --> 00:06:07.159
‫صرفا... پیششون بودم دیگه.

00:06:08.202 --> 00:06:10.286
‫کرتی، ما اون سمت خیابون بودیم...

00:06:10.287 --> 00:06:12.622
‫گاهی‌اوقات روی نرده‌های این
‫ سمت می‌نشستیم.

00:06:12.623 --> 00:06:15.625
‫و اکثر اوقات‌ هم توی آلتو نایتس بودیم.

00:06:15.626 --> 00:06:17.252
‫آلتو نایتس هم اونجا بود، نه؟

00:06:18.587 --> 00:06:23.508
‫یه کلوپ اجتماعی بود که توی
‫ کنمار و مولبری اونجا می‌رفتیم.

00:06:23.509 --> 00:06:27.262
‫پاتوق ایستادنمون به قول گفتنی اونجا بود.

00:06:27.846 --> 00:06:29.514
‫یعنی واقعا می‌ایستادین یا...

00:06:29.515 --> 00:06:30.765
‫نه، اصطلاحه.

00:06:30.766 --> 00:06:32.643
‫- آهان.
‫- «اونجا می‌ایستادیم.»

00:06:34.853 --> 00:06:36.270
‫پینوکل دو دستی بازی می‌کردیم.

00:06:36.271 --> 00:06:38.731
‫- و صدای جعبه موسیقی رو زیاد می‌کردیم...
‫- آره.

00:06:38.732 --> 00:06:40.191
‫بیلیارد بازی می‌کردیم...

00:06:40.192 --> 00:06:42.652
‫یادمه چند سالی اونجا بودیم.

00:06:42.653 --> 00:06:44.111
‫آره، مدت طولانی‌ای بود.

00:06:44.112 --> 00:06:47.198
‫ولی با فرانک پیسانو سر بیلیارد
‫اون قضیه پیش اومد.

00:06:47.199 --> 00:06:49.242
‫- توی کینگستون دعوامون شد...
‫- آره...

00:06:49.243 --> 00:06:50.451
‫- و تو...
‫- توی سالن بیلیارد بودی.

00:06:50.452 --> 00:06:53.120
‫و یهویی چند نفر پیداشون شد.

00:06:53.121 --> 00:06:56.499
‫ما گفتیم «بی‌خیال بابی،
‫کلی آدم اینجا دارن.»

00:06:56.500 --> 00:06:59.670
‫کلی چماق و این‌ها داشتن،
‫و من گفتم «بیا بریم.»

00:07:00.337 --> 00:07:05.759
‫من یکی دو بلوک با مارتی فاصله داشتم.
‫رابرت هم وسطمون بود.

00:07:06.218 --> 00:07:09.887
‫...با ما می‌گشت، با گروه مارتی هم می‌گشت دیگه

00:07:09.888 --> 00:07:13.558
‫و منم مارتی رو می‌شناختم.
‫ رد می‌شدم واسم دست تکون می‌داد.

00:07:13.559 --> 00:07:15.226
‫و همه آدم‌هایی رو می‌شناخت که...

00:07:15.227 --> 00:07:16.895
‫- آره.
‫- من در موردشون فیلم درست می‌کردم.

00:07:20.148 --> 00:07:24.485
‫مارتی وقتی فیلمش رو درست می‌کرد بهم گفت،
‫که بر اساس سالی گاگاست.

00:07:24.486 --> 00:07:26.405
‫وای. خدایا.

00:07:27.239 --> 00:07:29.615
‫برادر رابرت اوریکلا بود؟

00:07:29.616 --> 00:07:30.826
‫آره.

00:07:31.493 --> 00:07:33.494
‫- برادرت سالی...
‫- آره.

00:07:33.495 --> 00:07:34.954
‫شخصیت معروفی بود.

00:07:34.955 --> 00:07:37.415
‫آره، شخصیت مهمی توی
‫خیابون‌های پایین‌شهر بود.

00:07:37.416 --> 00:07:39.709
‫جانی بوی براساس اون درست شده.

00:07:39.710 --> 00:07:41.419
‫سارا، سارا کلاین بودی دیگه؟

00:07:41.420 --> 00:07:44.172
‫سارا کلاین، این تونیه.

00:07:44.173 --> 00:07:46.048
‫- و اینم چیزه. اسمت چی بود؟
‫- هدر.

00:07:46.049 --> 00:07:48.593
‫هدر، هدر وینتراب، درسته؟

00:07:48.594 --> 00:07:50.511
‫شخصیت جانی بوی ترکیبی از عموم...

00:07:50.512 --> 00:07:53.055
‫و یه پسر جوان‌تر بود که باهاش رفیق بود.

00:07:53.056 --> 00:07:54.558
‫ولی محشر بود.

00:07:55.350 --> 00:07:57.977
‫رفتارش نسبت به زندگی محشر بود.

00:07:57.978 --> 00:08:01.732
‫اگه اشکالی نداره خانم،
‫می‌خوام این رو تحویل بدم.

00:08:03.275 --> 00:08:05.110
‫ولی چیزم رو نگه می‌دارم...

00:08:05.569 --> 00:08:09.072
‫به نحوی یه جوان شورشی بود.

00:08:09.489 --> 00:08:12.116
‫کراوات جدید گرفتم، این پیراهن رو گرفتم.
‫از پیراهن خوشت میاد؟

00:08:12.117 --> 00:08:14.493
‫چرا وقتی به ملت پول بدهکاری
‫ می‌ری خرید جانی؟

00:08:14.494 --> 00:08:15.494
‫درست نیست.

00:08:15.495 --> 00:08:16.704
‫- چی داری می‌گی...
‫- چقدر داری؟

00:08:16.705 --> 00:08:19.165
‫چارلی، هفته‌ی دیگه پولش رو می‌دم.
‫پولش رو می‌دم!

00:08:19.166 --> 00:08:20.082
‫نگران چی هستی؟

00:08:20.083 --> 00:08:22.376
‫به نحوی مثل یک طنز هجوه.

00:08:22.377 --> 00:08:23.628
‫- این چیه؟
‫- چیه؟

00:08:23.629 --> 00:08:25.713
‫- این؟
‫- چیه؟

00:08:25.714 --> 00:08:27.798
‫این، چه شکلیه؟

00:08:27.799 --> 00:08:28.716
‫چیه؟

00:08:28.717 --> 00:08:31.010
‫- از کجا آوردیش؟
‫- هان؟

00:08:31.011 --> 00:08:32.428
‫- از کجا آوردیش؟
‫- کجا؟

00:08:32.429 --> 00:08:34.096
‫- این؟
‫- چیه؟

00:08:34.097 --> 00:08:36.350
‫چون به نحوی مثل یه گاوچرون بود.

00:08:36.850 --> 00:08:38.726
‫نمی‌دونستی که قراره چیکار کنه.

00:08:38.727 --> 00:08:41.312
‫قرار بود از قوانین پیروی کنه؟

00:08:41.313 --> 00:08:44.482
‫یعنی قوانینی بودن و خب دقیقا...

00:08:44.483 --> 00:08:47.236
‫آدمی نبود که از قوانین پیروی کنه.

00:08:48.320 --> 00:08:50.279
‫و توی زندگی راه خودش رو می‌رفت...

00:08:50.280 --> 00:08:51.822
‫- جانی...
‫- که می‌خواست ادامه‌اش بده.

00:08:51.823 --> 00:08:53.115
‫منم، چارلی!

00:08:53.116 --> 00:08:56.619
‫نگاه کن، می‌خوام به لامپ بالای
‫ امپایر استیت شلیک کنم.

00:08:56.620 --> 00:08:58.705
‫هی، بس کن احمق، منم!

00:08:59.790 --> 00:09:01.874
‫طغیان‌گر بودنش رو دوست داشتیم.

00:09:01.875 --> 00:09:04.335
‫محوش شده بودیم. یه کلمه
‫ نمی‌تونستیم حرف بزنیم.

00:09:04.336 --> 00:09:07.506
‫بهترین کاری که من می‌تونم بکنم
‫ اینه که برم توی یه کلیسا قایم بشم.

00:09:08.215 --> 00:09:09.507
‫- کارهایی می‌کرد...
‫- آره.

00:09:09.508 --> 00:09:12.010
‫که فکر نمی‌کنم کسی بتونه بکنه،
‫یعنی توی اون دنیا.

00:09:12.427 --> 00:09:14.680
‫- بی‌خیال.
‫- بهم دست نزن کثافت.

00:09:16.056 --> 00:09:19.893
‫عاشق سالیم، توی خیابان الیزابت قفس پرورش
‫ کبوتر داشتیم.

00:09:20.519 --> 00:09:23.271
‫یه یارویی توی خیابان مات
‫ قفس پرورش کبوتر داشت.

00:09:23.272 --> 00:09:26.232
‫یعنی، طرف خلافکار بود.

00:09:26.233 --> 00:09:30.778
‫سالی گاگا یه ترقه با چسب
‫ چسبوند به یه کبوتر...

00:09:30.779 --> 00:09:33.657
‫روشنش کرد و پرتش کرد هوا،
‫و توی هوا منفجر شد.

00:09:34.658 --> 00:09:35.742
‫برو گم شو...

00:09:36.952 --> 00:09:38.704
‫چطوری نمرد؟

00:09:43.000 --> 00:09:45.251
‫درسته، واقعیت داره،
‫واقعیه.

00:09:45.252 --> 00:09:48.421
‫- کاش می‌تونستم ببینمش.
‫- خب، زنگ می‌زنم بهش.

00:09:48.422 --> 00:09:50.674
‫عه هنوز زنده است؟

00:09:52.968 --> 00:09:55.136
‫- سالواتور؟
‫- آره، چه خبره؟

00:09:55.137 --> 00:09:57.055
‫می‌خوایم تو رو یه ستاره کنیم.

00:09:58.307 --> 00:09:59.849
‫می‌خوان باهات آشنا شدن سالواتور.

00:09:59.850 --> 00:10:02.518
‫کارگردان ربکا میلر می‌خواد باهات آشنا بشه.

00:10:02.519 --> 00:10:04.020
‫واسه چی می‌خواد با من آشنا شه؟

00:10:04.021 --> 00:10:04.938
‫هان؟

00:10:05.439 --> 00:10:07.106
‫واسه چی می‌خواد با من آشنا بشه؟

00:10:07.107 --> 00:10:09.025
‫واسه چی می‌خواد با تو آشنا بشه؟

00:10:09.026 --> 00:10:11.611
‫چون خیلی چیزها از مارتی ازت شنیده...

00:10:11.612 --> 00:10:15.157
‫و می‌خواد شخصا یه نگاهی بهت بندازه.

00:10:17.451 --> 00:10:19.076
‫قبل این که وارد مکالمه بشیم...

00:10:19.077 --> 00:10:21.204
‫نباید در مورد چیزی حرفی بزنیم؟

00:10:21.205 --> 00:10:23.289
‫در مورد سوال‌هایی که قراره ازم بپرسین.

00:10:23.290 --> 00:10:25.374
‫- پلیس که نیست سالواتور.
‫- نه!

00:10:25.375 --> 00:10:28.003
‫حرفم این نیست، ولی آمادگیش رو ندارم.

00:10:29.129 --> 00:10:33.090
‫مارتی در موردم چی گفته؟
‫مارتی چی گفته؟

00:10:33.091 --> 00:10:35.426
‫اول از همه، گفته که شخصیت جانی بوی...

00:10:35.427 --> 00:10:37.303
‫- بر اساس تو بوده.
‫-آره.

00:10:37.304 --> 00:10:39.805
‫یکم براساس تو، یکم براساس عموش.

00:10:39.806 --> 00:10:42.350
‫- آره.
‫- پس خواستم ببینمت چون...

00:10:42.351 --> 00:10:44.852
‫یه شخصیت افسانه‌ای هستی.

00:10:44.853 --> 00:10:46.270
‫خیلی چیزها هست که می‌تونم تعریف کنم...

00:10:46.271 --> 00:10:48.940
‫و خیلی چیزها هم هست که نمی‌تونم تعریف کنم.

00:10:48.941 --> 00:10:50.608
‫آره، آره.

00:10:50.609 --> 00:10:52.693
‫آره دیگه، می‌دونی...

00:10:52.694 --> 00:10:55.071
‫برادرم درک می‌کنه که چی می‌گم...

00:10:55.072 --> 00:10:59.492
‫ولی تا جایی که...
‫یعنی تا جای ممکن...

00:10:59.493 --> 00:11:02.078
‫ولی می‌تونی... یه سری چیزها هست که
‫می‌تونی درموردشون حرف بزنی...

00:11:02.079 --> 00:11:04.414
‫- چون این‌ها...
‫- سوال بپرسید.

00:11:06.083 --> 00:11:07.625
‫صندوق پستی منفجر کردی؟

00:11:07.626 --> 00:11:09.710
‫- جانم؟
‫- صندوق پستی منفجر کردی؟

00:11:09.711 --> 00:11:11.128
‫آره.

00:11:11.129 --> 00:11:12.672
‫دلیلش رو یادته؟

00:11:12.673 --> 00:11:13.841
‫نه.

00:11:17.636 --> 00:11:19.513
‫اون زمان بمب درست می‌کردیم.

00:11:23.058 --> 00:11:25.351
‫توی خیابان پرنس منفجر شد
‫ چون نزدیک سنت پاتریک بود.

00:11:25.352 --> 00:11:27.520
‫در ضمن این کار جرم فدرالیه.

00:11:27.521 --> 00:11:29.022
‫بذار بیان دستگیرم کنن.

00:11:30.732 --> 00:11:32.568
‫- هی افسر، کلاهم رو می‌دی؟
‫- نه.

00:11:33.193 --> 00:11:34.068
‫می‌شه به زنم زنگ بزنم؟

00:11:34.069 --> 00:11:37.154
‫توی خیابون‌های پایین‌شهر،
‫جانی بوی بدهی‌هاش رو پرداخت نمی‌کنه.

00:11:37.155 --> 00:11:38.614
‫آره، نزول‌خوریه.

00:11:38.615 --> 00:11:40.700
‫کلی‌ها بودن بودن که
‫ پول قرض گرفتن و پس ندادن.

00:11:40.701 --> 00:11:43.995
‫شاید چون حس می‌کردن کسی
‫ که پول بهشون داده عوضیه.

00:11:43.996 --> 00:11:45.079
‫متوجه منظورم هستی؟

00:11:45.080 --> 00:11:48.082
‫از تو پول قرض گرفتم چون تنها
‫کسخل این اطراف تویی...

00:11:48.083 --> 00:11:50.918
‫که می‌تونم ازش پول قرض بگیرم و پس ندم.

00:11:50.919 --> 00:11:52.336
‫خب؟ خب؟

00:11:52.337 --> 00:11:53.880
‫چون از دیدم همینی دیگه.

00:11:53.881 --> 00:11:57.091
‫همینی. کسخلی.

00:11:57.092 --> 00:11:59.803
‫نگاهش کن، لبخند می‌زنه.
‫چون کسخلی.

00:12:00.637 --> 00:12:02.680
‫کسخلی دیگه.

00:12:02.681 --> 00:12:04.515
‫می‌دونی، اون...

00:12:04.516 --> 00:12:07.310
‫لزومی نداره پولشون رو بدیم.
‫متوجه هستی؟

00:12:07.311 --> 00:12:09.521
‫داره سبک جلوه می‌ده،
‫ولی کم کاری نیست.

00:12:09.980 --> 00:12:12.065
‫همیشه خودش رو توی
‫موقعیت‌های بد قرار می‌داد.

00:12:13.025 --> 00:12:15.651
‫هی کثافت! این واسه توئه کثافت!

00:12:15.652 --> 00:12:17.196
‫کثافت!

00:12:18.614 --> 00:12:20.949
‫عوضی احمق. می‌خواستی شلیک کنی؟

00:12:21.533 --> 00:12:22.700
‫می‌خواستی شلیک کنی؟

00:12:22.701 --> 00:12:26.788
‫می‌زنم... می‌زنم می‌کشمت جانی!
‫بسه دیگه!

00:12:27.831 --> 00:12:29.540
‫موقعیتی پیش اومده که برادرت...

00:12:29.541 --> 00:12:31.876
‫مجبور بشه از وضعیتی نجاتت بده؟

00:12:31.877 --> 00:12:34.795
‫خیلی پیش اومده، برادرم اومد.

00:12:34.796 --> 00:12:37.632
‫من همیشه توی دردسر می‌افتادم دیگه.

00:12:37.633 --> 00:12:38.841
‫دائما.

00:12:38.842 --> 00:12:40.635
‫هنوز دوستش دارم.

00:12:40.636 --> 00:12:43.013
‫متوجه منظورم هستی دیگه؟ خیلی...

00:12:44.515 --> 00:12:47.475
‫خب پس بیا، بیست تا بردار.

00:12:47.476 --> 00:12:51.480
‫دنیای روابط شدید مردانه. خیلی...

00:12:53.273 --> 00:12:56.275
‫صرفا طبیعتا، طبیعت ما بود.

00:12:56.276 --> 00:13:00.238
‫بگیرش دیگه احمق. واسه تو این کار رو می‌کنم.
‫بگیر! بگیر!

00:13:00.239 --> 00:13:02.823
‫- هنوزم ادامه می‌دی؟ ول کن دیگه.
‫- بسه.

00:13:02.824 --> 00:13:06.453
‫کل ایده مسئولیت...

00:13:06.870 --> 00:13:08.205
‫دلسوزی و همدلی.

00:13:08.830 --> 00:13:12.543
‫کل داستانش همچنین همون‌طور که
‫گفتم براساس پدرم و برادر کوچیکشه.

00:13:14.169 --> 00:13:17.463
‫کوچیک‌ترین داداش بابام، جویی.
‫اسمش جو حشره بود.

00:13:17.464 --> 00:13:18.589
‫اون هم توی بزرگ کردنم نقش داشت.

00:13:18.590 --> 00:13:20.508
‫خیلی توی دردسر می‌افتاد!

00:13:20.509 --> 00:13:22.176
‫چیکار می‌کنی؟

00:13:22.177 --> 00:13:23.427
‫جو بلکه.

00:13:23.428 --> 00:13:24.972
‫جو بلکه، بهش پول بدهکارم.

00:13:27.516 --> 00:13:30.644
‫همیشه پدرم باید می‌رفت
‫ اوضاع رو مرتب می‌کرد.

00:13:32.104 --> 00:13:34.940
‫عموم خیلی به پدرم تکیه می‌کرد.

00:13:37.359 --> 00:13:39.443
‫پدرت چطوری اوضاع رو درست می‌کرد؟

00:13:39.444 --> 00:13:43.365
‫- با پول نبود، ولی فقط...
‫- حرف می‌زد.

00:13:44.408 --> 00:13:45.492
‫حرف می‌زد.

00:13:46.076 --> 00:13:47.578
‫که کشته نشه.

00:13:48.620 --> 00:13:49.830
‫که نکشنش.

00:13:50.289 --> 00:13:53.499
‫یه روز یه بار یکی نزدیک بود بکشتش،
‫یکی اومد خونمون...

00:13:53.500 --> 00:13:56.460
‫دهه شصت هم بود.
‫من تازه...

00:13:56.461 --> 00:13:59.589
‫دانشگاه نیویورک رو تموم کرده بودم
‫ و برگشتم و بهم گفت که چی شده.

00:13:59.590 --> 00:14:03.259
‫بابام گفت «باشه، برو بیرون فلان و فلان
‫ می‌کنم. باهاشون حرف می‌زنم.

00:14:03.260 --> 00:14:06.513
‫«تو برو و دیگه برنگرد.»

00:14:06.972 --> 00:14:07.930
‫و همین کار رو کرد.

00:14:07.931 --> 00:14:09.223
‫خب چیکار کنیم؟ می‌خوای چیکار کنی؟

00:14:09.224 --> 00:14:11.185
‫- مخفیم کنی مثلا؟
‫- درسته.

00:14:11.727 --> 00:14:14.562
‫کاساوتیس بالاخره تکه آخر فیلم رو دید...

00:14:14.563 --> 00:14:16.356
‫و گفت «بهش دست نزن.» و تغییرش ندادیم.

00:14:17.774 --> 00:14:19.443
‫توی فستیوال فیلم نیویورک نشونش دادن.

00:14:20.444 --> 00:14:23.655
‫خانواده‌ام هم همراهم بودن،
‫حیرت‌زده شده بودن.

00:14:24.823 --> 00:14:27.700
‫باورم نمی‌شد چی می‌بینم و چی می‌شنوم.

00:14:27.701 --> 00:14:30.620
‫و وقتی دیدمش بهش گفتم...

00:14:30.621 --> 00:14:33.915
‫«توی خونه هم این‌طوری حرف می‌زدی؟»

00:14:33.916 --> 00:14:36.417
‫«خانم اسکورسیزی، نظرتون راجع به فیلم
‫پسرتون چیه؟» و اونم گفت...

00:14:36.418 --> 00:14:37.543
‫«صرفا می‌خوام بدونید...

00:14:37.544 --> 00:14:39.962
‫ما توی خونه این‌طوری حرف نمی‌زنیم،
‫نمی‌دونم از کجا یاد گرفته.»

00:14:39.963 --> 00:14:42.048
‫این‌طوری حرف می‌زدن.

00:14:42.049 --> 00:14:44.467
‫من هم می‌رفتم بیرون همین‌طوری حرف می‌زدم.

00:14:44.468 --> 00:14:45.677
‫- یه لحظه صبر کن چارلی.
‫- ولی توی خونه نه.

00:14:46.303 --> 00:14:49.180
‫اولین فیلمی بود که از لحن
‫کوچه‌بازاری استفاده کرد...

00:14:49.181 --> 00:14:50.890
‫با این هدف که دقیق باشه.

00:14:50.891 --> 00:14:52.767
‫جرئتش رو ندارم؟ بیا لاشی، بیا اینجا.

00:14:52.768 --> 00:14:55.354
‫بیا اینجا تا بکنمش توی کونت.

00:14:55.771 --> 00:14:57.313
‫خودبه‌خود عمل کردم.

00:14:57.314 --> 00:15:00.067
‫از نظر بازیگری مثل کازان پیش رفتم.

00:15:01.401 --> 00:15:03.861
‫- فکر کردم قراره باهاش حرف بزنن.
‫- درسته.

00:15:03.862 --> 00:15:06.447
‫فکر کردم قراره باهاش حرف بزنن
‫که دهنش رو ببنده.

00:15:06.448 --> 00:15:07.698
‫شاید باهاشون بحث کرده.

00:15:07.699 --> 00:15:10.619
‫اینجا توی سرم این فیلم‌ها
‫به نظرم لحن درستی داشتن.

00:15:11.411 --> 00:15:17.167
‫ولی خب بعدش کازان با کاساوتیس قاطی شد،
‫چون من به بداهه‌پردازی هم میل داشتم.

00:15:17.835 --> 00:15:20.295
‫همون صحنه خاص طولانی که
‫دنیرو با هاروی حرف می‌زنه.

00:15:20.754 --> 00:15:22.088
‫فکر خود دنیرو بود.

00:15:22.089 --> 00:15:24.966
‫چرت و پرت، مزخرف.
‫توی راه خونه جیمی اسپارکس رو دیدم.

00:15:24.967 --> 00:15:27.385
‫چهار ماهی می‌شه که هفتصد
‫ تا به جیمی اسپارکس بدهکارم.

00:15:27.386 --> 00:15:30.221
‫باید پول یارو رو بدم. طرف توی آپارتمان من
‫ زندگی می‌کنه. همیشه اون سمت خیابونه.

00:15:30.222 --> 00:15:31.305
‫- باید پول یارو رو بدم دیگه، نه؟
‫- آره.

00:15:31.306 --> 00:15:32.223
‫خب چی شد؟

00:15:32.224 --> 00:15:36.477
‫فکر کنم غافلگیر شد که اون‌ها به ذهنم رسید.

00:15:36.478 --> 00:15:41.483
‫و خداروشکر ازشون استفاده کرد.

00:15:42.317 --> 00:15:44.861
‫من با هنری هیل و بقیه
‫خلافکارهایی که...

00:15:44.862 --> 00:15:47.363
‫بعدا توی رفقای خوب بودن رفیق بودم.

00:15:47.364 --> 00:15:51.326
‫بعد شنیدن فیلمی داره پخش می‌شه
‫ که در مورد اون‌هاست.

00:15:52.411 --> 00:15:55.872
‫گفتم «ببینین، فیلم خلافکاری
‫محبوب خلافکارها چیه؟»

00:15:55.873 --> 00:15:57.832
‫و گفت «خب همه پدرخوانده رو دوست دارن...

00:15:57.833 --> 00:15:59.959
‫ولی خیابون‌هایی پایین‌شهر
‫بهترین فیلم خلافکاریه.»

00:15:59.960 --> 00:16:02.295
‫فیلمش واسشون مثل خونه خودشون بود.

00:16:02.296 --> 00:16:05.173
‫کاملا صادقانه بود.

00:16:05.174 --> 00:16:07.467
‫به اندازه‌ای که آدم با خودش صادقه.

00:16:08.135 --> 00:16:12.055
‫و... نه، می‌دونستیم یه چیزی خاصه.
‫می‌دونستیم.

00:16:14.141 --> 00:16:17.476
‫نرفتم بیرون که پز بدم فیلم در مورد منه.

00:16:17.477 --> 00:16:20.189
‫و وسط فیلم رفتم بیرون.

00:16:20.939 --> 00:16:22.231
‫وسطش رفتی بیرون؟

00:16:22.232 --> 00:16:25.067
‫یکمش رو دیدم و فقط، می‌دونی...

00:16:25.068 --> 00:16:27.154
‫رفتم بیرون...

00:16:27.779 --> 00:16:29.947
‫رفتم اون سمت خیابون و دکتر ژیواگو رو دیدم.

00:16:29.948 --> 00:16:31.450
‫چرا رفتی بیرون؟

00:16:33.994 --> 00:16:37.122
‫شاید بخاطر کودکیم؟
‫شاید خیلی خاطرات...

00:16:38.290 --> 00:16:39.291
‫نمی‌تونم توضیح بدم.

00:16:39.833 --> 00:16:41.417
‫بهت برخورد؟ بهت برنخورد؟

00:16:41.418 --> 00:16:43.503
‫نه، بهم برنخورد. اصلا برنخورد. نه.

00:16:43.504 --> 00:16:45.004
‫پس چرا فیلم رو ندیدی؟

00:16:45.005 --> 00:16:47.089
‫فقط صرفا شاید، خاطراتی رو برگردوند.

00:16:47.090 --> 00:16:50.176
‫می‌فهمین؟
‫یعنی خودم بودم.

00:16:50.177 --> 00:16:52.011
‫یه بار یه پلیس با یکی از این‌ها زد توی سرم.

00:16:52.012 --> 00:16:54.847
‫یادته اون سری از پلیس‌ها کتک خوردم؟

00:16:54.848 --> 00:16:56.934
‫آره، اصلا خوب هم نشدی، نه؟

00:16:57.351 --> 00:16:58.602
‫خوب نشدم؟

00:16:59.269 --> 00:17:01.813
‫مارتی داشت بزرگ می‌شد.

00:17:03.190 --> 00:17:05.943
‫داشت از اون دنیا خارج می‌شد.

00:17:06.777 --> 00:17:09.779
‫و بعد فیلمی در مورد اون آدم‌ها ساخت...

00:17:09.780 --> 00:17:12.532
‫ و فکر نکنم خیلی در موردش خوشحال بوده باشن.

00:17:13.825 --> 00:17:16.243
‫به حرفی که می‌خوای بزنی اعتقاد داری.

00:17:16.244 --> 00:17:18.746
‫آدم باید خطر کنه که به جایی برسه.

00:17:18.747 --> 00:17:21.164
‫شاید خیلی‌ها باهاتون مخالف باشن.
‫شاید خیلی‌ها ناراحت شن.

00:17:21.165 --> 00:17:24.251
‫ولی اون زمان، چیزیم بود که احساس می‌شد...

00:17:24.252 --> 00:17:26.462
‫باید واقعی و صادقانه می‌بود.

00:17:26.463 --> 00:17:28.381
‫گاهی‌اوقات مردم رو ناراحت می‌کرد.

00:17:28.382 --> 00:17:32.344
‫آدم متوجه می‌شه که خب،
‫هنرمند بودن یعنی بی‌رحم بودن.

00:17:34.054 --> 00:17:36.056
‫باید به اندازه کافی بی‌رحم باشی
‫ که بتونی هنرمند باشی.

00:17:38.267 --> 00:17:41.103
‫آدم‌های توی خیابون‌های پایین‌شهر
‫همون‌هایی بودن که مارتی باهاشون بزرگ شد.

00:17:41.895 --> 00:17:45.899
‫تقریبا خداحافظیش با اون دنیا بود...

00:17:46.525 --> 00:17:49.194
‫چون فیلمشون رو درست کرده بود.

00:17:52.948 --> 00:17:55.659
‫اینطوریه که توی خاطراتت ثبتشون می‌کنی.

00:17:56.285 --> 00:17:58.369
‫و بعدا در زندگی می‌ریزیش بیرون.

00:17:58.370 --> 00:18:00.580
‫به نظرم مارتی همین کار رو کرد.

00:18:00.581 --> 00:18:03.584
‫چون اتفاقات اطرافش بود و کار خوبی هم کرد.

00:18:04.459 --> 00:18:05.960
‫کار مارتی خوب بود.

00:18:05.961 --> 00:18:07.671
‫آره، خوب بود.

00:18:12.342 --> 00:18:14.218
‫فستیوال فیلم نیویورک رو یادمه.

00:18:14.219 --> 00:18:15.553
‫و آخر شب...

00:18:15.554 --> 00:18:19.098
‫برگشتیم اتاق هتلمون و یه دسته...

00:18:19.099 --> 00:18:24.562
‫پیام از تهیه‌کنندگان هالیوودی
‫ و بازیگران معروف بود.

00:18:24.563 --> 00:18:26.940
‫چندین پیشنهاد واسه فیلم داشت.

00:18:27.399 --> 00:18:30.484
‫قبل خیابون‌های پایین‌شهر،
‫کلی آدم بودن که...

00:18:30.485 --> 00:18:32.320
‫باید بگم نیم‌نگاهی هم به آدم نمی‌انداختن.

00:18:32.321 --> 00:18:33.572
‫و یهویی همه‌چیز خوب شده بود.

00:18:35.657 --> 00:18:37.617
‫الن برستین بعد فیلمبرداری جنگیر...

00:18:37.618 --> 00:18:40.578
‫دنبال یه کارگردان جوان بود که...

00:18:40.579 --> 00:18:43.247
‫فیلمی که واسش ساخته شده
‫ بود رو کارگردانی کنه.

00:18:43.248 --> 00:18:45.541
‫«آلیس دیگر اینجا زندگی نمی‌کند.»

00:18:45.542 --> 00:18:48.002
‫تازه داشتم به جنبش زنانه می‌پیوستم...

00:18:48.003 --> 00:18:50.087
‫و به استودیوی برادران وارنر گفتم...

00:18:50.088 --> 00:18:52.256
‫«واقعا می‌خوام فیلمی درست کنم...

00:18:52.257 --> 00:18:56.803
‫که در مورد زن بودنه،
‫با درکی که از زنان الان دارم.»

00:18:57.346 --> 00:19:00.098
‫بخش‌هایی از فیلم هست که خیلی...

00:19:01.350 --> 00:19:03.226
‫واقعا واقعین. خیلی، خیلی واقعین.

00:19:03.227 --> 00:19:05.312
‫و زنگ زدم به فرانسیس کاپولا...

00:19:05.896 --> 00:19:09.107
‫و گفتم «کارگردانی لازم دارم که تازه‌کار
‫ و پرشور باشه.»

00:19:09.650 --> 00:19:12.778
‫اونم گفت «چرا یه نگاهی به فیلم
‫ خیابون‌های پایین‌شهر نمی‌اندازی؟»

00:19:13.153 --> 00:19:14.780
‫و ما رفتیم سراغ کار.

00:19:15.489 --> 00:19:18.533
‫فکر نمی‌کنم کاری بوده باشه که مایل باشه
‫ انجام بده...

00:19:18.534 --> 00:19:21.786
‫ولی می‌دونید، مارتی می‌خواست حرفه
‫‌ طولانی‌ای داشته باشه و دائما می‌گفت...

00:19:21.787 --> 00:19:25.039
‫«آلیس رو بساز، آلیس رو بساز...

00:19:25.040 --> 00:19:27.166
‫که فقط فیلم خلافکاری نسازی.»

00:19:27.167 --> 00:19:29.293
‫گفت «خیلی‌ها به خیابون‌های پایین‌شهر
‫ واکنش نشون دادن...

00:19:29.294 --> 00:19:33.005
‫ولی حرفشون اینه که بلد نیست
‫ کارگردان زنان باشه یا...»

00:19:33.006 --> 00:19:35.216
‫بذارید این‌طوری بگم،
‫به زبان نیاوردنش.

00:19:35.217 --> 00:19:38.220
‫ولی گفتن، «نمی‌تونه، می‌تونه؟»

00:19:39.012 --> 00:19:40.847
‫خیلی در موردش مضطرب بود.

00:19:40.848 --> 00:19:43.558
‫دائم می‌گفت «زن‌ها رو درک نمی‌کنم...

00:19:43.559 --> 00:19:45.685
‫زن‌ها رو نمی‌شناسم.
‫ مطمئن نیستم از پسش بربیام.»

00:19:45.686 --> 00:19:48.229
‫این فیلم در مورد زنیه که...

00:19:48.230 --> 00:19:53.734
‫که قدم خیلی کوچیکی در راه خودآگاهی
‫و خودش برمی‌داره.

00:19:53.735 --> 00:19:56.195
‫بدون این که آزادی زنان رو فریاد بزنه...

00:19:56.196 --> 00:19:57.322
‫یا بگه که «می‌خوام آزاد باشم.»

00:19:57.906 --> 00:19:58.906
‫یادمه خونده بودم که شما...

00:19:58.907 --> 00:20:01.075
‫بیش از حد معمولیش توی کارکنانتون زن هست...

00:20:01.076 --> 00:20:03.119
‫آره! آره.

00:20:03.120 --> 00:20:05.747
‫اکثر جایگاه‌های کلیدی دست زنان بود.

00:20:06.915 --> 00:20:08.749
‫- اسمت چیه؟
‫- تام.

00:20:08.750 --> 00:20:12.545
‫خب من آدریم. یعنی نیستم، دوریسم.
‫ولی آدری رو بیشتر دوست دارم.

00:20:12.546 --> 00:20:14.589
‫«آلیس دیگر اینجا زندگی نمی‌کند.» رو...

00:20:14.590 --> 00:20:16.674
‫با مارتی ساخته بودم،
‫واسه اون فیلم خیلی متفاوتی بود.

00:20:16.675 --> 00:20:19.510
‫نمی‌شد به بقیه کارهاش ارتباطش بدی و...

00:20:19.511 --> 00:20:23.681
‫یه چیز خیلی حقیقی در موردش
‫ وجود داشت که کوچیک هم بود.

00:20:23.682 --> 00:20:24.765
‫خدا به همراهت.

00:20:24.766 --> 00:20:26.267
‫در مورد یه مادر تنهاست...

00:20:26.268 --> 00:20:28.937
‫که همراه پسرش کل کشور رو طی می‌کنه.

00:20:30.856 --> 00:20:33.191
‫و رویای این رو می‌بینه که
‫به نحوی قراره بره کالیفرنیا...

00:20:33.192 --> 00:20:35.444
‫و قراره حرفه خوانندگیش رو شروع کنه.

00:20:36.695 --> 00:20:37.613
‫نرسیدیم؟

00:20:40.782 --> 00:20:43.826
‫داشتم راهی پیدا می‌کردم که داستانی بگم...

00:20:43.827 --> 00:20:48.706
‫که به اصطلاح خودمون در
‫ «مردانگی» خلاصه نشه...

00:20:48.707 --> 00:20:51.792
‫و واقعا از دیدگاه جدیدی به زندگی نگاه کنه.

00:20:51.793 --> 00:20:55.589
‫خب حالا، می‌شه یه دوری بزنید؟

00:20:56.840 --> 00:20:59.509
‫- دور بزنم؟ چرا؟
‫- می‌خوام ببینمتون.

00:20:59.510 --> 00:21:01.929
‫خب صورتم رو ببین، با کونم که آواز نمی‌خونم.

00:21:04.097 --> 00:21:06.225
‫لنی، این دختره چشه؟

00:21:07.434 --> 00:21:10.061
‫فیلمنامه محشر بود، ولی یک سوم آخرش...

00:21:10.062 --> 00:21:11.562
‫یکم بداهه‌پردازی کردیم.

00:21:11.563 --> 00:21:14.899
‫حین تمرین حلش کردیم،
‫و به بهترین نحو ممکن ضبطش کردیم.

00:21:14.900 --> 00:21:18.069
‫مثل اون تیکه بداهه که اون روز کردیم...

00:21:18.070 --> 00:21:19.946
‫توی آشپزخونه با اون و کریستوفرسون.

00:21:19.947 --> 00:21:22.199
‫اکثرشون مربوط به تجربیات خودشه.

00:21:22.866 --> 00:21:24.450
‫برادرت بهت بوسیدن رو یاد داده؟

00:21:24.451 --> 00:21:26.202
‫خب یعنی نشون که نداد.

00:21:26.203 --> 00:21:28.329
‫گفت بدترین چیزی که می‌تونه رخ بده...

00:21:28.330 --> 00:21:32.042
‫اینه که یه پسر حس کنه لب‌هاش رو گذاشته
‫روی یه کاسه‌ی خیس بلغور جو.

00:21:33.043 --> 00:21:34.669
‫حداقل لب رو گفته.

00:21:34.670 --> 00:21:37.380
‫خیلی تجربه ساخت خوبی بود.

00:21:37.381 --> 00:21:38.798
‫و عمیق بود.

00:21:38.799 --> 00:21:41.342
‫اون فیلم رو عمیقا توی قلبمون حس می‌کردیم.

00:21:41.343 --> 00:21:42.552
‫زدیش؟

00:21:42.553 --> 00:21:44.178
‫خیلی لوسش کردی!

00:21:44.179 --> 00:21:46.430
‫به چه جرئتی واسم تعیین تکلیف می‌کنی
‫ که بچه‌ام رو چطوری بزرگ کنم؟

00:21:46.431 --> 00:21:49.434
‫- بچه‌های خودت کجان؟
‫- کات.

00:21:51.854 --> 00:21:53.938
‫واقعا موفقیت بزرگی کسب نکرده بود.

00:21:53.939 --> 00:21:57.901
‫خیابون‌های پایین‌شهر موفق نبود.
‫آلیس دیگر اینجا زندگی نمی‌کند موفق بود.

00:21:58.902 --> 00:22:00.737
‫بهترین اجرای یه بازیگر زن...

00:22:02.281 --> 00:22:05.700
‫الن برستین در آلیس دیگر
‫ اینجا زندگی نمی‌کند.

00:22:05.701 --> 00:22:08.286
‫الن امشب توی نیویورک اجرا داره،
‫نمی‌تونه بیاد اینجا.

00:22:08.287 --> 00:22:09.580
‫ازم خواست که...

00:22:10.581 --> 00:22:13.708
‫از همه رای‌دهنده‌ها تشکر کنم.

00:22:13.709 --> 00:22:15.544
‫و همچینن خواست که از خودم تشکر کنم.

00:22:16.128 --> 00:22:16.962
‫مرسی.

00:22:19.047 --> 00:22:21.966
‫تا اون موقع، البته این دیدگاه منه...

00:22:21.967 --> 00:22:25.511
‫با کسی زندگی می‌کردم که
‫ وقتی باهاش آشنا شدم...

00:22:25.512 --> 00:22:29.599
‫آدم محشری بود و حالا، یهویی...

00:22:29.600 --> 00:22:34.688
‫آدمی بود که همه می‌گفتن نابغه‌ است.

00:22:35.814 --> 00:22:39.150
‫آخرین باری که از نظرت یه فیلم آمریکایی
‫ محشر دیدی کی بود؟

00:22:39.151 --> 00:22:42.653
‫مارتین اسکورسیزی،
‫آلیس دیگر اینجا زندگی نمی‌کند.

00:22:42.654 --> 00:22:45.365
‫که به نظرم یه فیلم آمریکایی محشره.

00:22:46.366 --> 00:22:48.493
‫و با خودم گفتم «همینه دیگه.»

00:22:49.912 --> 00:22:51.622
‫فکر کنم مواد مخدر داشت شروع می‌شد.

00:22:52.080 --> 00:22:55.209
‫غرور داشت شکوفه می‌داد.

00:22:56.001 --> 00:23:00.172
‫و همچنین می‌دونید،
‫آدم تغییر سبک می‌ده.

00:23:00.797 --> 00:23:05.594
‫و برای من این‌طور بود که...

00:23:06.261 --> 00:23:07.095
‫خودم رو به یه فیلمساز تغییر دادم.

00:23:09.389 --> 00:23:10.973
‫راننده تاکسی رو توصیف کن.

00:23:10.974 --> 00:23:13.184
‫یعنی مثلا وقتی داشتی می‌نوشتیش،
‫وقتی کسی می‌گفت...

00:23:13.185 --> 00:23:15.646
‫«فیلم در مورد چیه؟»
‫بهش چی می‌گفتی؟

00:23:18.273 --> 00:23:19.273
‫نمی‌دونم.

00:23:19.274 --> 00:23:20.859
‫بذار ببینم، هم..

00:23:21.777 --> 00:23:23.986
‫به نظرم مهمه که فیلمیه که
‫ در دهه هفتاد رخ می‌ده.

00:23:23.987 --> 00:23:26.072
‫رئیس‌جمهور داره دست تکون می‌ده.

00:23:26.073 --> 00:23:29.158
‫یعنی، داریم در دوره‌ای از ناامیدی...

00:23:29.159 --> 00:23:31.619
‫و غم زندگی می‌کنیم. توی ویتنام شکست خوردیم.

00:23:31.620 --> 00:23:34.623
‫و دوره‌ی دهه‌ی هفتاد...

00:23:35.249 --> 00:23:37.417
‫تصویرمون از خودمون رو خراب کرد.

00:23:38.085 --> 00:23:39.752
‫بحران رو داریم می‌بینیم.

00:23:39.753 --> 00:23:42.756
‫در شک تشدید شونده‌ای که
‫ نسبت به معنای زندگیمون داریم.

00:23:43.507 --> 00:23:46.259
‫و در از دست دادن وحدت هدفمون.

00:23:46.260 --> 00:23:48.428
‫آمریکا داشت از هم می‌پاشید.

00:23:48.846 --> 00:23:51.723
‫و احساسات خیلی بدی رو نسبت
‫ به خودمون شکل می‌دادیم.

00:23:52.599 --> 00:23:54.058
‫و اضافه کنم که در مورد یه مرده.

00:23:54.059 --> 00:23:55.560
‫شب‌ها یه تاکسی رو می‌رونه...

00:23:55.561 --> 00:23:58.062
‫و واقعا خیلی شبیه آرتور برمر هست.

00:23:58.063 --> 00:24:01.316
‫شخصیت آرتور برمر رو می‌شناسی؟
‫اونی که به جورج والاس شلیک کرد؟

00:24:02.109 --> 00:24:04.944
‫فرماندار جورج والاس امروز درحالی
‫ که مشغول برگزاری کمپین...

00:24:04.945 --> 00:24:06.530
‫در لارل مریلند بود مورد اصابت گلوله
‫ قرار گرفت و زخمی شد.

00:24:08.282 --> 00:24:09.657
‫داستان در مورد مردی رخ می‌ده...

00:24:09.658 --> 00:24:12.118
‫که عقده‌ی چیزی رو پیدا می‌کنه که نمی‌تونه
‫ بهش دسترسی داشته باشه.

00:24:12.119 --> 00:24:14.580
‫که یک زنه. یک زن زیبا
‫ با موی روشن و چشم‌های آبی.

00:24:15.080 --> 00:24:18.499
‫شریدر فیلمنامه‌ی راننده تاکسی رو بهم داد.

00:24:18.500 --> 00:24:21.586
‫ولی اون زمان یه چیز تبلیغاتی نیاز داشتم.

00:24:21.587 --> 00:24:26.216
‫گفتم «نمی‌تونم خودم رو قاطی این ماجرا کنم.
‫کیه که بخواد این رو ببینه؟ این خیلی عجیبه.»

00:24:28.260 --> 00:24:29.468
‫واقعا بهش اعتقاد داشتم.

00:24:29.469 --> 00:24:32.054
‫و گفتم «وای، انگار خودم نوشتمش.»

00:24:32.055 --> 00:24:36.268
‫به نظرت چه چیزی از توی اون لحظه،
‫بیشتر از همه توی فیلم هست؟

00:24:42.566 --> 00:24:43.733
‫این که...

00:24:43.734 --> 00:24:45.819
‫می‌تونم... یک...

00:24:46.403 --> 00:24:50.323
‫میلی هست که فورا به این سوال پاسخ بدم
‫ ولی باید خیلی احتیاط کنم...

00:24:50.324 --> 00:24:52.326
‫چون ممکنه برداشت اشتباهی رخ بده.

00:24:55.787 --> 00:24:57.789
‫و اون ربط به مرد خلافکار داره.

00:24:58.582 --> 00:25:00.791
‫پشیمانیش، خشمش...

00:25:00.792 --> 00:25:03.253
‫تنفرش نسبت به خودش، تنهاییش.

00:25:04.087 --> 00:25:05.756
‫که هیچ راهی نداره که...

00:25:06.882 --> 00:25:09.800
‫با بقیه در ارتباط باشه،
‫با این که شاید خیلی، اجتماعی بوده باشم.

00:25:09.801 --> 00:25:11.720
‫خیلی سخت بود که به شیوه‌ی دیگری
‫ ارتباط برقرار کنم.

00:25:12.721 --> 00:25:13.972
‫یه جورهایی یه غریبه هستی.

00:25:15.474 --> 00:25:17.808
‫و یادمه زمانی که دانشگاه نیویورک بودم...

00:25:17.809 --> 00:25:21.355
‫کل دانشجوها یادمه ریوردیل زندگی می‌کردن.
‫جاهای زیبا زندگی می‌کردن.

00:25:22.022 --> 00:25:24.024
‫خانواده‌هاشون همه دکتر و وکیل بودن.

00:25:24.608 --> 00:25:27.069
‫نمی‌تونستم بهشون بگم که من از کجا میام.

00:25:29.196 --> 00:25:32.698
‫مارتی می‌گه حین خوندن راننده تاکسی
‫ انقدر شوکه شده...

00:25:32.699 --> 00:25:35.326
‫که حس کرده انگار خودش نوشتتش.

00:25:35.327 --> 00:25:37.120
‫به نظر شما دلیلش چیه؟

00:25:38.956 --> 00:25:40.707
‫می‌دونید، انزوا.

00:25:41.291 --> 00:25:43.836
‫و تنهایی‌ای که به وجود اومده.

00:25:44.837 --> 00:25:47.798
‫عصبانیت. تعلق نداشتن.

00:25:48.757 --> 00:25:52.260
‫مشکل عقده فرشته-فاحشه.

00:25:52.261 --> 00:25:54.763
‫اون راننده تاکسی زل زده بهمون.

00:25:55.430 --> 00:25:58.015
‫توی فیلمنامه اصلیم از راننده تاکسی...

00:25:58.016 --> 00:25:58.975
‫یه دیالوگی هست...

00:25:58.976 --> 00:26:03.729
‫که ترویس بیکل داره مرکز کمپین رو...

00:26:03.730 --> 00:26:06.733
‫مثل یه گرگ که از دور به آتش اردوگاه
‫ خیره شده، نگاه می‌کنه...

00:26:09.778 --> 00:26:12.865
‫و به نظرم همین تصویر بود که
‫روی مارتی تاثیر گذاشت.

00:26:13.574 --> 00:26:17.327
‫می‌دونید، اون همیشه یکی از
‫بچه‌های گوشه‌ی پارک بود.

00:26:17.911 --> 00:26:19.955
‫قد کوتاه بود، آسم داشت.

00:26:20.497 --> 00:26:24.292
‫ایده‌ی این که گرگ باشی
‫ و آتش تمدن رو ببینی...

00:26:24.293 --> 00:26:27.045
‫و این که حس کنی نمی‌تونی کاملا پذیرفته بشی.

00:26:30.591 --> 00:26:33.010
‫و واسه همین، حس کردم که چطور...

00:26:34.636 --> 00:26:35.929
‫معنیش رو بروز بدیم؟

00:26:36.555 --> 00:26:37.556
‫چطور بروزش بدیم؟

00:26:40.100 --> 00:26:42.227
‫صحنه‌ها رو کنار فیلمنامه نقاشی می‌کردم.

00:26:42.853 --> 00:26:44.605
‫که از بقیه منزویش کنم.

00:26:49.902 --> 00:26:53.905
‫که همه اطرافش درگیر کار خودشونن، مثل دریا.

00:26:53.906 --> 00:26:55.574
‫انگار که توی دریا شناوره.

00:26:56.158 --> 00:26:58.534
‫پس همیشه سعی می‌کردیم به نحوی،
‫از لحاظ روانی سعی می‌کردیم...

00:26:58.535 --> 00:27:00.913
‫از بقیه جدا نگهش داریم.

00:27:04.458 --> 00:27:07.418
‫نکته کلیدی توی اون فیلم این بود.
‫کی توی قاب کیه؟

00:27:07.419 --> 00:27:10.046
‫و واسه همین سعی می‌کردیم
‫ همیشه اون توی قاب جدایی باشه.

00:27:10.047 --> 00:27:11.547
‫کسی توی قاب اون نیاد.

00:27:11.548 --> 00:27:15.177
‫و وقتی که به قاب شخص مقابل می‌رفتیم،
‫اون توشون حضور داشته باشه.

00:27:15.844 --> 00:27:17.220
‫ولی بقیه توی قاب اون نباشن.

00:27:17.221 --> 00:27:19.097
‫می‌دونستی که خیلی چشم‌های خوشگلی داری؟

00:27:22.518 --> 00:27:25.895
‫یادمه که اولین بار راننده تاکسی رو دیدم...

00:27:25.896 --> 00:27:30.024
‫و چیزی که اون و دنیرو ضبط کرده بودن...

00:27:30.025 --> 00:27:32.401
‫حس باورنکردنی‌ای از...

00:27:32.402 --> 00:27:35.322
‫احساس ناراحتی شخصیت اصلی رو القا می‌کرد.

00:27:39.952 --> 00:27:43.413
‫دوست‌دخترش رو برده بود
‫میدان تایمز که پورن ببینن.

00:27:49.294 --> 00:27:54.340
‫و یادمه انقدر احساس خجالت کردم
‫که روی خودم هم تاثیر داشت.

00:27:54.341 --> 00:27:55.633
‫از این‌جور فیلم‌ها خوشم نمیاد.

00:27:55.634 --> 00:27:59.428
‫خب یعنی نمی‌دونستم که به
‫ این فیلم‌ها چنین حسی داری.

00:27:59.429 --> 00:28:00.805
‫خیلی از فیلم‌ها نمی‌دونم...

00:28:00.806 --> 00:28:02.765
‫- ولی اگه خبر داشتم...
‫- فقط از همین فیلم‌ها می‌بینی؟

00:28:02.766 --> 00:28:05.726
‫خب آره، یعنی میام و... خیلی هم بد نیستن.

00:28:05.727 --> 00:28:09.481
‫این که من رو بیاری چنین جایی
‫ انگار بهم گفتی «بیا سکس کنیم.»

00:28:13.944 --> 00:28:15.736
‫جاهای دیگه هم می‌تونم ببرمت.

00:28:15.737 --> 00:28:17.530
‫فیلم‌های دیگه هم هست
‫ که می‌تونم ببرمت ببینیم.

00:28:17.531 --> 00:28:19.115
‫خیلی ازشون سر در نمیارم.

00:28:19.116 --> 00:28:21.201
‫- ولی می‌تونم جاهای دیگه‌ای ببرمت.
‫- ما با هم متفاوتیم.

00:28:23.328 --> 00:28:26.539
‫توی فیلم ارتباطی بین تحقیر و خشونت هست.

00:28:26.540 --> 00:28:27.456
‫بله.

00:28:27.457 --> 00:28:30.334
‫و در مورد افرادی که مرتکب چنین
‫ اعمالی می‌شن حقیقت داره.

00:28:30.335 --> 00:28:32.880
‫خب آره، توسط مردم تحقیر می‌شن،
‫درسته.

00:28:34.006 --> 00:28:34.840
‫آره.

00:28:40.596 --> 00:28:42.806
‫چنین آدم‌های هستن و واقعین.

00:28:43.223 --> 00:28:45.893
‫و چطور بدون کاریکاتور باید
‫اون‌ها رو به تصویر کشید؟

00:28:50.189 --> 00:28:52.607
‫بداهه‌پردازی کردیم...

00:28:52.608 --> 00:28:56.403
‫در مورد این بود که شخصیت رو به صادقانه‌ترین
‫ شکل ممکن نشون بدیم.

00:28:56.987 --> 00:29:00.240
‫واسه من این‌طور بود که...
‫مارتی از انجام چنین کاری هیچ ترسی نداشت.

00:29:02.701 --> 00:29:03.535
‫آره.

00:29:08.457 --> 00:29:09.458
‫سریع‌تر بودم.

00:29:09.917 --> 00:29:11.918
‫فیلمانمه نوشته «توی آینه نگاه می‌کنه...

00:29:11.919 --> 00:29:14.337
‫با تفنگش بازی می‌کنه و با خودش حرف می‌زنه.»

00:29:14.338 --> 00:29:16.590
‫و باب...

00:29:17.633 --> 00:29:18.634
‫تغییر شکلش داد.

00:29:20.636 --> 00:29:22.930
‫من اینجا ایستادم، تصمیم با توئه.

00:29:23.639 --> 00:29:25.015
‫تصمیم با توئه.

00:29:25.599 --> 00:29:26.517
‫نوبت حرکت توئه.

00:29:29.061 --> 00:29:30.394
‫اینجا نشسته بودم.

00:29:30.395 --> 00:29:31.479
‫فکری به سرت نزنه...

00:29:31.480 --> 00:29:33.814
‫مارتی روی صندلیش نشسته بود.

00:29:33.815 --> 00:29:38.486
‫و باب... اونجا جلوی آینه ایستاده بود...

00:29:38.487 --> 00:29:40.988
‫و باب شروع کرد به حرف زدن با خودش.

00:29:40.989 --> 00:29:42.491
‫با منی؟

00:29:44.868 --> 00:29:46.036
‫با من بودی؟

00:29:47.329 --> 00:29:50.249
‫مارتی اون جمله رو شنید و
‫به من نگاه کرد و این‌طوری کرد...

00:29:51.834 --> 00:29:54.211
‫خیال کردی با کی داری حرف می‌زنی احمق؟

00:29:55.587 --> 00:29:56.547
‫عه؟

00:29:59.299 --> 00:30:00.133
‫باشه.

00:30:08.141 --> 00:30:10.518
‫گوش کنین کسکش‌ها، عوضی‌ها.

00:30:10.519 --> 00:30:13.771
‫گیر آدمی افتادین که صبرش لبریز شده.

00:30:13.772 --> 00:30:17.358
‫ظاهرا ترویس بیکل‌ها کم نیستن،
‫مخصوصا در حال حاضر.

00:30:17.359 --> 00:30:20.027
‫که دارن با هم توی اینترنت حرف می‌زنن.

00:30:20.028 --> 00:30:22.446
‫وقتی اولین بار نوشتمش،
‫با کسی حرف نمی‌زد.

00:30:22.447 --> 00:30:25.450
‫اون زمان واقعا مرد خلافکار و زیرزمینی بود.

00:30:25.993 --> 00:30:28.078
‫الان مرد اینترنتیه.

00:30:29.621 --> 00:30:31.915
‫بیا رفیق. فقط من رو از اینجا ببر، خب؟

00:30:34.418 --> 00:30:36.544
‫من نقش آیریس رو بازی می‌کنم،
‫که فاحشه است.

00:30:36.545 --> 00:30:38.172
‫دوازده سالشه.

00:30:39.089 --> 00:30:42.467
‫و خانم‌بیاری هم داره که نقشش
‫ رو هاروی کایتل بازی می‌کنه.

00:30:44.428 --> 00:30:46.637
‫می‌خوای گیر بیفتی؟
‫آرام باش جنده!

00:30:46.638 --> 00:30:48.222
‫مارتی زنگ زد و گفت...

00:30:48.223 --> 00:30:52.226
‫می‌خوام جودی توی این فیلم
‫ نقش یه فاحشه رو بازی کنه.»

00:30:52.227 --> 00:30:55.146
‫اولش واقعا واسه استخدام من استرس داشت...

00:30:55.147 --> 00:30:58.733
‫چون همیشه حس می‌کرد
‫ یه پلیس قراره پیداش بشه...

00:30:58.734 --> 00:31:00.986
‫و بهش دستبند بزنه،
‫چون من خیلی کم‌سن بودم.

00:31:01.403 --> 00:31:04.030
‫اسکورسیزی به نحوی من رو تحویل دنیرو داد...

00:31:04.031 --> 00:31:07.325
‫و با هم رفتیم یه کافی‌شاپ ارزون.

00:31:07.326 --> 00:31:09.619
‫مشخصا از جانب رابرت دنیرو باهام حرف نزد...

00:31:09.620 --> 00:31:11.329
‫کل مدت توی نقشش بود.

00:31:11.330 --> 00:31:16.459
‫و ناجور بود کلا گشتن باهاش رو مخ بود.

00:31:16.460 --> 00:31:19.003
‫و گمونم با ناجور بودنش...

00:31:19.004 --> 00:31:21.297
‫و کاراکترش راحت شدم.

00:31:21.298 --> 00:31:23.925
‫باید لباس قشنگ بپوشی،
‫باید با پسرها بری بیرون.

00:31:23.926 --> 00:31:27.094
‫باید بری مدرسه.
‫می‌دونی، این جور کارها.

00:31:27.095 --> 00:31:28.972
‫وای، چقدر بچه مثبتی.

00:31:29.431 --> 00:31:31.807
‫خیلی وقت بود فیلم بازی می‌کردم...

00:31:31.808 --> 00:31:34.102
‫ولی با شخصیتی کاملا متفاوت.

00:31:34.853 --> 00:31:37.689
‫خیلی برعکس چیزی بودم که
‫ باید واسه این نقش استخدام می‌شد.

00:31:38.440 --> 00:31:40.233
‫و به نظرم مارتی چیزی توی همین دید.

00:31:40.234 --> 00:31:42.401
‫به نظرم همین واسش جالب بود.

00:31:42.402 --> 00:31:46.822
‫«شخصیت قدرتمندی می‌خوام که...

00:31:46.823 --> 00:31:48.658
‫توی این شغل جنسی، جنسیتی نشده باشه.»

00:31:48.659 --> 00:31:50.743
‫داره سعی می‌کنه عکس بگیره.

00:31:50.744 --> 00:31:53.621
‫وقتی وقتش فرا رسید که با
‫هم سکانس ضبط کنیم...

00:31:53.622 --> 00:31:57.334
‫مارتی اجازه می‌داد با هم بداهه‌پردازی کنیم.

00:31:58.293 --> 00:32:02.129
‫بداهه‌پردازی کردیم،
‫ یکم از عمد از مسیر خارجش کردیم.

00:32:02.130 --> 00:32:04.216
‫ولی خودش رو حفظ کرد و موفق شد.

00:32:05.467 --> 00:32:08.679
‫یعنی مبارزه کرد. مقاومت کرد.
‫جا نزد.

00:32:10.681 --> 00:32:12.974
‫به نظرم امکان نداشت
‫اسکورسیزی حین اون ضبط...

00:32:12.975 --> 00:32:14.393
‫از اون راضی‌تر بشه.

00:32:15.310 --> 00:32:17.395
‫همیشه از ساخت فیلم خوشحال بود.

00:32:17.396 --> 00:32:20.566
‫از بودن با دوست‌هاش که
‫ می‌خواستن فیلم بسازن راضی بود.

00:32:21.024 --> 00:32:24.695
‫یادمه مامانش اومد سر صحنه دیدنش،
‫و نشوندش روی صندلی کارگردان.

00:32:25.529 --> 00:32:27.530
‫با هم یه روتین طنزی داشتن.

00:32:27.531 --> 00:32:29.448
‫خیلی با هم صمیمی بودن...

00:32:29.449 --> 00:32:32.035
‫و واقعا از ساخت فیلم خیلی هیجان‌زده بود.

00:32:32.536 --> 00:32:35.162
‫در مورد نحوه ساخت خون هیجان‌زده بود...

00:32:35.163 --> 00:32:37.331
‫و وقتی قرار بود سر یارو بترکه...

00:32:37.332 --> 00:32:39.417
‫این که چطور تیکه‌های استایروفوم
‫ رو توی خون ریختن...

00:32:39.418 --> 00:32:41.962
‫که به دیوار بچسبه و همون‌جا بمونه.

00:32:43.297 --> 00:32:44.715
‫خیلی با هم خوش گذروندیم.

00:32:45.090 --> 00:32:49.344
‫ولی استودیو ازمون خیلی عصبانی شد،
‫بخاطر خشونت و ادبیات فیلم.

00:32:50.721 --> 00:32:54.975
‫و فیلمبرداری از بخش‌های بد نیویورک
‫که واسشون آزاردهنده بود.

00:32:59.479 --> 00:33:01.481
‫همه حیوانات شب میان بیرون.

00:33:02.858 --> 00:33:07.237
‫جنده‌ها، هرجایی‌ها، متجاوزها،
‫افاده‌ای‌ها، کونی‌ها، موادی‌ها و معتادها.

00:33:08.780 --> 00:33:10.407
‫مریضن، خرابن.

00:33:12.367 --> 00:33:15.578
‫توی دنیای خودشه و
‫ چشم‌هاش رو توی آینه می‌بینیم.

00:33:15.579 --> 00:33:17.038
‫روی این دنیا شناوره.

00:33:17.039 --> 00:33:19.123
‫می‌شه گفت مثل یه جور فرشته برفرازشه.

00:33:19.124 --> 00:33:23.212
‫فرشته‌ی... فرشته‌ی انتقام.

00:33:24.713 --> 00:33:28.342
‫به نحوی خودش رو مسئول
‫ می‌دونه که پاکسازی کنه.

00:33:31.011 --> 00:33:33.221
‫شخصیت دنیرو، ترویس بیکل...

00:33:33.222 --> 00:33:36.474
‫تصمیم می‌گیره که می‌خواد آیریس
‫ رو از اون سرنوشت نجات بده.

00:33:36.475 --> 00:33:38.018
‫سلام رفیق. چطوری؟

00:33:38.602 --> 00:33:39.435
‫خوبم، خوبم رفیق.

00:33:39.436 --> 00:33:41.354
‫به نظرت تراویس توی داستانت...

00:33:41.355 --> 00:33:42.773
‫آدم خوبیه یا بده؟

00:33:44.900 --> 00:33:45.901
‫عملا خوبه.

00:33:47.277 --> 00:33:48.736
‫جز این که...

00:33:48.737 --> 00:33:51.240
‫یه سری کارهای اشتباهی می‌کنه.

00:33:51.782 --> 00:33:52.699
‫بخورش.

00:33:56.411 --> 00:33:59.413
‫تمام احساسات مختلفش شدت می‌گیرن.

00:33:59.414 --> 00:34:01.874
‫خشمش و عقده ناجی بودنش.

00:34:01.875 --> 00:34:05.878
‫دختره رو نجات می‌ده و آدم‌ بدها رو می‌کشه.

00:34:05.879 --> 00:34:07.464
‫و بعد خودش قهرمان می‌شه.

00:34:10.884 --> 00:34:12.301
‫ و ملت بهش نگاه می‌کنن و می‌گن...

00:34:12.302 --> 00:34:14.011
‫«هی، تو همون یارو خفنه‌ای.»

00:34:14.012 --> 00:34:17.724
‫این... این یه آرزوی مردانه است.

00:34:18.976 --> 00:34:20.435
‫نه! بهش شلیک نکن!

00:34:25.065 --> 00:34:28.360
‫به انجمن سینمایی آمریکا نشونش دادیم.
‫و واسه خشونت درجه‌ «ایکس» بهش دادن.

00:34:29.360 --> 00:34:34.031
‫و یه نگاهی بهمون انداختن و گفتن
‫«یا بکنینش «آر» و یا کوتاهش می‌کنیم.

00:34:34.032 --> 00:34:35.074
‫برید پی کارتون.»

00:34:35.659 --> 00:34:36.493
‫خیلی‌خب.

00:34:39.204 --> 00:34:40.873
‫اونجا بود که در رفتم.

00:34:41.373 --> 00:34:42.415
‫چیکار کردی؟

00:34:42.416 --> 00:34:43.749
‫- هان؟
‫- چیکار کردی؟

00:34:43.750 --> 00:34:44.710
‫از کوره در رفتم.

00:34:45.710 --> 00:34:46.753
‫من...

00:34:51.425 --> 00:34:54.510
‫مارتی خیلی ناراحت بود.

00:34:54.511 --> 00:34:57.388
‫توی دفترم بهم زنگ زدن...

00:34:57.389 --> 00:34:59.891
‫و گفت «استیو. مارتیم.

00:34:59.892 --> 00:35:02.435
‫مارتیم، استیو. می‌تونی یه سر بیای پیشم؟

00:35:02.436 --> 00:35:03.853
‫می‌خوان کل خون پاشیدن‌ها رو حذف کنن.

00:35:03.854 --> 00:35:06.022
‫می‌خوان یارو که دستش
‫قطع شده رو حذف کنم.»

00:35:06.023 --> 00:35:07.899
‫و دیوانه شده بود، یعنی...

00:35:07.900 --> 00:35:10.776
‫واقعا می‌خواست رئیس استودیو رو بکشه.

00:35:10.777 --> 00:35:12.236
‫اسلحه داشتی؟

00:35:12.237 --> 00:35:13.780
‫می‌خواستم اسلحه گیر بیارم.

00:35:14.531 --> 00:35:17.533
‫- پس گفتی می‌خوای اسلحه گیر بیاری؟
‫- آره، ولی نمی‌خواستم.

00:35:17.534 --> 00:35:18.451
‫جدی؟

00:35:18.452 --> 00:35:20.286
‫و گفتی می‌خوای با اسلحه چیکار کنی؟

00:35:20.287 --> 00:35:22.622
‫می‌خواستم... نمی‌دونم، عصبانی بودم.

00:35:22.623 --> 00:35:25.166
‫گفتم «می‌خوام تهدیدشون کنم.»
‫یا شلیکی چیزی بکنم.

00:35:25.167 --> 00:35:27.377
‫نمی‌دونستم. یعنی داشتم تهدید می‌کردم.

00:35:28.212 --> 00:35:31.422
‫کاری که می‌خواستم بکنم،
‫و نه با اسلحه...

00:35:31.423 --> 00:35:34.800
‫این بود که برم داخل و بفهمم
‫نسخه اولیه ضبط کجاست...

00:35:34.801 --> 00:35:36.928
‫و پنجره رو بشکنم و ببرمش.

00:35:36.929 --> 00:35:38.805
‫در هر صورت که می‌خواستن فیلم رو نابود کنن.

00:35:39.431 --> 00:35:41.183
‫خب بذارین من نابودش کنم.

00:35:41.683 --> 00:35:42.851
‫نابودش می‌کنم.

00:35:44.394 --> 00:35:46.395
‫ولی قبل نابود کردنش می‌دزدمش.

00:35:46.396 --> 00:35:47.855
‫اسپیلبرگ و یه سری دیگه گفتن...

00:35:47.856 --> 00:35:49.690
‫«مارتی بس کن.
‫نمی‌تونی همچین کاری کنی مارتی.»

00:35:49.691 --> 00:35:52.194
‫هر چی بیشتر گفتن نمی‌شه،
‫بیشتر گفتم می‌خوام برم...

00:35:54.613 --> 00:35:58.574
‫نمی‌دونستم چیکار کنم. و نمی‌دونم
‫ کی بود که این فکر به ذهنش رسید...

00:35:58.575 --> 00:36:02.119
‫که انجمن سینمایی آمریکا رو آروم کرد،
‫ولی ممکنه مارتی بوده باشه.

00:36:02.120 --> 00:36:05.332
‫«اگه کل سکانس رو رنگش رو کم کنیم چی؟

00:36:05.874 --> 00:36:09.794
‫و خلاصه‌تر نشونش بدیم.»
‫می‌دونی؟

00:36:09.795 --> 00:36:11.587
‫«و تارش کنیم.»

00:36:11.588 --> 00:36:14.507
‫فیلم رو نجات داد، چون نمی‌خواست
‫سکانس خشونتی رو حذف کنه.

00:36:14.508 --> 00:36:18.262
‫صرفا رنگ قرمز رو به قهوه‌ای تغییر داد.

00:36:22.933 --> 00:36:24.642
‫خودم رو واسه اون فیلم کشته بودم...

00:36:24.643 --> 00:36:27.145
‫و زندگیم رو وقف اون فیلم کرده بودم.

00:36:27.604 --> 00:36:28.981
‫و نمی‌خواستم نابودش کنم.

00:36:30.107 --> 00:36:31.732
‫خشونت توی فیلم‌هام...

00:36:31.733 --> 00:36:35.236
‫همون قسمته که بی‌مسئولیتی رو مدعی می‌شه.

00:36:35.237 --> 00:36:37.531
‫خشونت ترسناکه، توی خودت.

00:36:38.198 --> 00:36:39.657
‫- می‌دونین؟
‫- آره.

00:36:39.658 --> 00:36:42.077
‫تواناییش رو داری؟ بله.

00:36:44.580 --> 00:36:48.624
‫به این فکر می‌کنم که خشونت
‫ رو به عنوان یه چیز قابل ستایش...

00:36:48.625 --> 00:36:50.794
‫به تماشاچیان جهانی نشون بدم؟

00:36:51.336 --> 00:36:54.047
‫اگه خشونت صادقانه باشه، آره، دارم.

00:36:57.551 --> 00:37:02.930
‫نمی‌خوام اسمی ببرم،
‫ولی کلی فیلمساز هستن که...

00:37:02.931 --> 00:37:05.391
‫نمی‌دونم اصطلاح «بی‌هزینه»
‫ مناسب باشه یا نه...

00:37:05.392 --> 00:37:06.685
‫ولی به نظرشون جالبه.

00:37:09.229 --> 00:37:10.647
‫اون این‌طور نیست.

00:37:12.024 --> 00:37:13.317
‫مارتی این‌طوری نیست.

00:37:15.652 --> 00:37:18.906
‫فیلمسازیه که به دنبال حقیقته.

00:37:20.115 --> 00:37:22.117
‫و توی این دنیا خشونت زیاده.

00:37:24.703 --> 00:37:26.662
‫در پایان راننده تاکسی چه حسی داشتی؟

00:37:26.663 --> 00:37:28.497
‫احساس تعادل بیشتری داشتی؟

00:37:28.498 --> 00:37:31.542
‫نه، احساس آدمی رو داشتم که از جنگ برگشته...

00:37:31.543 --> 00:37:33.670
‫و اونجا خونی ایستاده...

00:37:34.421 --> 00:37:35.923
‫و همچنان نفس می‌کشه.

00:37:38.091 --> 00:37:39.968
‫به نحوی رسوندیمش به کن.

00:37:40.844 --> 00:37:42.721
‫و رئیس هیئت داوران تنسی ویلیامز بود.

00:37:43.889 --> 00:37:46.892
‫اومد بیرون و گفت فیلم رو دوست نداره.
‫خیلی خشنه.

00:37:47.893 --> 00:37:49.852
‫در گذشته باورش سخت بود...

00:37:49.853 --> 00:37:52.146
‫ولی اون زمان...

00:37:52.147 --> 00:37:55.901
‫یکی از خشن‌ترین فیلم‌هایی بود
‫ که در آمریکا ساخته شده بود.

00:37:56.401 --> 00:37:58.194
‫جدا از کنفرانس خبری...

00:37:58.195 --> 00:38:01.865
‫مارتی و بابی عملا اصلا از اتاق
‫هتلشون بیرون نمی‌اومدن.

00:38:02.449 --> 00:38:05.660
‫به نظرم نگرانی این که...

00:38:05.661 --> 00:38:07.453
‫فیلم قرار نبود موفق باشه،
‫ اون‌ها رو فرا گرفته بود.

00:38:07.454 --> 00:38:11.457
‫و این که مردم ممکنه ازش متنفر بشن.
‫عملا هیچ مصاحبه‌ای قبول نکردن.

00:38:11.458 --> 00:38:13.293
‫و فقط من بودم.

00:38:13.710 --> 00:38:16.963
‫و در نهایت کل مصاحبه‌های
‫فیلم رو من انجام دادم...

00:38:16.964 --> 00:38:18.214
‫چون من فرانسوی بلد بودم.

00:38:18.215 --> 00:38:21.885
‫راننده تاکسی می‌شه چون شب‌ها خوابش نمی‌بره.

00:38:22.427 --> 00:38:23.720
‫و با پرواز برگشتیم خونه.

00:38:24.054 --> 00:38:25.096
‫با پرواز برگشتیم لس‌آنجلس.

00:38:25.097 --> 00:38:27.683
‫روزنامه‌نگارم صبح بهم زنگ زد...

00:38:28.058 --> 00:38:30.727
‫و گفت «نخل طلایی رو بردی.»

00:38:32.938 --> 00:38:35.023
‫و بعد غافلگیر شدم که فیلم موفقیت‌آمیز بود.

00:38:35.858 --> 00:38:37.734
‫فکر نمی‌کردم چنین اتفاقی رخ بده.

00:38:39.152 --> 00:38:41.864
‫فیلم توی سینمای کرونت یا خیابان سوم پخش شد.

00:38:42.906 --> 00:38:44.448
‫پل شریدر بهم زنگ زد.

00:38:44.449 --> 00:38:47.995
‫گفت «مارتی، برو ببین. کل خیابون صف بستن.»

00:38:50.581 --> 00:38:53.041
‫دیدگاه مردم نسبت به راننده تاکسی چی بود؟

00:38:55.335 --> 00:39:01.007
‫محشر بود، یعنی وقتی که
‫ برنده نخل طلایی کن شد...

00:39:01.008 --> 00:39:04.011
‫و وقتی که پالین هم اضافه شد،
‫دیگه تموم بود.

00:39:05.429 --> 00:39:09.390
‫اون زمان چنین منتقدهایی قدرت داشتن.

00:39:09.391 --> 00:39:13.186
‫که می‌تونستن آدم‌ها رو نابود کنن یا بسازن.
‫منتقدین ستاره‌ای بودن.

00:39:13.187 --> 00:39:15.980
‫کیل ستاره بود. راجر ایبرت هم بود.

00:39:15.981 --> 00:39:19.650
‫کاری که اسکورسیزی می‌کنه اینه که خیلی
‫ به خشونت توی شهر...

00:39:19.651 --> 00:39:22.195
‫به عنوان خشونت جمع‌شده
‫ درون یه نفر نگاه نمی‌کنه.

00:39:22.196 --> 00:39:24.739
‫و این خشونتی هست که در آمریکا دیدیم.

00:39:24.740 --> 00:39:26.742
‫در مزدورها و تک‌تیراندازها
‫ و این‌جور آدم‌ها.

00:39:27.451 --> 00:39:30.661
‫مردم می‌فهمیدن که یه فیلم چقدر مهمه.

00:39:30.662 --> 00:39:33.247
‫و احتمالا بدون این که
‫صد درصد عامدانه باشه...

00:39:33.248 --> 00:39:36.626
‫اسکورسیزی و پل شریدر...

00:39:36.627 --> 00:39:40.547
‫به حقیقتی جمعی از آمریکا رسیدن.

00:39:41.089 --> 00:39:43.675
‫فیلم آقای اسکورسیزی...

00:39:44.593 --> 00:39:47.512
‫راننده تاکسی، فیلمیه که...

00:39:47.513 --> 00:39:51.099
‫در مورد خشونت در بالاترین سطح هنریه.

00:39:52.267 --> 00:39:55.478
‫با دوستانم رفتم فیلم رو ببینیم.

00:39:55.479 --> 00:39:58.648
‫و فکر کنم در هفته اول انتشارش...

00:39:58.649 --> 00:40:03.403
‫پنج، شش باری دیدمش.
‫و همه واقعا محوش شده بودیم.

00:40:04.947 --> 00:40:08.200
‫راز و جذابیتی داشت که...

00:40:09.034 --> 00:40:11.745
‫از یه دنیای دیگه بود.

00:40:12.287 --> 00:40:15.999
‫اولین باری بود که بازی باب رو هم می‌دیدم،
‫که...

00:40:17.417 --> 00:40:20.461
‫که خیلی لحظه بزرگی بود.

00:40:20.462 --> 00:40:23.130
‫و مشخصا از همون لحظه، اسیرش شدم.

00:40:23.131 --> 00:40:26.051
‫صرفا می‌خواستم، منتظر بودم...

00:40:26.760 --> 00:40:30.347
‫منتظر کارهای مارتین موندم،
‫منتظر کارهای باب موندم.

00:40:32.432 --> 00:40:35.601
‫شده که حس کنی قراره...

00:40:35.602 --> 00:40:37.771
‫کل زندگیت رو با مارتی کار کنی؟

00:40:38.856 --> 00:40:41.733
‫ما به نحوه خاصی با هم کنار میاییم و...

00:40:42.276 --> 00:40:45.027
‫می‌تونم در مورد چیزهایی که راجع بهشون
‫ حرف می‌زنیم باهاش خیلی صادق باشم...

00:40:45.028 --> 00:40:47.446
‫و ارتباط بین سکانس‌هایی که قراره ضبط کنیم.

00:40:47.447 --> 00:40:51.367
‫«یاد چنین چیزی افتادم که خودم تجربه کردم.»
‫فقط به اون می‌گم.

00:40:51.368 --> 00:40:54.453
‫چون، که یه ایده‌ داشته باشیم که من
‫ به چی فکر می‌کردم...

00:40:54.454 --> 00:40:58.499
‫و چه اطلاعاتی از اون حکایت خاص...

00:40:58.500 --> 00:41:01.211
‫و اون تجربه رو بتونیم توی سکانس بیاریم.

00:41:02.254 --> 00:41:05.756
‫مثل یه جور اعتماد و تعقل داشتن به همه،
‫مثل یه واحد.

00:41:05.757 --> 00:41:08.467
‫و مال زمانیه که بازیگر و استودیو...

00:41:08.468 --> 00:41:10.469
‫عملا فیلمت رو ازت می‌گرفتن.

00:41:10.470 --> 00:41:15.641
‫و این یه چیزه، و این که با
‫دنیرو قضیه‌ای به وجود آورد...

00:41:15.642 --> 00:41:17.518
‫به این نحو که...

00:41:17.519 --> 00:41:21.273
‫به اعتمادی رسیدیم که می‌دونستم،
‫خلاصه‌اش اینه که اون چنین کاری نمی‌کنه.

00:41:22.357 --> 00:41:24.568
‫واقعا بهش اعتماد کردم و به حقیقت هم پیوست.

00:41:25.277 --> 00:41:26.987
‫پس آزمایش کردن امن بود.

00:41:28.447 --> 00:41:31.617
‫توی فیلم بعدی یعنی نیویورک، نیویورک،
‫همین کار رو کردیم.

00:41:32.409 --> 00:41:34.493
‫و من با اروین وینکلر کار کردم.

00:41:34.494 --> 00:41:36.871
‫ده سالی بود که توی هالیوود بودم.

00:41:36.872 --> 00:41:40.041
‫با سیستم استودیو و این
‫ چیزها بیشتر تجربه داشتم.

00:41:40.042 --> 00:41:41.834
‫راکی، اروین...

00:41:41.835 --> 00:41:45.172
‫تازه واسه راکی برنده اسکار شده بودم.

00:41:45.756 --> 00:41:49.258
‫یه فیلمنامه به اسم نیویورک، نیویورک
‫ نوشته بودم. موزیکال بود.

00:41:49.259 --> 00:41:52.428
‫با جین کالی در مورد کارگردانیش حرف می‌زدم.

00:41:52.429 --> 00:41:55.515
‫ولی دهه هفتاد بود، اوضاع داشت عوض می‌شد.

00:41:55.516 --> 00:42:00.228
‫می‌خواستم یکم مدرن باشه،
‫پس کسی مثل اسکورسیزی رو لازم داشتم.

00:42:00.229 --> 00:42:01.271
‫و این‌طوری بود که اومد.

00:42:01.855 --> 00:42:05.484
‫سینمای مولف، داشت به نحوی
‫ به اوج خودش می‌رسید.

00:42:06.276 --> 00:42:08.319
‫فرانسیس کاپولا داشت
‫ «اینک آخرالزمان» رو می‌ساخت.

00:42:08.320 --> 00:42:10.155
‫چیمینو داشت «دروازه بهشت» رو می‌ساخت.

00:42:10.572 --> 00:42:12.615
‫وقت آزمایش کردن بود.

00:42:12.616 --> 00:42:15.661
‫این‌طوری بود که «اینجا رو باش.
‫ببین می‌خوایم چیکار کنیم.»

00:42:16.828 --> 00:42:20.874
‫هدفم این بود که اشاره‌ای به موزیکال‌های
‫اواخر دهه چهل و اوایل دهه پنجاه داشته باشم.

00:42:27.422 --> 00:42:33.386
‫و فکرم این بود که جلوه و احساس و منطق...

00:42:33.387 --> 00:42:36.890
‫یه فیلمی که سال 45، 46 در کودکیم
‫ ساخته شده رو به نمایش بذاریم.

00:42:41.854 --> 00:42:43.521
‫و بعد فانتزی رو بگیریم...
‫- آره.

00:42:43.522 --> 00:42:45.940
‫و یک موقعیت جدی رو در مقابلش قرار بدیم.

00:42:45.941 --> 00:42:48.818
‫خیلی‌خب، ناراحتی، چون شخصا نیومدم...

00:42:48.819 --> 00:42:51.362
‫- که ازت خداحافظی کنم، درسته؟
‫- درسته.

00:42:51.363 --> 00:42:53.948
‫که یه مسئله دیگه رو هم پیش میاره،
‫تو باهام خداحافظی نمی‌کنی...

00:42:53.949 --> 00:42:55.283
‫من باهات خداحافظی می‌کنم.

00:42:55.284 --> 00:42:57.493
‫خواستم صحنه‌های ساختگی رو نشون بدم...

00:42:57.494 --> 00:43:00.121
‫و یه رابطه صادقانه...

00:43:00.122 --> 00:43:02.915
‫و بازیگری صادقانه‌ای رو از این شخصیت‌ها...

00:43:02.916 --> 00:43:06.253
‫و افراد رو برعلیه این صحنه‌های ساختگی
‫ به نمایش بذارم.

00:43:10.757 --> 00:43:12.800
‫شخصیت باب توی نیویورک، نیویورک...

00:43:12.801 --> 00:43:16.054
‫واقعا برای مارتی شخصیه.

00:43:17.764 --> 00:43:20.516
‫عزیزم، داری واقعا واسم سختش می‌کنی خوشگلم.

00:43:20.517 --> 00:43:22.852
‫می‌خوای این رو بدی به من
‫و من هم می‌خوام بکوبمش به دیوار.

00:43:22.853 --> 00:43:26.063
‫می‌زنم تیکه‌تیکه‌اش می‌کنم،
‫همین رو می‌خوای؟

00:43:26.064 --> 00:43:27.899
‫چون داری می‌گی همین کار رو بکنم.

00:43:27.900 --> 00:43:29.775
‫موسیقی چیزیه که واسش مهمه.

00:43:29.776 --> 00:43:32.445
‫این مهم‌ترین چیز منه، جز تو،
‫فهمیدی؟

00:43:32.446 --> 00:43:34.530
‫و اگه از پس این بر نیام،
‫بدرد تو نمی‌خورم...

00:43:34.531 --> 00:43:36.658
‫و بدرد هیچکس نمی‌خورم عزیزم.

00:43:36.992 --> 00:43:39.410
‫خواست چیزهای دیگه واسش اهمیت داشته باشن...

00:43:39.411 --> 00:43:42.748
‫و فهمید واقعا هیچی واسش اهمیتی نداره.

00:43:43.874 --> 00:43:47.586
‫و خیلی ارتباط به این داشت که
‫ دو آدم خلاق با هم زندگی می‌کردن.

00:43:48.253 --> 00:43:51.339
‫دلیلش همینه. و گفتم
‫«همه اون زمان این رو تجربه می‌کردیم.»

00:43:51.340 --> 00:43:53.759
‫و گفتم «این چیزیه که راجع به اون زمانه.»

00:43:55.135 --> 00:43:58.513
‫مامانم به عنوان یه خبرنگار شروع کرد...

00:43:58.514 --> 00:44:01.057
‫حین یه مصاحبه با بابام آشنا شد...

00:44:01.058 --> 00:44:03.852
‫درست قبل این که بابام
‫ راننده تاکسی رو بسازه.

00:44:04.770 --> 00:44:06.313
‫گمونم اون...

00:44:06.772 --> 00:44:10.858
‫پروژه رو نشونش داد و اونم گفت،
‫«آره، آره...»

00:44:10.859 --> 00:44:13.820
‫و بعدم شروع کرد که «پس فلان چی می‌شه؟»

00:44:15.113 --> 00:44:17.365
‫این جولیاست. به زودی
‫ به با مارتی ازدواج می‌کنه.

00:44:17.366 --> 00:44:18.491
‫مارتی اسکورسیزی.

00:44:18.492 --> 00:44:19.867
‫ولی ترتیب نشستن درست نیست.

00:44:19.868 --> 00:44:21.661
‫ترتیب نشستن، چون خیلی سیگار می‌کشه...

00:44:21.662 --> 00:44:23.496
‫و من خیلی سرفه می‌کنم و دستمال مصرف می‌کنم.

00:44:23.497 --> 00:44:25.373
‫خیلی‌خب، این بیله...

00:44:25.374 --> 00:44:27.750
‫با هم خوش و خرم کنار می‌اومدن.

00:44:27.751 --> 00:44:30.754
‫من هم با نیویورک، نیویورک به دنیا اومدم.

00:44:31.338 --> 00:44:34.257
‫راستش این خیلی خاصه.

00:44:34.258 --> 00:44:40.722
‫درواقع یکی از معدود تصویرهاییه
‫ که از بچگیم با مامان و بابام دارم.

00:44:41.723 --> 00:44:45.936
‫مامانم مستقیم من رو از
‫ بیمارستان برد سر صحنه.

00:44:47.604 --> 00:44:52.024
‫فیلم مشخصا تاثیراتی از این داشت که
‫هنر از زندگی تقلید می‌کنه...

00:44:52.025 --> 00:44:54.360
‫و این که زندگی از هنر تقلید می‌کنه.

00:44:54.361 --> 00:44:57.655
‫و فاصله‌ی میان...

00:44:57.656 --> 00:45:01.075
‫ازدواجی که میان موفقیت داره از بین می‌ره.

00:45:01.076 --> 00:45:03.870
‫من بهت گفتم بچه بیاری؟

00:45:03.871 --> 00:45:07.541
‫من گفتم بچه کوفتی رو حامله بشی؟

00:45:08.125 --> 00:45:09.250
‫نه، نگفتم!

00:45:09.251 --> 00:45:11.795
‫خودت شدی، حالا مال خودت، نگهش دار!

00:45:13.547 --> 00:45:15.382
‫همینه. بیا، بزن. درسته.

00:45:15.883 --> 00:45:17.342
‫بیا بزن. درسته.

00:45:18.218 --> 00:45:21.637
‫واقعا دوران عجیبی بود.

00:45:21.638 --> 00:45:24.765
‫لازم نیست بگم که من حاصل...

00:45:24.766 --> 00:45:28.519
‫دو تا هنرمند محشر دهه هفتاد هالیوود بودم...

00:45:28.520 --> 00:45:31.398
‫همراه با کلی سکس و مواد و راک اند رول.

00:45:32.149 --> 00:45:34.526
‫بیست و دو هفته دیوانگی محض بود.

00:45:36.195 --> 00:45:40.740
‫اون سال‌های کوکائین بود.
‫نیویورک، نیویورک خیلی صحنه کوکائینی‌ای بود.

00:45:40.741 --> 00:45:43.952
‫اون زمان مواد بودن.

00:45:45.329 --> 00:45:48.414
‫چیزی که آرومم کنه رو دوست نداشتم.

00:45:48.415 --> 00:45:50.458
‫آروم. خیلی‌خب، خداحافظ.

00:45:50.459 --> 00:45:53.753
‫دنیرو و من و مارتی مثل فرفره بودیم.

00:45:53.754 --> 00:45:56.255
‫«بیا فلان کار رو بکنیم، و فلان کار رو بکنیم
‫ و بیا این کار رو بکنیم.

00:45:56.256 --> 00:45:57.298
‫عه چه فکر خوبی.»

00:45:57.299 --> 00:46:00.301
‫تنها فیلم عمرمه که یادم نمیاد نشسته باشم.

00:46:00.302 --> 00:46:03.346
‫مارتی سطح انرژیت رو به جایی
‫ می‌رسونه که فقط داری...

00:46:03.347 --> 00:46:06.182
‫«وای عالیه، بیا ادامه بدیم...»

00:46:06.183 --> 00:46:08.935
‫اون زمان خیلی از بداهه حینش استفاده کردی؟

00:46:08.936 --> 00:46:10.561
‫آره، ولی نه به شکل درستی.

00:46:10.562 --> 00:46:11.479
‫نارنجک می‌خوای؟

00:46:11.480 --> 00:46:12.939
‫می‌شه بذاریش کنار؟

00:46:12.940 --> 00:46:13.940
‫هان؟

00:46:13.941 --> 00:46:16.484
‫حالت درست بداهه‌پردازی اینه
‫ که حین تمرین انجامش بدی...

00:46:16.485 --> 00:46:17.818
‫با بازیگرها ضبطش کنی...

00:46:17.819 --> 00:46:20.446
‫درستش کنی و بگی «سکانس اصلی این شد.»
‫بگیریش...

00:46:20.447 --> 00:46:24.700
‫و در جایگاهی اون رو بی‌خیال شدم
‫ و فقط بداهه‌پردازی می‌کردم.

00:46:24.701 --> 00:46:28.288
‫گاهی‌اوقات صحنه رو بداهه عوض می‌کردیم...

00:46:28.789 --> 00:46:31.291
‫می‌رفتیم توی صحنه‌ای دیگه
‫ که هنوز ساخته نشده بود.

00:46:32.334 --> 00:46:34.086
‫داشتیم یه سکانس رو ضبط می‌کردیم...

00:46:34.545 --> 00:46:36.630
‫باب زد به پنجره...

00:46:37.589 --> 00:46:38.589
‫و شکست.

00:46:38.590 --> 00:46:41.509
‫و مارتی گفت «زندگی همینه،
‫سعی می‌کنی ازدواج کنی...

00:46:41.510 --> 00:46:43.719
‫و می‌زنی به یه پنجره و می‌شکنه.
‫ زندگی همینه.»

00:46:43.720 --> 00:46:46.931
‫من گفتم «چرا که نه؟ چرا که نشکنه؟ که چی؟»

00:46:46.932 --> 00:46:48.933
‫و اون گفت «به نظرت زیاده‌روی نیست؟»

00:46:48.934 --> 00:46:50.142
‫و من گفتم «نه، بیا در هر
‫ صورت امتحانش کنیم.»

00:46:50.143 --> 00:46:54.480
‫و حالا مسئول صحنه باید می‌رفت
‫ پنجره‌های شکستنی بیاره.

00:46:54.481 --> 00:46:57.358
‫و هر بار که پنجره می‌شکنه...

00:46:57.359 --> 00:47:00.862
‫یه نفر باید شیشه‌های
‫ اطراف پنجره رو تمیز کنه...

00:47:00.863 --> 00:47:03.447
‫و پنجره رو عوض کنه و دورش رو بتونه بزنه.

00:47:03.448 --> 00:47:06.576
‫و فرداش واسه ضبط خیلی دهنمون سرویس شد.

00:47:06.577 --> 00:47:09.370
‫ولی بله، فیلم رو این‌طوری ضبط کردیم.

00:47:09.371 --> 00:47:14.667
‫توی اون یکی یکم روانی‌بازی درآوردیم،
‫ولی خب، پیش میاد.

00:47:14.668 --> 00:47:15.878
‫جالب بود؟

00:47:19.798 --> 00:47:22.176
‫دائم در رفت و برگشت بودم.

00:47:23.135 --> 00:47:25.803
‫از هیجان خلاقانه دیوانه شده بودم.

00:47:25.804 --> 00:47:28.181
‫انقدر مشغول بودم که نمی‌تونستم آروم بگیرم.

00:47:28.182 --> 00:47:30.100
‫و گفتم
‫«خیلی‌خب، بیا یه فیلم دیگه ضبط کنیم.»

00:47:32.311 --> 00:47:35.021
‫اولین بار که با مارتی آشنا شدم...

00:47:35.022 --> 00:47:39.609
‫بخاطر این بود که مدیر تورم
‫ تهیه‌کننده خیابون‌های پایین‌شهر بود.

00:47:39.610 --> 00:47:43.529
‫گفت «باید این رو ببینی.

00:47:43.530 --> 00:47:45.656
‫این یارو، این فیلمسازه...

00:47:45.657 --> 00:47:48.492
‫بد چیزیه، می‌گم باید ببینیش.»

00:47:48.493 --> 00:47:52.122
‫و یه اکران خصوصی واسم توی
‫ استودیوی برادران وارنر راه انداختن.

00:47:52.497 --> 00:47:57.376
‫یادمه که با «عزیزم باش...»
‫ شروع می‌شه، که...

00:47:57.377 --> 00:48:01.130
‫اون موقع بود که گفتم، «صبر کنین. صبر کنین.»

00:48:01.131 --> 00:48:02.633
‫دیدم که این‌طوری شروع شد که...

00:48:07.971 --> 00:48:09.264
‫و هاروی، خب...

00:48:11.183 --> 00:48:12.226
‫آره.

00:48:18.190 --> 00:48:23.486
‫و با خودم گفتم «این یارو حتما...

00:48:23.487 --> 00:48:27.365
‫در مورد فیلم و موسیقی یه چیزهایی می‌دونه.»

00:48:27.366 --> 00:48:28.616
‫تحت‌تاثیر قرارم داد.

00:48:28.617 --> 00:48:30.452
‫چند سال بعدش...

00:48:31.161 --> 00:48:36.500
‫می‌خواستم با د بند پروژه‌ای به اسم
‫ آخرین والس رو بسازم.

00:48:36.834 --> 00:48:41.755
‫د بند شونزده سال بود که با هم بودن،
‫توی جاده.

00:48:42.381 --> 00:48:46.217
‫و می‌خواستم این فیلم از
‫ آخرین کنسرت د بند باشه.

00:48:46.218 --> 00:48:50.639
‫می‌خواستیم چیزی بیشتر از یه کنسرت باشه.
‫می‌خواستیم یه جشن باشه.

00:48:51.598 --> 00:48:53.599
‫جشنی از شروع یا پایان؟

00:48:53.600 --> 00:48:56.436
‫شروعِ شروعِ پایان شروع.

00:48:57.980 --> 00:49:03.484
‫و ساختنش با این همه آدم که،
‫همه از لحاظ موسیقی به هم متصل بودیم.

00:49:03.485 --> 00:49:08.240
‫همه، یعنی از نیل یانگ گرفته تا ون موریسون.

00:49:10.701 --> 00:49:12.244
‫تا جونی میچل.

00:49:14.788 --> 00:49:17.040
‫و کلی‌های دیگه.

00:49:19.626 --> 00:49:24.755
‫هر کسی نماینده‌ی قشر متفاوتی از موسیقی بود.

00:49:24.756 --> 00:49:27.676
‫در مورد این ایده به مارتی گفتم...

00:49:28.343 --> 00:49:32.555
‫و می‌شد دید که داره می‌فهمش.

00:49:32.556 --> 00:49:33.764
‫و مشغول پردازشه.

00:49:33.765 --> 00:49:37.727
‫گفت «وسط فیلمبرداری یه فیلمم.

00:49:37.728 --> 00:49:40.813
‫و استودیو، یه چیزی که دوست ندارن اینه که...

00:49:40.814 --> 00:49:44.317
‫وقتی وسط ضبط یه فیلم هالیوودی هستی...

00:49:44.318 --> 00:49:47.987
‫بری همزمان هم یه فیلم دیگه بسازی.

00:49:47.988 --> 00:49:50.239
‫واقعا از این خوششون نمیاد.»

00:49:50.240 --> 00:49:52.826
‫و این‌طوری گفت که «من...»

00:49:53.744 --> 00:49:56.580
‫و یهویی گفت...

00:49:57.998 --> 00:49:59.123
‫«واسم مهم نیست.»

00:49:59.124 --> 00:50:02.544
‫می‌تونن اخراجم کنن. می‌تونن من رو بکشن.
‫واسم مهم نیست، باید بسازمش.»

00:50:02.878 --> 00:50:03.879
‫و نمی‌تونستم متوقف بشم.

00:50:04.880 --> 00:50:07.132
‫باید بیشتر و بیشتر بسازم.

00:50:10.219 --> 00:50:16.349
‫و تصمیم گرفتیم آخرهفته‌ی
‫ عید شکرگزاری انجامش بدیم.

00:50:16.350 --> 00:50:21.020
‫و به جای این که استراحت کنه،
‫ بیاد کنسرت رو فیلمبرداری کنه.

00:50:21.021 --> 00:50:24.982
‫و همه‌ پچ‌پچ می‌کردن و سرهمش می‌کردن.

00:50:24.983 --> 00:50:26.609
‫هفت دوربین 35 میلی‌متری در جاهایی مشخص.

00:50:26.610 --> 00:50:28.236
‫- هفت‌تا؟
‫- آره، هفت‌تا.

00:50:28.237 --> 00:50:31.113
‫و فیلمبردار عملا جاشون رو حفظ می‌کرد...

00:50:31.114 --> 00:50:33.866
‫و هر وقت فیلمشون تموم می‌شد
‫برمی‌گشتن به فیلمنامه.

00:50:33.867 --> 00:50:35.243
‫که حدود دویست صفحه بود.

00:50:35.244 --> 00:50:38.996
‫مارتی یه فیلمنامه دویست صفحه‌ای نوشت.

00:50:38.997 --> 00:50:44.836
‫آهنگ به آهنگ، کلمه به کلمه
‫ از چیزهایی که باید رخ می‌داد.

00:50:44.837 --> 00:50:46.879
‫توی یه ستون نوشته بود
‫ کی کدوم بخش رو می‌خونه.

00:50:46.880 --> 00:50:49.298
‫توی ستون بغلیش نوشته بود کدوم سازها مهمن.

00:50:49.299 --> 00:50:52.176
‫و یه ستون دیگه هم واسه نورپردازی
‫ و یه ستون دیگه هم واسه دوربین بود.

00:50:52.177 --> 00:50:55.263
‫و وقتی همه این‌ها رخ می‌داد
‫مارتی به صورت فیزیکی چیکار می‌کرد؟

00:50:55.264 --> 00:50:59.767
‫یه هدست داشت و به بقیه می‌گفت
‫بعدش چی می‌شه...

00:50:59.768 --> 00:51:01.436
‫و باید چیکار کنن.

00:51:01.895 --> 00:51:05.356
‫و در همین حین اون‌ها رول فیلم
‫ و باتری‌ها رو عوض می‌کردن...

00:51:05.357 --> 00:51:08.317
‫و امیدوار بودن که دوربین‌ها چیزیشون نشه.

00:51:08.318 --> 00:51:11.446
‫آزمایش وحشتناکی بود.

00:51:11.471 --> 00:51:16.000
‫مترجم: «تارخ علی‌خانی»
‫ تلگرام: aManOfWar@

00:51:19.371 --> 00:51:23.082
‫و وقتی تموم شد به مارتی گفتم...

00:51:23.083 --> 00:51:26.128
‫«می‌گم، یه سری چیزها یادمون رفته...

00:51:33.594 --> 00:51:38.055
‫و اون‌ها رو مثل موزیکال‌های قدیمی
‫ روی صحنه فیملبرداری کردیم.

00:51:38.056 --> 00:51:43.645
‫♪ به ناصره رفتم، احساس ♪
‫♪ می‌کردم دارم می‌میرم... ♪

00:51:44.938 --> 00:51:50.277
‫♪ باید جایی پیدا کنم ♪
‫♪ که سرم رو بذارم زمین... ♪

00:51:51.445 --> 00:51:55.698
‫♪ آقا، می‌شه بهم بگین کجا یه تخت ♪
‫♪ واسه خوابیدن گیر میارم؟ ♪

00:51:55.699 --> 00:52:00.536
‫و این‌طوری مارتی تونست
‫ به شیوه خودش دوربین رو حرکت هم بده.

00:52:00.537 --> 00:52:05.583
‫که خیلی خیلی موزیکاله.

00:52:05.584 --> 00:52:09.379
‫ریتمش، حرکتش، همه‌چیزش. خیلی خوبه.

00:52:10.756 --> 00:52:13.383
‫واقعا می‌گم آدمیه که از ریتم خوشش میاد.

00:52:14.760 --> 00:52:17.345
‫و...

00:52:17.346 --> 00:52:19.138
‫یه دوربین بود...

00:52:19.139 --> 00:52:21.182
‫واسه چهار بخش اول آهنگ.

00:52:21.183 --> 00:52:22.642
‫قاب این بود...

00:52:22.643 --> 00:52:26.312
‫و کات می‌شد، و قاب این بود.
‫و نقاشی‌هایی هم واسه قاب بودن.

00:52:26.313 --> 00:52:32.027
‫♪ کیف‌هام رو برداشتم و ♪
‫♪ رفتم جایی که قایم بشم... ♪

00:52:32.611 --> 00:52:37.532
‫♪ که دیدم کارمن پیر و شیطان ♪
‫♪ کنار هم قدم می‌زنن... ♪

00:52:37.533 --> 00:52:39.617
‫به نظرم موسیقی خالص‌ترین شکل هنره.

00:52:39.618 --> 00:52:44.540
‫♪ گفتم «هی کارمن، بیا بریم شهر.» ♪

00:52:45.499 --> 00:52:51.046
‫♪ گفت «باید برم، ولی دوستم می‌تونه بیاد.» ♪

00:52:51.922 --> 00:52:54.757
‫آخرین والس رو بدون پول درست کردم.
‫هیچی نگرفتم.

00:52:54.758 --> 00:52:58.052
‫مدیربرنامه‌هام می‌خواست من رو بکشه.
‫گفت «یه چیزی بگیر حداقل.»

00:52:58.053 --> 00:53:01.431
‫گفتم «آره، ولی فیلم رو ساختم.»

00:53:03.141 --> 00:53:05.768
‫♪ یه استراحتی بکن فنی... ♪

00:53:05.769 --> 00:53:07.979
‫هیچ پولی نمی‌تونست ارزش...

00:53:07.980 --> 00:53:12.150
‫اون زیبایی‌ای... ادامه‌ی زیبایی...

00:53:13.569 --> 00:53:15.862
‫تجربه‌ی اون فیلم رو جایگزین کنه.

00:53:15.863 --> 00:53:19.116
‫♪ بارش رو روی دوش من انداختی. ♪

00:53:20.200 --> 00:53:21.493
‫مثل یه موهبته.

00:53:23.662 --> 00:53:28.333
‫♪ فنی، یه استراحتی بکن فنی. ♪

00:53:39.636 --> 00:53:40.762
‫زیبا.

00:53:41.972 --> 00:53:46.225
‫و همش حینی رخ داد که از اون
‫ یکی فیلم استراحت می‌کرد؟

00:53:46.226 --> 00:53:49.354
‫وقتی بود که روی
‫نیویورک، نیویورک کار می‌کرد.

00:53:53.150 --> 00:53:54.817
‫نیویورک نیویورک رو تموم کردیم ولی...

00:53:54.818 --> 00:53:57.445
‫هنوز تدوینش واسه من مونده بود.

00:53:57.446 --> 00:54:00.198
‫و زمان خیلی سختی بود واسم.

00:54:00.199 --> 00:54:01.824
‫تدوین کل روز و شبم رو می‌گرفت.

00:54:01.825 --> 00:54:04.285
‫یه گروه کل روز و شب کار می‌کردن.

00:54:04.286 --> 00:54:06.245
‫- مشکل چیه؟ هان؟
‫- مشکل چیه؟

00:54:06.246 --> 00:54:07.371
‫- آره، مشکل چیه؟
‫- مشکل...

00:54:07.372 --> 00:54:10.417
‫حین پروسه تدوین پخش‌های
‫ به شدت زیادی داشتیم.

00:54:11.001 --> 00:54:15.796
‫پروسه خیلی طولانی‌ای بود،
‫چون کلیش باید بداهه‌پردازی می‌شد.

00:54:15.797 --> 00:54:19.468
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

00:54:19.968 --> 00:54:21.886
‫خداحافظ! من آخر گفتم.

00:54:21.887 --> 00:54:24.263
‫فکر کنم نسخه چهار، پنج ساعتیش رو دیدم.

00:54:24.264 --> 00:54:26.307
‫و گفتم «وای.»

00:54:26.308 --> 00:54:28.644
‫یعنی محشر بود، ولی گفتم، «مارتی...

00:54:30.604 --> 00:54:32.022
‫باید کوتاهش کنی.»

00:54:33.065 --> 00:54:35.859
‫اولین باری که دیدمش چهار ساعت و نیم بود.

00:54:36.360 --> 00:54:38.611
‫و تعادلش محشر بود.

00:54:38.612 --> 00:54:41.031
‫باید تا زمان مشخصی کوتاه بشه.

00:54:41.865 --> 00:54:42.990
‫تعادلش عوض شد.

00:54:42.991 --> 00:54:45.952
‫انگار که یه هرم رو داری،
‫و یه بخشیش رو حذف می‌کنی...

00:54:45.953 --> 00:54:47.955
‫کلش ممکنه فروپاشی کنه.

00:54:50.707 --> 00:54:52.166
‫حین کوتاه‌ کردن و تدوین کردن...

00:54:52.167 --> 00:54:55.921
‫متاسفانه بخشی از نبوغش رو نابود کرد.

00:54:58.465 --> 00:55:00.758
‫و درست در همون موقع، می‌خواستم...

00:55:00.759 --> 00:55:03.636
‫دارودسته‌های نیویورکی و
‫ آخرین وسوسه مسیح رو بسازم.

00:55:03.637 --> 00:55:08.683
‫ولی شکست، شکست‌های مالی و
‫بحرانی نیویورک نیویورک باعث شد...

00:55:08.684 --> 00:55:12.019
‫حتی کلمه «کم» رو هم نمی‌شه به کار برد.

00:55:12.020 --> 00:55:13.938
‫نمی‌شه حتی...

00:55:13.939 --> 00:55:16.315
‫احتمال ساخت اون دو تا فیلم
‫ رو کم در نظر گرفت.

00:55:16.316 --> 00:55:18.485
‫از بین رفته بودن. از بین رفته بودن.

00:55:18.944 --> 00:55:19.945
‫نابود شدن. از بین رفتن.

00:55:22.114 --> 00:55:25.241
‫و من احساس مسئولیت می‌کردم، واسه مردم...

00:55:25.242 --> 00:55:26.869
‫واسه پول و واسه کل کاری که کردیم...

00:55:28.412 --> 00:55:30.873
‫می‌دونی؟ و کدوم گوری باید می‌رفتم؟

00:55:32.165 --> 00:55:33.584
‫استعدادم رو از دست دادم.

00:55:34.459 --> 00:55:35.961
‫رفت.

00:55:37.171 --> 00:55:40.673
‫تماشای کارگردانی پدرم
‫ این‌طوریه که در مرکز...

00:55:40.674 --> 00:55:43.009
‫طوفانیه که دورش می‌چرخه.

00:55:43.010 --> 00:55:47.389
‫از دوره‌ای می‌گذشت که
‫ نمی‌تونست طوفان رو هدایت کنه.

00:55:50.893 --> 00:55:52.643
‫و همچنین...

00:55:52.644 --> 00:55:54.937
‫- خب، از جولیا کامرون طلاق گرفته بودی.
‫- آره.

00:55:54.938 --> 00:56:00.319
‫آره، فکر کنم بعد یه سال بود که رخ داد.

00:56:01.778 --> 00:56:04.697
‫به نظرت دستور یه...

00:56:04.698 --> 00:56:07.034
‫ازدواج خوشبختانه و موفق چیه؟

00:56:07.618 --> 00:56:10.077
‫به نظرم داری از آدم اشتباهی می‌پرسی.

00:56:10.078 --> 00:56:12.163
‫خب نه، یعنی...

00:56:12.164 --> 00:56:15.125
‫وای، نمی‌دونم. تا الان دو تا اشتباه کردم.

00:56:15.918 --> 00:56:17.793
‫و هنوز یاد نگرفتم، پس من...

00:56:17.794 --> 00:56:19.922
‫بذار ببینم، چی می‌خوام بگم؟

00:56:22.633 --> 00:56:26.094
‫بذار این‌طور بگم، وسوسه زیاد هست.

00:56:26.470 --> 00:56:29.431
‫وسوسه هر سمت مسیر هست دیگه؟

00:56:29.890 --> 00:56:31.849
‫یعنی به عنوان هنرمند یا یه مرد؟

00:56:31.850 --> 00:56:34.852
‫هر دو. چون فرقی نمی‌کنه.

00:56:34.853 --> 00:56:36.771
‫فرقی نمی‌کنه.

00:56:36.772 --> 00:56:40.107
‫ازدواج‌ها نابود می‌شن. بچه‌هایی رو به
‫ دنیا میاری که نمی‌تونی بزرگ کنی.

00:56:40.108 --> 00:56:44.196
‫یادتون نره که من اون
‫زمان سالی یکی دو بار می‌دیدمش.

00:56:46.281 --> 00:56:48.824
‫پدرت رو خیلی می‌دیدی یا...؟

00:56:48.825 --> 00:56:51.870
‫اون زمان دقیقا نه.

00:56:54.873 --> 00:56:59.127
‫زمان زیادی رو با رابی رابرتسون
‫ از د بند می‌گذروندم.

00:56:59.628 --> 00:57:05.925
‫زندگی‌های شخصیمون قاطی شده بود،
‫پس دعوتم کرد که...

00:57:05.926 --> 00:57:09.263
‫بیام خونه‌اش باهاش زندگی کنم.

00:57:09.847 --> 00:57:14.392
‫هر کسی که می‌شناختیم در بعدی
‫ از دیوانگی زندگی می‌کرد.

00:57:14.393 --> 00:57:17.771
‫ما هم مثل بقیه توش فرو رفته بودیم.

00:57:20.190 --> 00:57:22.984
‫اون و رابی می‌رفتن خونه...

00:57:22.985 --> 00:57:25.111
‫و بیست و چهار ساعت روز فیلم می‌دیدن.

00:57:25.112 --> 00:57:28.240
‫مواد هم بود که مشخصا من
‫علاقه‌ای بهش نداشتم.

00:57:29.491 --> 00:57:31.576
‫این‌طوری بود که «وای من یکم خسته شدم.»
‫می‌فهمین؟

00:57:31.577 --> 00:57:34.787
‫«اگه یکم بزنیم سرحالمون می‌کنه.»

00:57:34.788 --> 00:57:36.957
‫یه سری ملت اسپرسو می‌خوردن.

00:57:40.169 --> 00:57:43.672
‫داشتیم سعی می‌کردیم یه چیزی پیدا کنیم،
‫که گمونم مجددا استعدادمون رو پیدا کنیم.

00:57:44.756 --> 00:57:45.924
‫شوخی همیشه اینه که...

00:57:46.884 --> 00:57:49.803
‫«باعث می‌شه بهتر کار کنم.»
‫و همون حین مُردی.

00:57:51.388 --> 00:57:54.391
‫می‌دونی، مشکل اینه که از گناهش لذت می‌بری.

00:57:55.225 --> 00:57:57.685
‫مشکلی که من همیشه داشتم همینه،
‫ازش لذت می‌بردم.

00:57:57.686 --> 00:58:00.813
‫وقتی بد بودم ازش لذت می‌بردم،
‫از کلیش لذت می‌بردم.

00:58:00.814 --> 00:58:02.982
‫- سحر شده.
‫- سحر شده؟

00:58:02.983 --> 00:58:04.484
‫باید جمع کنیم.

00:58:05.027 --> 00:58:06.194
‫باید بریم.

00:58:06.195 --> 00:58:11.867
‫یه دوره‌ای از... رفتار ناسالم بود دیگه،
‫ همین.

00:58:13.285 --> 00:58:19.415
‫دوره سختی بود و کسی هم نبود که
‫ بهمون تلنگری بزنه که بگه...

00:58:19.416 --> 00:58:22.376
‫«هی، خیلی عجیبه، دیوانه بازیه.

00:58:22.377 --> 00:58:25.296
‫واستون خوب نیست. مضره.»

00:58:25.297 --> 00:58:27.299
‫چنین چیزی پیش نیومد.

00:58:31.553 --> 00:58:35.432
‫توی خونه، مارتی بود و من و استیون پرینس.

00:58:36.308 --> 00:58:38.893
‫استیو دستیار مارتی بود.

00:58:38.894 --> 00:58:41.480
‫استیو، تو برو ببین چیه،
‫شاید مهم باشه.

00:58:44.525 --> 00:58:47.944
‫استیو پرینس؟ اون چی؟
‫آدم جالبیه.

00:58:47.945 --> 00:58:50.404
‫آره، یعنی، اون...

00:58:50.405 --> 00:58:53.282
‫به اندازه کافی واسم جالب بود
‫ که در موردش یه فیلم بسازم.

00:58:53.283 --> 00:58:54.867
‫- بد نیست.
‫- اصلا.

00:58:54.868 --> 00:58:56.494
‫می‌شه بری اون سمت لطفا؟

00:58:56.495 --> 00:58:58.913
‫یه مستنده و...

00:58:58.914 --> 00:59:00.915
‫توی همون شب ضبطش کردیم.
‫یه شبه ضبطش کردیم.

00:59:00.916 --> 00:59:03.043
‫مایکل چپمن ضبطش کرد و...

00:59:05.170 --> 00:59:09.299
‫برگشتم و طرف داشت از در وارد می‌شد.

00:59:10.050 --> 00:59:12.426
‫همین‌طوری از در وارد می‌شد.
‫از در.

00:59:12.427 --> 00:59:15.137
‫و همین حینی که داشت از در می‌اومد...

00:59:15.138 --> 00:59:16.556
‫شلیک کردم.

00:59:16.557 --> 00:59:18.099
‫یه چیزی در مورد...

00:59:18.100 --> 00:59:21.228
‫داستان‌ها و شیوه تعریف داستان‌هاش
‫شگفت‌انگیز بود.

00:59:21.562 --> 00:59:24.897
‫مخصوصا اون شخصی که اوردوز کرده بود.

00:59:24.898 --> 00:59:29.862
‫و یه دختره یه بار... رو دستمون اوردوز کرد.

00:59:30.821 --> 00:59:33.031
‫مُرده بود بابا.

00:59:33.407 --> 00:59:35.825
‫- تارانتینو هم ظاهرا...
‫- ظاهرا.

00:59:35.826 --> 00:59:38.452
‫اصلا بهم نگفت. تارانتیتو بهم نگفت
‫ که از اونجا به ذهنش رسیده.

00:59:38.453 --> 00:59:40.371
‫ولی شما گفتین، بقیه هم گفتن.

00:59:40.372 --> 00:59:41.998
‫خیلی‌خب، فکر کنم حاضره.

00:59:41.999 --> 00:59:45.043
‫و گفت «خب باید بهش یه سرنگ آدرنالین بزنی.»

00:59:46.128 --> 00:59:48.714
‫گفتم «چی داری می‌گی؟»

00:59:50.340 --> 00:59:52.467
‫اون... من گفتم «خودت بزن.»
‫اون گفت «نمی‌تونم.»

00:59:52.968 --> 00:59:55.178
‫نه رفیق، من نمی‌تونم، تو باید بزنی.

00:59:55.179 --> 00:59:56.470
‫- نه، تو باید بزنی.
‫- من نمی‌زنم.

00:59:56.471 --> 00:59:58.055
‫- من بهش تزریق نمی‌کنم.
‫- من تا حالا نکردم.

00:59:58.056 --> 01:00:00.183
‫من هم تا حالا نزدم. حالا هم نمی‌زنم.

01:00:00.184 --> 01:00:02.226
‫می‌دونی چطور آدرنالین بزنی؟

01:00:02.227 --> 01:00:04.770
‫ببین، سوزن آدرنالین تقریبا انقدره...

01:00:04.771 --> 01:00:06.982
‫و باید بزنیش تو قلب.

01:00:07.441 --> 01:00:09.609
‫و باید مثل چاقو زدن بزنیش.

01:00:09.610 --> 01:00:11.277
‫باید اینجا رو سوراخ کنی،
‫ پس کاری که می‌کنی اینه که...

01:00:11.278 --> 01:00:13.821
‫باید سوزن رو مثل چاقو پایین بیاری.

01:00:13.822 --> 01:00:16.282
‫با ماژیک قلبش رو نشون کردیم.

01:00:16.283 --> 01:00:18.242
‫و منم این‌طوری زدم.

01:00:18.243 --> 01:00:19.911
‫و بعدش...

01:00:19.912 --> 01:00:21.872
‫و... این‌طوری به هوش اومد.

01:00:24.458 --> 01:00:27.335
‫استیو روایتگوی محشری بود،
‫داستان‌سرای محشری بود.

01:00:27.336 --> 01:00:30.881
‫ولی داستان‌سرای محرومان بود. مجددا.

01:00:31.924 --> 01:00:33.508
‫اون‌هایی که لبه زندگی می‌کردن.

01:00:33.509 --> 01:00:36.636
‫مارتی علاقه خاصی به جنبه تاریک داره...

01:00:36.637 --> 01:00:41.432
‫چون جنبه تاریک ماجرا جاییه
‫ که اکثرا حقیقت هست دیگه؟

01:00:41.433 --> 01:00:44.268
‫و بخشی از کاوش کردن گمونم تجربه کردن باشه.

01:00:44.269 --> 01:00:47.355
‫- آره، بکن.
‫- نه، یه لحظه صبر کن.

01:00:47.356 --> 01:00:50.274
‫چرا باید انقدر نزدیک لبه می‌شد؟

01:00:50.275 --> 01:00:52.528
‫از لبه رد می‌شد و وارد پرتگاه می‌شد؟

01:00:53.403 --> 01:00:54.738
‫نمی‌دونم.

01:00:55.906 --> 01:00:57.865
‫- ضبط می‌کنیم؟
‫- چند وقتی هست می‌کنیم.

01:00:57.866 --> 01:01:00.243
‫یه مدتی هست که داریم ضبط می‌کنیم.
‫همون‌طور که فکرش رو می‌کردم.

01:01:00.244 --> 01:01:01.786
‫خیال کردی نمی‌دونم.

01:01:01.787 --> 01:01:04.247
‫توی چشم‌چران یه جمله عالیه هست.

01:01:04.248 --> 01:01:06.208
‫«این همه فیلمبرداری ضرر داره.»

01:01:06.792 --> 01:01:10.753
‫این همه فیلمبرداری ضرر داره.

01:01:10.754 --> 01:01:13.298
‫«این همه فیلمبرداری ضرر داره.»
‫و واقعا هم داشت.

01:01:13.924 --> 01:01:14.883
‫ولی...

01:01:16.134 --> 01:01:17.469
‫کاری بود که ما می‌کردیم.

01:01:18.053 --> 01:01:20.388
‫توی پسر آمریکایی هم مشخصا مواد نقش داشت.

01:01:20.389 --> 01:01:22.432
‫واسه من همون بود که لس‌آنجلسیش می‌کرد.

01:01:23.475 --> 01:01:25.268
‫- معتاد شدی؟
‫- خیلی...

01:01:25.269 --> 01:01:26.853
‫- واقعا معتاد شدی؟
‫- آره بابا.

01:01:26.854 --> 01:01:28.146
‫چطوری ترکش کردی؟

01:01:29.189 --> 01:01:31.942
‫خب نکته همینه. نکته اینه که نکردم.

01:01:32.693 --> 01:01:34.653
‫نکته اینه که نابودم کرد.

01:01:35.153 --> 01:01:36.947
‫نکته اینه که کنار نذاشتم...

01:01:37.739 --> 01:01:39.366
‫تا وقتی که بالاخره فروپاشی کردم.

01:01:39.863 --> 01:01:45.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

01:01:45.030 --> 01:01:53.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]