﻿WEBVTT

00:00:00.200 --> 00:00:06.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:00:06.460 --> 00:00:07.250 line:20%
‫[ آنچه گذشت... ]

00:00:07.250 --> 00:00:08.920
‫خانم‌ها و آقایان.

00:00:09.000 --> 00:00:13.090
‫باعث افتخارمـه که آقای
‫کالوم اِلیس رو خدمت‌تون معرفی کنم.

00:00:13.170 --> 00:00:16.340
‫- من یه مذاکره‌کننده‌ام.
‫- که زنم رو هم می‌کُنی.

00:00:16.430 --> 00:00:17.970
‫کسی بهت خیانت نکرده.

00:00:18.050 --> 00:00:20.890
‫هر دو توافق کردیم که
‫دیگه با هم شریک جنسی نباشیم.

00:00:20.970 --> 00:00:24.810
‫عین خیالت هم نیست
‫که گند زدی به دولت آمریکا

00:00:24.890 --> 00:00:27.650
‫و حالا منِ بدبخت
‫باید گندکاری‌ت رو جمع کنم.

00:00:27.730 --> 00:00:31.190
‫خودت خواستی. خودت
‫می‌خواستی معاون رئیس‌جمهور بشی.

00:00:31.280 --> 00:00:32.320
‫می‌دونم.

00:00:32.400 --> 00:00:34.450
‫هال وایلر هستم، زنِ سفیر.

00:00:34.530 --> 00:00:36.110
‫تاد پِن هستم، بانوی اول آمریکا.

00:00:37.240 --> 00:00:38.990
‫خدایا.

00:00:39.080 --> 00:00:40.620
‫یه سرهنگ چچنی به نام لینکاو

00:00:40.700 --> 00:00:43.660
‫می‌گه از حقیقت ماجرای
‫اچ‌ام‌اس کوراگوس خبر داره

00:00:43.750 --> 00:00:46.750
‫و می‌گه حمله کار آمریکا بوده.

00:00:46.830 --> 00:00:49.840
‫امشب برنامه‌ت چیـه؟
‫با هم بریم بیرون؟

00:00:52.300 --> 00:00:54.340
‫- باید سوار هواپیما بشی.
‫- چرا؟

00:00:54.420 --> 00:00:58.260
‫اگه قراره به رئیس‌جمهور گزارش بده،
‫باید در جریان باشه.

00:00:58.340 --> 00:01:03.270
‫حمله به ناو سلطنتی کار آمریکا بوده.

00:01:03.350 --> 00:01:07.350
‫اگه لینکاو می‌دونست و به کارکنانش
‫خبر می‌داد، کارمون تموم بود.

00:01:07.440 --> 00:01:09.650
‫نیروی هوایی دوم رو
‫تا ۲۰ دقیقه‌ی دیگه بفرستین.

00:01:09.730 --> 00:01:12.700
‫- باید برگرده واشینگتن.
‫- رئیس‌جمهور توی واشینگتن نیست.

00:01:13.190 --> 00:01:14.150
‫منطقه‌ی آماگانسِت.

00:01:19.570 --> 00:01:22.520
‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی
‫∞ POORUYO ∞

00:01:23.680 --> 00:01:26.270 line:20%
‫[ دیـپـلـمـات ]

00:01:28.410 --> 00:01:30.440 line:20%
‫[ قسمت ششم: «آماگانسِت» ]

00:02:27.560 --> 00:02:29.350
‫وسایل‌تون رو می‌بریم به کلبه.

00:02:29.440 --> 00:02:32.270
‫- چیزی لازم داشتین، حتماً بگین.
‫- ممنون.

00:02:34.190 --> 00:02:35.530
‫خانم پارک؟

00:02:36.610 --> 00:02:38.320
‫- گوشی‌ت رو دربیار.
‫- درآوردم.

00:02:38.400 --> 00:02:39.820
‫- چی؟
‫- از قبل درآوردم.

00:02:40.320 --> 00:02:42.700
‫- به‌به! صبح به‌خیر.
‫- سلام.

00:02:42.780 --> 00:02:44.240
‫بفرمایین داخل.

00:02:44.330 --> 00:02:45.370
‫جای قشنگیـه.

00:02:45.450 --> 00:02:48.500
‫ثروتمندها همیشه می‌دونن چی بخرن.

00:02:48.580 --> 00:02:50.330
‫داشتی شنا می‌کردی؟
‫هوای به این سردی!

00:02:50.420 --> 00:02:53.080
‫- استخرش مثل گرمابه‌ست.
‫- آقای وایلر؟

00:02:53.170 --> 00:02:56.710
‫وقتی وسط زمستون گرمش می‌کنم،
‫همه فکر می‌کنم اسراف‌کارم

00:02:56.800 --> 00:02:58.010
‫ولی گرماش از زمین می‌آد.

00:02:58.430 --> 00:02:59.590
‫یعنی هزینه نداره.

00:03:00.130 --> 00:03:02.140
‫برم یه سری به رئیس بزنم.

00:03:03.720 --> 00:03:04.720
‫لباس آوردی؟

00:03:05.970 --> 00:03:08.470
‫- لباس شنا؟
‫- نه، نیاوردم.

00:03:08.560 --> 00:03:11.350
‫یه دست می‌فرستن به کلبه‌ت.
‫لب ساحلـه.

00:03:11.440 --> 00:03:14.360
‫کلاً لباس شنا زیاد داریم.

00:03:14.940 --> 00:03:18.110
‫- برم یه سری به دوستان بزنم.
‫- لازمت ندارن.

00:03:18.420 --> 00:03:19.780
‫وگرنه صدات می‌زنن.

00:03:21.610 --> 00:03:25.200
‫آب نارنگور تازه داریم.
‫می‌خوری؟

00:03:33.170 --> 00:03:37.850
‫هر روز درست می‌کنن، ولی من
‫نمی‌خورم چون اِستاتین مصرف می‌کنم.

00:03:37.350 --> 00:03:37.860 line:20%
‫(«اِستاتین»: دارویی برای کاهش کلسترول خون)

00:03:38.000 --> 00:03:41.010
‫نارنگور دشمن خونی اِستاتین‌ـه.

00:03:42.380 --> 00:03:45.720
‫گریس دیگه حالش
‫از این آبمیوه به هم می‌خوره

00:03:45.800 --> 00:03:49.220
‫ولی دوست نداره به خدمتکارها گیر بده.

00:03:49.310 --> 00:03:52.310
‫اگه برای آبمیوه مشتری پیدا نکنیم،
‫می‌ریزیمش دور.

00:03:52.390 --> 00:03:55.190
‫این دورریختنی‌ها
‫خیلی عصبانیش می‌کنه.

00:03:55.270 --> 00:03:57.020
‫- خب نمی‌خوای بهشون...
‫- بهشون چی؟

00:03:57.520 --> 00:03:58.570
‫خودت بهشون بگی؟

00:03:59.690 --> 00:04:03.400
‫خدمتکارهای من که نیستن.
‫مال رئیس‌جمهورن.

00:04:05.160 --> 00:04:08.990
‫این نارنگور شده خونه‌خراب‌کن.

00:04:10.450 --> 00:04:11.450
‫ممنون.

00:04:15.000 --> 00:04:19.050
‫- روزی دوبار ۵۰ دور شنا می‌کنم.
‫- عجب.

00:04:19.130 --> 00:04:22.220
‫بهم کمک می‌کنه کمتر احساس خفگی کنم.

00:04:22.300 --> 00:04:25.390
‫آخه فاصله‌ی زیادی
‫با مرکز آشوب دنیا ندارم

00:04:25.470 --> 00:04:27.220
‫و این مضطربم می‌کنه.

00:04:27.970 --> 00:04:29.720
‫عع... قصد مزاحمت ندارم.

00:04:29.810 --> 00:04:31.220
‫فقط اومدم...

00:04:31.810 --> 00:04:34.060
‫که اگه لازمم داشتن، اینجا باشم.

00:04:34.850 --> 00:04:37.900
‫از وقتی هال رئیس شده،
‫شِری من رو ول نمی‌کنه.

00:04:37.980 --> 00:04:41.900
‫می‌خواد از ما یه عکس بگیره
‫که داریم توش می‌خندیم.

00:04:41.990 --> 00:04:45.150
‫- کی؟
‫شِری، عکاس رسمی‌مون.

00:04:45.240 --> 00:04:46.410
‫- آها.
‫- آره.

00:04:46.490 --> 00:04:48.740
‫باور کن نمی‌تونی از دستش خلاص بشی.

00:04:50.450 --> 00:04:51.620
‫خیلی هم عالی.

00:04:56.080 --> 00:05:01.170
‫فکر کنم باید عذرخواهی کنم.
‫آخر هفته‌ی آروم‌تون رو به هم زدیم.

00:05:01.870 --> 00:05:03.010
‫ای بابا.

00:05:04.220 --> 00:05:07.590
‫- ببخشین مزاحم شدم، آقای پِن.
‫- حالا لازمت دارن.

00:05:08.390 --> 00:05:09.930
‫عع...

00:05:42.840 --> 00:05:43.840
‫چی شد؟

00:05:44.340 --> 00:05:46.170
‫باور نمی‌کنه.

00:05:54.310 --> 00:05:55.680
‫حرفش رو باور می‌کنی؟

00:05:57.310 --> 00:06:01.110
‫از کجا معلوم اطلاعات غلطِ
‫روسیه نباشه یا یه شایعه؟

00:06:01.190 --> 00:06:04.570
‫چرا احتمالات دیگه رو
‫در نظر نمی‌گیرین؟

00:06:04.650 --> 00:06:05.940
‫چون واقعیت داره.

00:06:06.490 --> 00:06:09.990
‫- واقعیت طنین واقعیت داره.
‫- ممنون، جناب فیلسوف.

00:06:10.070 --> 00:06:12.580
‫- خانم...
‫- این کجاش طنین واقعیت داره؟

00:06:12.660 --> 00:06:16.200
‫- این‌که من ۴۱ ملوان انگلیسی رو کُشتم؟
‫- کسی نگفت شما کُشتین.

00:06:16.290 --> 00:06:18.660
‫پس منظورشون چیـه؟

00:06:18.750 --> 00:06:20.540
‫مشخصـه به نقطه‌ای رسیدیم

00:06:20.630 --> 00:06:23.210
‫که یکی باید همچین حرفی بزنه.

00:06:23.290 --> 00:06:26.840
‫یه سرهنگ روس این رو می‌دونه
‫و به اطلاعات آمریکا گفته.

00:06:26.920 --> 00:06:30.640
‫احتمالش وجود داره
‫که به‌زودی خبرش لو بره.

00:06:30.720 --> 00:06:33.600
‫و اگه لو بره... فاجعه می‌شه.

00:06:34.270 --> 00:06:38.740
‫به تروبریج بگین شهروندهای انگلیسی
‫دخیل بودن و یه آمریکایی هم نقش داشته.

00:06:38.770 --> 00:06:41.400
‫و بعدش هر دو با هم...

00:06:43.690 --> 00:06:45.980
‫- مردم رو مطلع می‌کنین.
‫- خدا لعنت‌شون کنه.

00:06:46.070 --> 00:06:49.740
‫ما متوجه شدیم که فرد یا افرادی

00:06:49.820 --> 00:06:52.740
‫از ملیت آمریکایی یا انگلیسی

00:06:52.820 --> 00:06:55.620
‫توی حمله به ناو سلطنتی نقش داشتن.

00:06:55.700 --> 00:06:57.080
‫فاجعه‌ی بزرگیـه.

00:06:57.160 --> 00:07:00.310
‫ولی ما داریم بزرگ‌ترین
‫تحقیق تاریخ رو انجام می‌دیم

00:07:00.330 --> 00:07:01.390
‫و خیال‌تون راحت باشه.

00:07:01.420 --> 00:07:04.840
‫یعنی قراره آخر این مسیر برسین به من.

00:07:04.920 --> 00:07:07.510
‫خیر، می‌رسیم به
‫نتیجه‌ی سال‌ها تحقیق.

00:07:07.590 --> 00:07:11.930
‫- که کل دنیا به خونم تشنه بشن.
‫- نگران مسیر تحقیق نباشین.

00:07:12.010 --> 00:07:14.640
‫ما ردش رو پاک می‌کنیم
‫که به شما نرسه.

00:07:14.720 --> 00:07:16.680
‫- اصلاً نکته‌ش همینـه.
‫- ببینین.

00:07:16.760 --> 00:07:19.020
‫نیازی نیست فعلاً از آمریکا اسم ببریم.

00:07:19.100 --> 00:07:21.230
‫این نقشه‌ی مارگارت رویلین بوده.

00:07:21.310 --> 00:07:25.440
‫خودش اعتراف کرد که
‫با بوریس و ناتاشا نقشه کشیده.

00:07:25.520 --> 00:07:30.110
‫- تروبریج باید این رو به مردم بگه.
‫- مهم اینـه که یه آمریکایی دخیل بوده.

00:07:30.610 --> 00:07:32.700
‫و چه بگیم و چه نگیم، مردم می‌فهمن.

00:07:32.780 --> 00:07:36.530
‫وقتی تروبریج، رویلین رو لو بده،
‫مردم حسابی شاکی می‌شن.

00:07:36.620 --> 00:07:39.660
‫«مجرم انگلیسی».
‫«بریتانیا به خودی زده».

00:07:39.750 --> 00:07:43.170
‫یه سال دیگه که خبری از
‫یه حادثه‌ی آمریکایی پیش بیاد

00:07:43.250 --> 00:07:44.630
‫این ماجرا هم فراموش می‌شه.

00:07:44.710 --> 00:07:47.170
‫- تروبریج این کار رو نمی‌کنه.
‫- پس ما به‌جاش می‌کنیم.

00:07:48.130 --> 00:07:51.170
‫این هوشمندانه نیست، خانم.

00:07:51.260 --> 00:07:54.050
‫می‌خوام یه‌کم فکر کنم.
‫ممنون، خانم سفیر.

00:08:01.020 --> 00:08:02.770
‫باید از رویلین اسم ببریم.

00:08:02.850 --> 00:08:04.230
‫تو فقط خفه شو، هال.

00:08:11.150 --> 00:08:14.410
‫اسم و تصویر من جلوی دوربین می‌ره.

00:08:14.910 --> 00:08:16.120
‫پس باید از خودم بگم.

00:08:17.120 --> 00:08:18.620
‫- نه.
‫- نه. نه...

00:08:18.700 --> 00:08:22.250
‫من پیشنهاد دادم که اون مشکل حل بشه

00:08:22.330 --> 00:08:25.630
‫و رویلین رفته یه‌عده تبهکار روس
‫استخدام کرده. واقعیت همینـه.

00:08:25.710 --> 00:08:28.170
‫واقعیت برام مهم نیست.
‫نباید این رو به مردم بگین.

00:08:28.250 --> 00:08:31.090
‫وقتی واقعیت رو به مردم بگیم،
‫من آدم‌بَده نمی‌شم.

00:08:31.960 --> 00:08:33.760
‫- جسارتاً...
‫- آدم‌بَده می‌شین.

00:08:41.020 --> 00:08:42.030
‫ممنون.

00:08:43.730 --> 00:08:44.810
‫هال بهت خبر داد؟

00:08:44.890 --> 00:08:46.980
‫نه، توی کلبه با همکارها جلسه داره.

00:08:47.060 --> 00:08:50.110
‫- می‌خوایم تروبریج رو بیاریم اینجا.
‫- منظورت این خونه‌ست؟

00:08:50.190 --> 00:08:53.780
‫- آره، با پرواز غیررسمی و ناشناس.
‫- آها.

00:08:53.860 --> 00:08:56.240
‫باید هم‌زمان ازطرف تو
‫و کاخ سفید دعوت بشه.

00:08:56.320 --> 00:08:58.370
‫پیام دعوت هم
‫«اقدام سریع اما سنجیده»ست.

00:08:58.390 --> 00:08:59.340
‫عالیـه.

00:08:59.370 --> 00:09:03.500
‫نه، فاجعه‌ست،
‫ولی از گزینه‌های دیگه بهتره.

00:09:04.370 --> 00:09:07.080
‫دعوت شخصی به
‫خونه‌ی شخصی رئیس‌جمهور؟

00:09:07.170 --> 00:09:09.250
‫این قطعاً باعث جلب اعتماد می‌شه.

00:09:09.340 --> 00:09:12.380
‫دقیقاً. هدف‌مون همینـه.

00:09:12.460 --> 00:09:16.010
‫اگه مخفی‌کاری رو بیشتر کنیم،
‫بهتر هم می‌شه.

00:09:16.090 --> 00:09:18.890
‫- مثلاً پرواز شبانه و پارازیت روی سیگنال تلفن.
‫- خوبـه.

00:09:18.960 --> 00:09:22.170
‫به‌محض این‌که برسه، قراره
‫هر دو رهبر با هم روبه‌رو بشن.

00:09:22.270 --> 00:09:24.100
‫و بعدش به‌صورت عمومی اعلام می‌کنن؟

00:09:25.390 --> 00:09:28.600
‫خب... قرار نیست‌های حرف‌هایی که
‫بهش می‌زنه رو عمومی کنن.

00:09:29.400 --> 00:09:34.070
‫چیزی که قراره عمومی کنن، خودش
‫یه دردسر جداست، ولی فعلاً مهم نیست.

00:09:35.280 --> 00:09:36.900
‫قراره به تروبریج چی بگه؟

00:09:38.280 --> 00:09:39.620
‫می‌گه خودش همه‌چی رو شروع کرده.

00:09:52.590 --> 00:09:54.300
‫- خانم سفیر.
‫- چی شد؟

00:09:54.380 --> 00:09:55.630
‫می‌شه حرف بزنیم؟

00:09:55.720 --> 00:09:57.720
‫- با انگلیس حرف زدی؟
‫- نه هنوز.

00:09:57.800 --> 00:10:00.890
‫- اولویت همونـه.
‫- باشه، بیا اول حرف بزنیم.

00:10:00.970 --> 00:10:02.890
‫بیلی خبر داره که هنوز
‫به شماره ۱۰ وصل نشدین؟

00:10:02.970 --> 00:10:06.060
‫بعداز صحبت با همسرم
‫بهشون وصل می‌شم.

00:10:14.030 --> 00:10:16.610
‫- سفارت و کاخ سفید باید بهشون...
‫- می‌خواد اعتراف کنه...

00:10:16.690 --> 00:10:18.740
‫- نه.
‫- اون هم به نیکول تروبریج؟

00:10:18.820 --> 00:10:22.330
‫اولاً قراره اون رو زودتر از
‫یه احمق روس مطلع کنه.

00:10:22.410 --> 00:10:25.350
‫وقتی طرف ببینه رئیس
‫چقدر مشتاق به همکاریـه...

00:10:25.370 --> 00:10:26.410
‫وای خدا.

00:10:26.500 --> 00:10:29.830
‫می‌خواد بهش پیشنهاد
‫معامله‌ای رو بده که از زمان

00:10:29.920 --> 00:10:32.930
‫برگزیت انتظارش رو می‌کشیدن،
‫و بعد این راز با خودش به گور می‌بره.

00:10:32.420 --> 00:10:32.930 line:20%
‫(«برگزیت»: ماجرای خروج دولت بریتانیا از اتحادیه‌ی اروپا در سال ۲۰۲۰)

00:10:33.000 --> 00:10:36.550
‫- نه، نمی‌بره.
‫- ثانیاً رویلین عموماً مقصر اعلام می‌شه

00:10:36.630 --> 00:10:39.300
‫و مردم انگلیس حسابی ازش شاکی می‌شن.

00:10:39.380 --> 00:10:42.930
‫ولی اون چیزیش نمی‌شه، چون قراره
‫اقتصاد کشورش رو دگرگون کنیم.

00:10:43.010 --> 00:10:44.970
‫آخرش می‌شه قهرمان مردمش.

00:10:45.060 --> 00:10:47.310
‫از این موقعیت علیه
‫رئیس استفاده می‌کنه.

00:10:47.390 --> 00:10:49.810
‫- کِیت.
‫- جایگاه رئیس‌جمهور به خطر می‌افته.

00:10:49.890 --> 00:10:52.100
‫- همه‌مون می‌دونیم ریسک داره.
‫- این خودکشیـه.

00:10:52.190 --> 00:10:54.110
‫نه، خودکشی ایده‌ی اول گریس بود.

00:10:54.190 --> 00:10:57.140
‫می‌گفت رئیس توی تلویزیون ملی
‫به همه بگه مقصر خودشـه.

00:10:57.160 --> 00:10:59.120
‫- چی؟
‫- بله، جلوی مردم دنیا.

00:10:59.680 --> 00:11:02.140
‫حالا این نقشه بهتر شد، نه؟

00:11:02.450 --> 00:11:06.370
‫- فقط به تروبریج اعتراف می‌کنه.
‫- مگه فقط همین دو راه‌حل رو داریم؟

00:11:06.450 --> 00:11:10.120
‫- خب بگو دیگه چی‌کار کنیم.
‫- یه آمریکایی دیگه رو پیدا می‌کنیم.

00:11:10.210 --> 00:11:12.830
‫- این رو گفتی و خوششون نیومد.
‫- پس یه راه دیگه پیدا کنیم!

00:11:12.920 --> 00:11:16.090
‫ببین، بااین‌که اونجا حضور نداشتی،
‫ولی می‌خوام تصور کنی

00:11:16.170 --> 00:11:17.920
‫که درباره‌ی این چیزها
‫حسابی حرف زدیم.

00:11:18.010 --> 00:11:20.170
‫این کار حماقتـه.
‫نمی‌تونم تصور کنم.

00:11:20.260 --> 00:11:22.010
‫همه‌مون می‌دونیم ریسکش زیاده.

00:11:22.090 --> 00:11:26.310
‫باید بهش حال بدیم
‫و امیدوار باشیم که رازنگهدار باشه.

00:11:26.890 --> 00:11:28.430
‫- به همین خیال باش.
‫- چاره‌ای نیست.

00:11:28.520 --> 00:11:30.890
‫این تصمیم رئیس‌جمهور و بیلی بود.

00:11:30.980 --> 00:11:33.020
‫می‌دونی دوتا زن توی
‫یه اتاق از چی بَدشون می‌آد؟

00:11:33.100 --> 00:11:36.400
‫این‌که وقتی تصمیمی می‌گیرن

00:11:36.420 --> 00:11:38.800
‫یه مَرد بهشون بگه عاقلانه نیست.

00:11:43.240 --> 00:11:45.070
‫پس می‌خوای شخصاً باهاش حرف بزنی.

00:11:45.160 --> 00:11:48.200
‫- آخه احمقانه‌ست.
‫- می‌دونی اگه من این رو می‌گفتم، چی می‌شد؟

00:11:48.290 --> 00:11:51.460
‫- تو همیشه این رو می‌گی!
‫- آره و بعدش غُرغرهاشون شروع می‌شه.

00:11:51.540 --> 00:11:55.290
‫«شکست سیاست‌های خارج ناشی از
‫شکست در روند کار هستن، هال. حواست باشه.»

00:11:55.380 --> 00:11:56.840
‫اصلاً کون لق تو!

00:11:56.860 --> 00:12:00.370
‫«وقتی رئیست تصمیم می‌گیره،
‫بگو چَشم و دهنت رو ببند.»

00:12:00.510 --> 00:12:03.130
‫به‌جز رئیس ، سه‌نفر
‫از همه‌چی خبر دارن.

00:12:03.220 --> 00:12:06.600
‫به نظرم منطقیـه که
‫هر سه‌نفر نظر بدن.

00:12:06.680 --> 00:12:09.770
‫مهم نیست نظرت چیـه.
‫از اتاق انداختت بیرون.

00:12:42.210 --> 00:12:45.510
‫- چی شد یه‌هو؟
‫- معذرت می‌خوام.

00:12:45.590 --> 00:12:46.890
‫فکر کردم مُردی.

00:12:48.600 --> 00:12:50.260
‫یه‌هو کار پیش اومد.

00:12:50.350 --> 00:12:53.020
‫آره، به آماگانسِت پرواز داشتی

00:12:53.100 --> 00:12:56.730
‫که این خبر توی آسانسور
‫از همکارت شنیدم.

00:12:56.810 --> 00:12:58.980
‫می‌شه یه‌کم به کارمون برسیم؟

00:12:59.060 --> 00:13:01.690
‫- تماس شخصی نگرفتم.
‫- بله، خودم می‌دونم.

00:13:01.780 --> 00:13:04.200
‫- بیرون‌رفتن‌مون هم شخصی نبود.
‫- استوارت.

00:13:04.280 --> 00:13:06.990
‫سفیر یه خط ارتباطی امن
‫با نخست‌وزیر می‌خواد.

00:13:07.070 --> 00:13:10.200
‫به رَندال زنگ بزن و سریع راه بندازین.
‫قلم‌کاغذ داری؟

00:13:10.790 --> 00:13:13.540
‫فکر کنم مغزم می‌تونه
‫این اطلاعات رو حفظ کنه.

00:13:13.620 --> 00:13:16.670
‫قراره به اینجا دعوتش کنه.
‫یه هواپیمای خصوصی می‌گیریم.

00:13:16.750 --> 00:13:19.590
‫یه پاسپورت تقلبی لازم داریم.

00:13:19.670 --> 00:13:22.210
‫با یکی از همکارها توی وزارت
‫امنیت به نام «کاش» تماس بگیر

00:13:22.300 --> 00:13:24.340
‫و موقع پرواز توی
‫فرودگاه حضور داشته باش.

00:13:24.420 --> 00:13:27.180
‫شاید دِنیسون باهاش بیاد.
‫رَندال قطعاً می‌آد.

00:13:27.260 --> 00:13:30.810
‫اون‌ها هم پاسپورت تقلبی می‌خوان.
‫قبلش مطمئن شو که می‌آن.

00:13:30.890 --> 00:13:33.350
‫- هنوز هم قلم‌کاغذ نمی‌خوای؟
‫- دارم می‌نویسم.

00:13:33.430 --> 00:13:38.350
‫- اسمش «کاش»ـه. ک، ا، ش.
‫- و رَندال.

00:13:38.440 --> 00:13:40.940
‫- ر، ن، د...
‫- رَندال رو دیگه بلدم.

00:13:41.770 --> 00:13:43.320
‫نباید بهت می‌گفتم.

00:13:43.400 --> 00:13:45.690
‫می‌شه قضیه رو بیخیال شی؟

00:13:45.780 --> 00:13:47.610
‫من که چیزی نگفتم.

00:13:57.460 --> 00:13:59.330
‫تروبریج چی گفت؟

00:13:59.920 --> 00:14:01.040
‫گفت باشه.

00:14:02.170 --> 00:14:05.050
‫- باشه چی؟
‫- باشه، سوار هواپیماتون می‌شم.

00:14:08.220 --> 00:14:09.840
‫به نظرت نگران نبود؟

00:14:11.300 --> 00:14:13.810
‫- مگه نظر من مهمـه؟
‫- بس کن تو رو خدا.

00:14:13.890 --> 00:14:16.020
‫وقتی نوبت به نظردهی می‌رسه،
‫من رو می‌ندازن بیرون.

00:14:16.100 --> 00:14:17.100
‫بس کن.

00:14:21.520 --> 00:14:24.070
‫با رئیس‌جمهور حرف نزدم.

00:14:24.150 --> 00:14:26.320
‫- فقط به نخست‌وزیر زنگ زدم.
‫- لطف کردی.

00:14:28.450 --> 00:14:32.120
‫- دارم سعی می‌کنم اذیت نشی.
‫- یه‌کم بیشتر تلاش کنی، بَد نیست.

00:14:37.750 --> 00:14:41.290
‫تو هر کار تونستی، کردی.
‫توی جایگاه من نبود که دخالت کنم.

00:14:44.800 --> 00:14:45.840
‫ممنون.

00:14:47.130 --> 00:14:49.430
‫- البته تو جایگاهت مشخصـه.
‫- حق با تو بود.

00:14:50.550 --> 00:14:53.890
‫- دیگه کار از کار گذشته.
‫- آره.

00:14:53.970 --> 00:14:55.720
‫- مادرتو!
‫- چی شد؟

00:14:56.220 --> 00:14:58.890
‫- لامصب!
‫- چی‌کار کردی؟

00:14:58.980 --> 00:15:00.190
‫هیچی بابا.

00:15:00.270 --> 00:15:02.940
‫ای وای. دستمال بذار روش.

00:15:03.690 --> 00:15:05.900
‫- آخ!
‫- برو بیرون. برو.

00:15:07.280 --> 00:15:09.110
‫ای وای.

00:15:09.190 --> 00:15:10.610
‫- چی شد؟
‫- آخ...

00:15:10.700 --> 00:15:14.160
‫- صدف دریایی برنده شد.
‫- چاقو رو بده من.

00:15:14.240 --> 00:15:15.990
‫- دست من نیست.
‫- چرا، دستتـه.

00:15:16.080 --> 00:15:17.950
‫می‌گم دست من نیست.

00:15:18.040 --> 00:15:21.250
‫می‌شه تکون نخوری و روبه من وایستی؟

00:15:23.330 --> 00:15:24.460
‫آخ.

00:15:26.590 --> 00:15:30.090
‫می‌خوام یه‌چیز خوش‌مزه نشون‌تون بدم.

00:15:30.170 --> 00:15:32.010
‫- دستت چطوره؟
‫- چیزی نیست.

00:15:32.090 --> 00:15:33.590
‫جَکی! جَک!

00:15:35.970 --> 00:15:37.600
‫- اومد.
‫- به‌به.

00:15:37.680 --> 00:15:39.430
‫بزنید بر بدن.

00:15:39.520 --> 00:15:41.350
‫- نوش جان.
‫- ممنون، جَکی.

00:15:41.440 --> 00:15:45.230
‫صدف‌های منطقه‌ی شینکاک

00:15:45.310 --> 00:15:49.780
‫مثل خواهرناتنی صدف‌های
‫بلوپوینت و پیکانیک هستن

00:15:49.860 --> 00:15:51.070
‫و طعم‌شون بی‌نظیره.

00:15:51.150 --> 00:15:53.570
‫انرژی خاصی به آدم می‌دن.

00:15:53.660 --> 00:15:54.700
‫انرژی دریایی.

00:15:54.780 --> 00:15:56.700
‫- حوله رو بده من.
‫- چیزی نیست.

00:15:56.780 --> 00:15:59.120
‫- کثیف شده. بده من!
‫- آخ!

00:15:59.200 --> 00:16:00.290
‫آخ!

00:16:00.370 --> 00:16:01.750
‫- آخ!
‫- فشارش بده.

00:16:01.830 --> 00:16:03.370
‫- نخورشون.
‫- آخ.

00:16:03.460 --> 00:16:04.880
‫- خونی شدن.
‫- آخ.

00:16:04.960 --> 00:16:06.250
‫باشه.

00:16:06.340 --> 00:16:09.420
‫خب... آماده‌ایـن؟

00:16:09.510 --> 00:16:10.590
‫چی بگم.

00:16:10.670 --> 00:16:12.970
‫هم لیمو داریم و هم سس مخصوص.

00:16:13.050 --> 00:16:16.100
‫سس ترکیبی داریم
‫که از ترب کوهی درست شده.

00:16:16.180 --> 00:16:19.390
‫ولی اول باید لختش رو ببینیم.

00:16:20.810 --> 00:16:23.020
‫صدف خالی رو مزه کنین.

00:16:24.230 --> 00:16:25.230
‫همم.

00:16:26.230 --> 00:16:27.230
‫به‌به.

00:16:31.110 --> 00:16:33.900
‫- ای وای. نکنه حساسیت داری؟
‫- نه بابا.

00:16:33.990 --> 00:16:38.370
‫- چی شده؟
‫- یه ساعتـه دارم شعر می‌خونم.

00:16:38.450 --> 00:16:40.370
‫- نمی‌خورن.
‫- نه بابا، می‌خوریم.

00:16:40.450 --> 00:16:43.250
‫عالی شدن، فقط قبلش
‫نوشیدنی‌م رو تموم کنم.

00:16:44.210 --> 00:16:45.120
‫این...

00:16:46.710 --> 00:16:48.880
‫- وای، روشون خون ریختی!
‫- واقعاً؟

00:16:48.960 --> 00:16:51.130
‫- تاد.
‫- فکر کنم سس باشه.

00:16:51.210 --> 00:16:53.220
‫- نه، سس نیست.
‫- وای، شرمنده‌ام.

00:16:53.300 --> 00:16:55.090
‫- قشنگ بررسی کنین لطفاً.
‫- فقط همون یکیـه.

00:16:55.180 --> 00:16:57.590
‫- آره، جای دیگه‌ای نریخته.
‫- اوناهاش.

00:16:58.100 --> 00:16:59.970
‫- کجاست؟
‫- چیزی نیست. روی یخ ریخته.

00:17:00.060 --> 00:17:02.470
‫- دستت رو ببر اون‌طرف.
‫- ما که یخ نمی‌خوریم.

00:17:02.560 --> 00:17:04.940
‫مهمون‌هامون ترسیدن
‫که از خونت هپاتیت نگیرن.

00:17:05.020 --> 00:17:06.520
‫- نه.
‫- نه بابا...

00:17:06.600 --> 00:17:09.400
‫- من هپاتیت ندارم.
‫- اصلاً من یکی می‌خورم.

00:17:09.480 --> 00:17:11.610
‫این هم خونیـه.
‫خدای من.

00:17:11.690 --> 00:17:15.900
‫- از اون‌طرف یکی برمی‌دارم.
‫- نه، لطفاً دست نزن.

00:17:16.410 --> 00:17:18.620
‫- گریس.
‫- می‌گم دوباره درست کنن.

00:17:18.640 --> 00:17:21.100
‫- زحمت نکشین تو رو خدا.
‫- طول نمی‌کِشه.

00:17:22.870 --> 00:17:24.040
‫ببخشین.

00:18:07.830 --> 00:18:08.980
‫خوش می‌گذره؟

00:18:11.090 --> 00:18:13.460
‫کار امروز چطور پیش رفت؟

00:18:13.650 --> 00:18:16.900
‫فکر کنم اوایل قرن ۱۸ یه قانونی بود

00:18:16.940 --> 00:18:19.490
‫که می‌گفت در هفته نباید

00:18:19.520 --> 00:18:21.730
‫بیشتر از دوبار
‫به زندانی‌ها صدف بدیم.

00:18:22.200 --> 00:18:24.470
‫- نه بابا؟
‫- وگرنه زندانی‌ها شورش می‌کنن.

00:18:24.560 --> 00:18:27.180
‫چرا؟ چون صدف دوست نداشتن؟

00:18:27.270 --> 00:18:28.850
‫- نه.
‫- چون غذای ارزنده‌ای نبود.

00:18:28.940 --> 00:18:32.400
‫اون‌قدر صدف زیاد بود که
‫خوردنش مجازات محسوب می‌شد.

00:18:32.480 --> 00:18:33.690
‫خرچنگ بود.

00:18:35.030 --> 00:18:36.030
‫نه صدف.

00:18:37.320 --> 00:18:38.490
‫واقعاً؟

00:18:38.570 --> 00:18:39.700
‫بعله.

00:18:42.030 --> 00:18:43.280
‫خرچنگ.

00:18:44.450 --> 00:18:47.370
‫دقت کنین که جواب سؤالم رو نداد.

00:18:48.000 --> 00:18:49.750
‫شما دوتا هم جواب ندادین.

00:18:49.830 --> 00:18:51.420
‫- سؤال چی بود؟
‫- تاد.

00:18:51.500 --> 00:18:53.590
‫- کار امروز چطور بود؟
‫- عزیزم.

00:18:53.670 --> 00:18:56.630
‫می‌خوام ببینم اوضاع چطوره.

00:18:57.130 --> 00:19:01.760
‫آخه همسرم عادت داره
‫مشکلات رو به فاجعه تبدیل کنه.

00:19:02.390 --> 00:19:05.430
‫- امروز فاجعه نداشتیم.
‫- نگفتم داشتیم.

00:19:05.510 --> 00:19:07.680
‫- ولی مشکل بزرگیـه.
‫- مشکل بزرگ.

00:19:07.770 --> 00:19:09.350
‫- از پسش برمی‌آیم.
‫- بله.

00:19:09.890 --> 00:19:11.600
‫تو هم موافقـی؟

00:19:13.110 --> 00:19:14.270
‫من...

00:19:16.360 --> 00:19:18.360
‫توی اتاق نبودم.

00:19:18.440 --> 00:19:21.660
‫- و...
‫- حتماً از پسش برمی‌آیم.

00:19:23.870 --> 00:19:26.540
‫دستت رو تمیز کردی؟
‫آخه به صدف‌ها دست زدی و...

00:19:26.620 --> 00:19:28.160
‫آره، یه الکل بزن.

00:19:28.250 --> 00:19:29.330
‫پراکسید هم خوبـه.

00:19:29.410 --> 00:19:32.000
‫می‌گن آب‌وصابون هم جواب می‌ده.

00:19:32.080 --> 00:19:33.670
‫- آخرین سنگره.
‫- آره، فکر کنم.

00:19:33.750 --> 00:19:35.630
‫تو فکر می‌کنی فاجعه بوده.

00:19:38.210 --> 00:19:39.380
‫زن تو هم اغراق می‌کنه؟

00:19:41.130 --> 00:19:42.340
‫بعضی‌وقت‌ها.

00:19:43.260 --> 00:19:46.390
‫- نه بابا؟
‫- مردم هم شاهد بودن خب.

00:19:50.020 --> 00:19:51.980
‫- من توی اتاق نبودم.
‫- من هم نبودم.

00:19:52.060 --> 00:19:54.020
‫معناش این نیست که نطری ندارم.

00:19:54.940 --> 00:19:57.360
‫- پس از نظر خودت امروز...
‫- به‌شدت فاجعه بوده.

00:19:57.440 --> 00:19:58.860
‫دیگه واقعاً ادامه نده.

00:19:58.940 --> 00:20:03.240
‫می‌خوام بدونم بانوی
‫دوم و سفیر دیوونه‌ها

00:20:03.320 --> 00:20:07.030
‫درباره‌ی این نقشه‌ی
‫سه‌قسمته چی فکر می‌کنن.

00:20:07.120 --> 00:20:09.080
‫- قسمت سومش دیگه چیـه؟
‫- استیضاح رئیس‌جمهور.

00:20:09.120 --> 00:20:10.160
‫- بسـه دیگه.
‫- اشتباه می‌گم؟

00:20:10.250 --> 00:20:12.580
‫این نقشه دو قسمت داره.

00:20:12.660 --> 00:20:14.960
‫مخفیانه به تروبریج همه‌چی رو می‌گه

00:20:15.040 --> 00:20:18.750
‫و بعد به مردم بریتانیا
‫اعلام می‌کنن که کار کی بوده.

00:20:22.670 --> 00:20:23.930
‫خانم وایلر.

00:20:24.010 --> 00:20:27.100
‫آیا منطقی نیست که در نتیجه‌ی این

00:20:27.180 --> 00:20:30.520
‫نقشه‌ی دوقسمته، نه سه قسمته،

00:20:31.270 --> 00:20:32.810
‫همسرم استیضاح بشه؟

00:20:35.060 --> 00:20:36.060
‫احتمالش هست.

00:20:40.460 --> 00:20:41.670
‫ممنون.

00:20:44.240 --> 00:20:45.820
‫- استیضاح.
‫- شاید نشین.

00:20:45.910 --> 00:20:48.370
‫- نباید دوباره سر این موضوع بحث کنیم.
‫- موافقـم.

00:20:48.450 --> 00:20:50.490
‫آخه تاد می‌گه این کار خودکشیـه.

00:20:50.580 --> 00:20:53.750
‫و اونی که به نظرت باید
‫جای من بشینه هم موافقـه.

00:20:53.830 --> 00:20:56.120
‫- به تاد هم گفتی؟
‫- بله که گفتم.

00:20:57.380 --> 00:20:59.130
‫- اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫- ببخشین.

00:20:59.210 --> 00:21:01.340
‫- می‌دونستی زنت چی فکر می‌کنه؟
‫- می‌دونین چیـه؟

00:21:01.420 --> 00:21:03.470
‫در جایگاه من نیست که دخالت کنم.

00:21:03.550 --> 00:21:05.800
‫- ممنون.
‫- خودتون گفتین از اتاق بره.

00:21:05.880 --> 00:21:07.800
‫ما قدردان نظرات سفیر هستیم

00:21:07.890 --> 00:21:10.010
‫و در نهایت این تصمیم رو گرفتیم.

00:21:10.100 --> 00:21:13.560
‫باید وقتی آقای پِن ازم سؤال پرسید،
‫بحث رو عوض می‌کردم.

00:21:13.640 --> 00:21:16.270
‫- الان مشکل تادـه؟
‫- کی پیش تاد مونده؟ الان تنهاست؟

00:21:16.350 --> 00:21:18.480
‫می‌شه بری پیش تاد بمونی؟

00:21:18.560 --> 00:21:20.730
‫خودت برو.
‫می‌خوام نظرش رو بشنوم.

00:21:20.820 --> 00:21:22.190
‫- برو پیش تاد.
‫- عمراً!

00:21:22.280 --> 00:21:24.360
‫پس ساکت باش و بذار حرفش رو بزنه.

00:21:30.160 --> 00:21:33.080
‫حرکت شرافتمندانه‌ایـه که
‫به تروبریج همه‌چی رو بگین

00:21:33.160 --> 00:21:35.290
‫و تصور کنین که
‫رازتون رو نگه می‌داره.

00:21:36.210 --> 00:21:39.420
‫اگه طرف‌حساب‌مون یه آدم منطقی بود،
‫این کار درست بود.

00:21:39.500 --> 00:21:41.840
‫ولی اون آدم منطقی نیست.

00:21:42.420 --> 00:21:44.760
‫اگه قضیه لو بره،
‫بیشتر به ضرر اون می‌شه تا من.

00:21:44.840 --> 00:21:46.800
‫ایشون رهبریـه که یه تصمیم سخت گرفته.

00:21:46.880 --> 00:21:51.810
‫نیکول اون‌قدر بی‌تجربه‌ست
‫که معاون اول آمریکا

00:21:51.890 --> 00:21:54.430
‫و مشاور خودش گفتن
‫طرف قابل‌اعتماد نیست

00:21:54.520 --> 00:21:56.810
‫و هرلحظه ممکنـه
‫به یه جا بمب اتم بزنه.

00:21:56.890 --> 00:21:58.230
‫دوست داره همچین چیزی لو بره؟

00:21:58.310 --> 00:22:00.690
‫باید مراقب رئیس‌جمهور باشه
‫تا خودش در امان بمونه.

00:22:00.770 --> 00:22:05.030
‫- این چیزها رو حالیش می‌شه.
‫- بله، ولی احساساتی رفتار می‌کنه.

00:22:05.110 --> 00:22:09.110
‫بله، و بعضی‌وقت‌ها هم اون‌قدر
‫منطقی هست که می‌گه خانم رئیس‌جمهور

00:22:09.200 --> 00:22:11.700
‫از استعفا منصرفش کرده
‫و قدردان ایشونـه.

00:22:11.780 --> 00:22:17.040
‫شاید متوجه می‌شه که
‫از همکاری با ستاد پِن

00:22:17.120 --> 00:22:19.880
‫چه فرصت‌های نابی گیرش می‌آد.

00:22:19.960 --> 00:22:25.300
‫بله. حرفت کاملاً منطقیـه.
‫من نباید دخالت کنم.

00:22:25.380 --> 00:22:27.630
‫- دیگه تصمیم‌تون رو گرفتین.
‫- بله، گرفتیم.

00:22:27.720 --> 00:22:28.970
‫من به‌عنوان همسرش اینجا هستم.

00:22:29.050 --> 00:22:31.890
‫تو به‌عنوان یه سفیر اینجایـی
‫و باید نظر بدی.

00:22:31.970 --> 00:22:35.810
‫ولی وقتی همه موافقـن،
‫دوست دارم یه نظر مخالف هم بشنوم.

00:22:35.890 --> 00:22:38.100
‫- حق با شماست.
‫- ریسکش رو هم محاسبه کردیم.

00:22:38.190 --> 00:22:40.480
‫هال همیشه نظر متفاوتی می‌ده
‫و عضو ارزشمندیـه.

00:22:40.560 --> 00:22:41.770
‫همیشه نگاه متفاوتی داره.

00:22:44.650 --> 00:22:46.690
‫الان تو نظر مخالف دادی، نه این.

00:22:48.280 --> 00:22:50.860
‫- واقعاً؟
‫- هال نظر موافق داد.

00:22:50.950 --> 00:22:52.490
‫- پس بریم؟
‫- بله.

00:22:52.570 --> 00:22:54.370
‫- ممنون.
‫- ایشون چی می‌گن؟

00:22:54.450 --> 00:22:55.490
‫بس کن دیگه.

00:22:55.580 --> 00:22:58.160
‫- مگه نظرت رو ندادی؟
‫- بریم پیش تاد.

00:22:58.250 --> 00:23:00.420
‫- نظر واقعی‌ت رو ندادی؟
‫- زشتـه تاد رو تنها گذاشتیم.

00:23:00.500 --> 00:23:02.960
‫- مشکلی پیش اومده؟
‫- باید نظر واقعی‌ت رو بدی.

00:23:03.040 --> 00:23:04.960
‫- مگه نظر واقعی‌ش چیـه؟
‫- معذرت می‌خوام.

00:23:05.050 --> 00:23:08.510
‫روش مکالمه‌ی من و کِیت
‫مناسب فضای کاری نیست.

00:23:08.590 --> 00:23:10.340
‫این چه ربطی به اردواج‌مون داره؟

00:23:10.430 --> 00:23:14.600
‫خانم سفیر، این بهترین گزینه
‫از بین دریایی از گزینه‌های مزخرفـه.

00:23:14.680 --> 00:23:18.390
‫خوب بهش فکر کردم و نظر شما رو
‫هم سنجیدم و این تصمیم نهاییـه.

00:23:18.480 --> 00:23:21.190
‫شما آزادیـن که نظر همه رو
‫نادیده بگیرین، ولی اگه فکر می‌کنین

00:23:21.270 --> 00:23:24.150
‫ما سه‌نفر با تصمیم‌تون موافقـیم

00:23:24.650 --> 00:23:26.780
‫بهتره بدونین هال داره دروغ می‌گه.

00:23:30.700 --> 00:23:31.700
‫دروغ می‌گه؟

00:23:32.490 --> 00:23:36.080
‫- «دروغ» یه‌کم زیاده‌رویـه.
‫- بهتره از اتاق بری بیرون.

00:23:36.160 --> 00:23:38.620
‫آقای معاون فکر می‌کنه
‫شما دنبال حمایت هستین.

00:23:38.700 --> 00:23:41.580
‫- شاید دوراندیشی خوبی باشه.
‫- دیگه از حدت فراتر رفتی.

00:23:41.670 --> 00:23:44.080
‫- دیگه نیازی به نظر شما نیست.
‫- منظورم این نیست که...

00:23:49.170 --> 00:23:51.260
‫- رفتارت به‌شدت زشتـه...
‫- نیت بَدی نداره...

00:23:51.320 --> 00:23:52.780
‫- ولی من...
‫- گم شو بیرون...

00:23:52.830 --> 00:23:54.120
‫- بسـه!
‫- ممنون.

00:23:55.350 --> 00:23:57.180
‫- بگین بره بیرون.
‫- ساکت.

00:23:58.430 --> 00:24:00.140
‫نظر واقعی‌ش چیـه؟

00:24:04.860 --> 00:24:06.340
‫ایشون مَرد خوبیـه

00:24:06.940 --> 00:24:10.900
‫و به صلاح شما و مملکت فکر می‌کنه.

00:24:10.990 --> 00:24:13.780
‫این هفته هم بهش خیلی
‫سخت گذشته و تقصیر منـه.

00:24:13.810 --> 00:24:15.060
‫اصل مطلب، کِیت.

00:24:17.620 --> 00:24:19.830
‫از نگاه اون، قضیه منطقیـه.

00:24:19.910 --> 00:24:22.500
‫شما به نخست‌وزیر می‌گین
‫و اون رازنگه‌داره. خیلی هم عالی.

00:24:23.500 --> 00:24:25.880
‫ولی اگه لو بده،
‫هال رئیس‌جمهور می‌شه.

00:24:29.840 --> 00:24:31.550
‫می‌دونی کجای این قضیه جالبـه؟

00:24:32.550 --> 00:24:34.630
‫واقعیت طنین واقعیت داره.

00:25:14.260 --> 00:25:17.640
‫سریع‌تر از چیزی که
‫فکر می‌کردم، افتادم به جون الکل.

00:25:19.760 --> 00:25:20.760
‫پیش می‌آد.

00:25:27.650 --> 00:25:28.860
‫من بهت دروغ نمی‌گم.

00:25:28.940 --> 00:25:32.320
‫- نیازی نیست توضیح...
‫- آخه روی همه‌چی تأثیر می‌ذاره.

00:25:34.280 --> 00:25:37.240
‫اگه دائما چاپلوسی می‌کردم،
‫قطعاً رابطه‌مون بهتر می‌شد

00:25:37.320 --> 00:25:39.700
‫ولی این کار رو نمی‌کنم،
‫چون رابطه‌مون مهمـه.

00:25:40.200 --> 00:25:41.200
‫متوجهـم.

00:25:44.370 --> 00:25:46.210
‫اوضاع برای زنم هم راحت نیست.

00:25:46.290 --> 00:25:48.750
‫- قطعاً بهتر می‌شه، ولی...
‫- آره.

00:25:48.830 --> 00:25:51.090
‫می‌دونین دیگه...
‫داره خودش رو وفق می‌ده.

00:25:51.170 --> 00:25:53.920
‫آره، تاد هم هنوز
‫کامل خودش رو وفق نداده.

00:25:58.180 --> 00:26:00.850
‫زن‌ها فکر می‌کنن
‫از ذهن شوهرهاشون خبر دارن.

00:26:00.930 --> 00:26:04.720
‫- شرمنده، ولی این همیشه درست نیست.
‫- این رو شک دارم.

00:26:04.810 --> 00:26:05.930
‫آخه به چی شک دارین؟

00:26:06.020 --> 00:26:08.690
‫می‌خوام مطمئن بشم که مطمئنـین.

00:26:08.770 --> 00:26:12.770
‫واقعاً فکر می‌کنین براتون
‫پاپوش می‌دوزم که جاتون رو بگیرم؟

00:26:15.900 --> 00:26:19.490
‫باشه، بذارین این‌جوری بگم.
‫اگه تروبریج شما رو لو بده

00:26:19.570 --> 00:26:22.030
‫قرار نیست دولت بعدی
‫دودستی تقدیم من بشه.

00:26:22.120 --> 00:26:25.750
‫قراره حمام خون راه بیُفته
‫و نماینده‌ها با هم دست‌به‌یقه بشن.

00:26:25.830 --> 00:26:29.620
‫اون‌وقت من امید تازه‌ی کشور نیستم،
‫کیسه‌بوکس پیامدهای منفی‌ام.

00:26:41.390 --> 00:26:43.760
‫ببخشین، نمی‌خواستم آبروش رو ببرم.

00:26:43.850 --> 00:26:47.180
‫ولی اون کار برای
‫تصمیم‌گیری واجب بود.

00:26:48.020 --> 00:26:50.650
‫قراره بری فرودگاه.

00:26:50.730 --> 00:26:52.980
‫سوار هواپیما می‌شی و برمی‌گردی لندن.

00:26:56.860 --> 00:26:58.650
‫انگلیسی‌ها می‌دونن من اینجائـم.
‫نمی‌شه برم.

00:26:58.740 --> 00:27:02.030
‫- می‌گیم کار اضطراری پیش اومده.
‫- این کار هم اضطراریـه.

00:27:02.120 --> 00:27:04.240
‫فقط چهارنفر توی دنیا
‫از این قضیه خبر دارن.

00:27:04.330 --> 00:27:05.620
‫- و من یکی‌شونـم.
‫- می‌دونیم.

00:27:05.700 --> 00:27:10.370
‫می‌خواین براساس تصمیمی که
‫موثق نیست، رازتون رو به کسی دیگه بگین.

00:27:10.460 --> 00:27:14.040
‫ما نظرت رو شنیدیم، کِیت
‫و سنجیده عمل می‌کنیم.

00:27:14.130 --> 00:27:17.340
‫دوباره همه‌چی رو بررسی می‌کنیم
‫و تصمیم مناسبی می‌گیریم.

00:27:17.420 --> 00:27:19.170
‫عالیـه. پس من هم هستم.

00:27:22.970 --> 00:27:26.260
‫نمی‌تونم درک کنم
‫ازدواج با چنین مَردی چجوریـه.

00:27:26.850 --> 00:27:30.060
‫ولی وقتی اختلافی بین رئیس
‫و همکارش به وجود می‌آد

00:27:30.140 --> 00:27:32.560
‫و اوضاع هم به‌شدت ناآرومـه

00:27:33.060 --> 00:27:34.360
‫از همسرش می‌خوایم که بره.

00:27:34.440 --> 00:27:37.570
‫من به‌عنوان همسرش اینجا نیستم،
‫به‌عنوان یه سفیر اومدم.

00:27:37.650 --> 00:27:41.570
‫یه سفیر جلوی رئیس‌جمهور
‫به معاون اول نمی‌گه «دروغ‌گو».

00:27:42.110 --> 00:27:43.660
‫مگه این‌که همسرش باشه.

00:27:55.420 --> 00:27:56.590
‫ماشین آماده‌ست.

00:27:59.420 --> 00:28:00.470
‫وسایل‌تون رو جمع کردین؟

00:28:03.970 --> 00:28:04.970
‫خانم؟

00:28:06.810 --> 00:28:09.100
‫یه‌لحظه اجازه بدین.

00:28:09.600 --> 00:28:11.350
‫با هال خداحافظی نکردم.

00:28:18.270 --> 00:28:20.740
‫یه فهرست از مخاطب‌های احتمالی

00:28:20.820 --> 00:28:22.700
‫و مکان‌شون توی
‫چند هفته‌ی اخیر آماده کردم.

00:28:22.730 --> 00:28:24.110
‫چیز هم داریم...

00:28:25.650 --> 00:28:29.850 line:20%
‫[ باید باهات حرف بزنم. فوراً بیا بیرون. ]

00:28:31.640 --> 00:28:32.970
‫چیزی شده؟

00:28:35.960 --> 00:28:39.300
‫تعدادشون خیلی زیاده.
‫توی روزهای آتی گلچین می‌کنیم.

00:28:41.620 --> 00:28:44.180 line:20%
‫[ باید با تو یا هال حرف بزنم. یه‌لحظه بیا بیرون. ]

00:28:48.670 --> 00:28:49.990
‫الان برمی‌گردم.

00:28:51.020 --> 00:28:54.140
‫بیشتر نگران سه مورد اول هستیم.

00:28:54.230 --> 00:28:57.360
‫عذرخواهـم، خانم.
‫نمی‌تونن الان بیان بیرون.

00:28:57.440 --> 00:28:59.940
‫متوجهـم.
‫کارشون که تموم شد، باهاش حرف می‌زنم.

00:29:00.020 --> 00:29:02.360
‫- خیلی طول می‌کِشه‌ها.
‫- عیب نداره.

00:29:03.530 --> 00:29:06.530
‫با سازمان امنیت ملی تماس گرفتن
‫و خط تلفن اینجا هم افتضاحـه.

00:29:06.610 --> 00:29:10.240
‫درست آنتن نمی‌ده
‫و فکر می‌کنن به‌خاطر امواج دریاست.

00:29:10.740 --> 00:29:13.160
‫مشکلی نیست. صبر می‌کنم.

00:29:15.500 --> 00:29:17.460
‫ایشون گفتن منتظر نشین.

00:29:18.790 --> 00:29:20.250
‫مطمئنـی می‌خوای این‌جوری رفتار کنی؟

00:29:22.800 --> 00:29:24.340
‫بهشون می‌گم بهتون زنگ بزنن.

00:29:31.470 --> 00:29:34.230
‫ارزیابی اِیدا اینـه که می‌شه
‫نفوذی رو کنترل کرد.

00:29:34.980 --> 00:29:36.140
‫خودش هم می‌خواد پناهنده بشه.

00:29:36.230 --> 00:29:39.230
‫باهامون همکاری کرده و مشتاقـه.

00:29:39.310 --> 00:29:42.070
‫و پاداش هم گرفته که چیزی لو نده.

00:29:42.150 --> 00:29:44.490
‫ولی نزدیک‌ترین
‫گروهبان به لینکاو نبوده.

00:29:44.570 --> 00:29:47.530
‫باید فرض رو بر این بذاریم که
‫کسای دیگه‌ای هم از ماجرا خبر دارن.

00:29:47.610 --> 00:29:49.950
‫ه یعنی خطر همچنان در کمینـه.

00:30:05.720 --> 00:30:06.670
‫چیزی شده؟

00:30:08.050 --> 00:30:10.140
‫- می‌شه هال رو خبر کنی؟
‫- حتماً.

00:30:10.220 --> 00:30:12.390
‫ولی بگو تو باهاش کار داری، نه من.

00:30:13.720 --> 00:30:16.560
‫- چرا؟
‫- طبق معمول، دعوا کردیم.

00:30:17.140 --> 00:30:18.980
‫- طبق معمول؟
‫- همیشه دعوا می‌کنیم.

00:30:19.850 --> 00:30:22.400
‫- نمی‌خوام توی زندگی‌تون دخالت کنم.
‫- متوجهـم.

00:30:22.480 --> 00:30:27.110
‫ولی ظاهراً می‌خوای همه‌ش دخالت کنم.

00:30:27.200 --> 00:30:29.780
‫- این هم متوجهـم.
‫- من دیگه می‌رم.

00:30:29.860 --> 00:30:32.740
‫من دارم می‌رم، ولی قبلش
‫باید باهاش حرف بزنم.

00:30:33.580 --> 00:30:34.700
‫کجا می‌ری؟

00:30:35.450 --> 00:30:38.920
‫ازم خواستن... برم.

00:30:42.090 --> 00:30:43.630
‫دارن من رو می‌ندازن بیرون.

00:30:43.710 --> 00:30:45.590
‫- کی‌ها؟
‫- هال.

00:30:46.090 --> 00:30:47.920
‫هال رو چندنفر حساب کردی؟

00:30:49.510 --> 00:30:51.470
‫هال، بیلی و ...

00:30:52.140 --> 00:30:53.220
‫خودت می‌دونی.

00:30:53.690 --> 00:30:54.660
‫رئیس‌جمهور؟

00:30:54.680 --> 00:30:57.980
‫داره تصمیم به‌شدت
‫احمقانه‌ای می‌گیره.

00:30:58.060 --> 00:31:01.270
‫ولی دیگه مجبور نیست،
‫چون یه ایده‌ی بهتر دارم.

00:31:01.350 --> 00:31:03.400
‫اگه به هال بگم، باهام موافقت می‌کنه.

00:31:03.480 --> 00:31:06.480
‫- بذار بگم نورا بیاد.
‫- به نورا گفتن من رو بندازه بیرون.

00:31:06.570 --> 00:31:09.650
‫باور کن از خداشـه
‫که من رو بندازه بیرون.

00:31:11.200 --> 00:31:15.030
‫اِیدرا چندتا مَرد مسلح قراره
‫من رو تا فرودگاه همراهی کنن.

00:31:15.120 --> 00:31:18.080
‫فقط دو دیقه بگو هال بیاد.
‫به‌عنوان دوست ازت خواهش می‌کنم.

00:31:18.160 --> 00:31:20.040
‫نه، داری به‌عنوان یه سفیر می‌گی

00:31:20.120 --> 00:31:22.210
‫که ایده‌ای درباره‌ی
‫تصمیم رئیس‌جمهور داره.

00:31:23.480 --> 00:31:25.070
‫اگه دوست داری بهم بگی

00:31:25.880 --> 00:31:28.260
‫می‌تونم به‌عنوان رئیس
‫سازمان اطلاعاتی دخالت کنم.

00:31:28.340 --> 00:31:29.630
‫نمی‌شه بگم.

00:31:29.720 --> 00:31:32.760
‫پس به‌عنوان یه دوست
‫ازت می‌خوام وقتی رئیس‌جمهور

00:31:32.840 --> 00:31:35.760
‫بهت می‌گه از خونه‌ش
‫گورت رو گم کنی، باید بری.

00:31:35.850 --> 00:31:38.640
‫می‌شه لطفاً بهم اعتماد کنی؟

00:31:38.730 --> 00:31:41.850
‫آخرین باری که این کار رو کردم،
‫زنی که مسئولیتش با من بود، مُرد.

00:32:03.210 --> 00:32:07.460
‫- می‌خوام با آقای پِن خداحافظی کنم.
‫- خانم، باید راه بیُفتیم.

00:32:07.550 --> 00:32:11.470
‫وقتی مهمون خونه‌ی کسی هستی،
‫بی‌ادبیـه که یه‌هو بری.

00:32:11.490 --> 00:32:12.480
‫ایشون درک می‌کنن.

00:32:12.510 --> 00:32:14.430
‫به‌عنوان یه همسر این رو بهت می‌گم

00:32:14.510 --> 00:32:17.600
‫که هیشکی دوست نداره
‫باهاش مثل یه وسیله رفتار بشه.

00:32:17.680 --> 00:32:19.350
‫چند دقیقه فرصت بدین، لطفاً.

00:32:19.430 --> 00:32:22.060
‫امشب شب قشنگیـه.
‫از منظره لذت ببرین.

00:32:27.820 --> 00:32:28.690
‫تاد!

00:32:33.800 --> 00:32:34.740
‫تاد!

00:32:42.910 --> 00:32:44.080
‫ای بابا.

00:32:45.750 --> 00:32:47.170
‫با تأخیر می‌رسیم.

00:32:47.880 --> 00:32:49.300
‫- خانم سفیر؟
‫- خانم!

00:32:50.250 --> 00:32:51.510
‫خانم!

00:32:56.590 --> 00:32:58.470
‫- چه گرمـه!
‫- سلام.

00:32:58.550 --> 00:33:00.310
‫خانم، لطفاً تشریف بیارید بیرون.

00:33:00.890 --> 00:33:04.100
‫می‌خوان من رو بندازن بیرون.
‫باید باهات حرف بزنم.

00:33:04.190 --> 00:33:07.060
‫قربان، عذر می‌خوام،
‫ولی ایشون باید برن.

00:33:07.150 --> 00:33:08.560
‫باشه. فهمیدم.

00:33:11.480 --> 00:33:15.530
‫رئیس‌جمهور نباید
‫به تروبریج بگه کار اون بوده.

00:33:15.610 --> 00:33:20.870
‫- من هم همین رو می‌گم دیگه.
‫- می‌تونه بگه کار رِیبورن بوده.

00:33:23.840 --> 00:33:26.510
‫اون مُرده.
‫اون رو مقصر نشون بده.

00:33:31.670 --> 00:33:34.470
‫گریس! گریسی!

00:33:47.150 --> 00:33:50.360
‫اون به کشورش خدمت کرده
‫و توقع داری یه‌هو برینم بهش؟

00:33:50.440 --> 00:33:52.820
‫- چجوری همچین چیزی...
‫- قربان، ممنون بابت نظرتون...

00:33:52.900 --> 00:33:55.700
‫بذار رئیس‌جمهور حرفش رو کامل بزنه.

00:33:55.780 --> 00:33:58.740
‫- نظرت راجع‌به این چیـه؟
‫- بس کن!

00:33:58.820 --> 00:34:00.490
‫الان مشکل بیلی نیست.

00:34:00.580 --> 00:34:03.200
‫بیلی نقشه‌ای ریخته که
‫ریاست‌جمهوری‌ت رو نابود می‌کنه

00:34:03.290 --> 00:34:06.410
‫و قبلش با نابودی شغل من شروع کرد.

00:34:06.500 --> 00:34:09.920
‫- از من بپرسی، می‌گم مشکل اونـه.
‫- رئیس‌جمهور رِیبورن...

00:34:10.000 --> 00:34:12.250
‫- رئیس‌جمهور ایشونـه.
‫- کاملاً متوجهـم.

00:34:12.340 --> 00:34:13.250
‫رئیس‌جمهور ایشونـه.

00:34:13.340 --> 00:34:17.470
‫رئیس‌جمهور رِیبورن محترم‌ترین
‫کیسه‌ی کود روی زمینـه.

00:34:17.490 --> 00:34:18.990
‫از همین حرفم مشخصـه
‫چقدر دوستش دارم.

00:34:19.010 --> 00:34:21.680
‫به‌خاطر اون از فرصت‌های
‫زندگی‌م گذشتم، ولی دیگه مُرده.

00:34:21.760 --> 00:34:24.720
‫این مهم نیست.
‫ریاست‌جمهوری یک موجودیت متحده.

00:34:25.310 --> 00:34:26.850
‫داره شوخی می‌کنه دیگه؟

00:34:26.930 --> 00:34:30.060
‫اگه رِیبورن رو مقصر نشون بدین،
‫انگار ایشون رو مقصر نشون دادین.

00:34:30.150 --> 00:34:32.820
‫ایشون همون‌قدر مجرم شناخته می‌شه

00:34:32.900 --> 00:34:36.110
‫و داستان واقعی یه جا مخفی می‌شه
‫تا یه‌روز منفجر بشه.

00:34:36.190 --> 00:34:37.570
‫این چرا واسه تو کار می‌کنه؟

00:34:37.650 --> 00:34:41.160
‫اون بیچاره داره سعی می‌کنه
‫ازت محافظت کنه.

00:34:41.240 --> 00:34:43.410
‫- ولی می‌خوان از خونه بندازنش بیرون.
‫- تاد.

00:34:43.490 --> 00:34:46.410
‫چندبار می‌خوای
‫بیلی آپایا با ایده‌هاش

00:34:46.500 --> 00:34:48.210
‫تو رو توی خطر بندازه؟

00:34:48.290 --> 00:34:50.630
‫ایده‌ی من بود، نه اون.

00:34:50.710 --> 00:34:54.630
‫وقتی تصمیمت برابر با خودکشیـه،
‫وظیفه‌شـه که بهت هشدار بده.

00:34:54.710 --> 00:34:58.590
‫- اون بی‌طرفانه تصمیم می‌گیره.
‫- کجاش بی‌طرفـه؟

00:34:59.180 --> 00:35:02.890
‫بیل رِیبورن براش مثل
‫یه استاد و یه پدر بود

00:35:02.970 --> 00:35:05.180
‫و طرف رو می‌پرستید.

00:35:05.260 --> 00:35:07.430
‫اصلاً هم بی‌طرفانه تصمیم نمی‌گیره.

00:35:25.580 --> 00:35:26.990
‫ایده‌ی بَدیـه؟

00:35:31.920 --> 00:35:32.920
‫نه.

00:35:53.150 --> 00:35:54.150
‫چیـه؟

00:37:02.420 --> 00:37:03.720
‫عع...

00:37:03.800 --> 00:37:05.050
‫من هنوز توی دست‌شویی‌ام.

00:37:05.130 --> 00:37:07.350
‫- چی؟
‫- من هنوز توی دست‌شویی‌ام.

00:37:08.640 --> 00:37:10.930
‫شرمنده، حواسم نبود.

00:37:11.020 --> 00:37:12.140
‫مشخصـه.

00:37:12.230 --> 00:37:13.560
‫هعی خدا.

00:38:20.840 --> 00:38:22.300
‫چهل‌وهشت ساعت پیش

00:38:22.380 --> 00:38:25.970
‫یه نفوذی روس در سفارت
‫توی لندن ادعا کرد که

00:38:26.050 --> 00:38:28.970
‫می‌دونی چه‌کسی دستور
‫حمله به ناو سلطنتی رو داده.

00:38:29.760 --> 00:38:33.810
‫گفت تعدادی از اعضای
‫دولت انگلیس دخیل بودن.

00:38:33.890 --> 00:38:37.440
‫اما همچنین به دخالت
‫آمریکایی‌ها اشاره کرد.

00:38:37.980 --> 00:38:42.150
‫اولش فکر کردیم این دسیسه‌ی
‫سازمان اطلاعات روسیه‌ست

00:38:42.230 --> 00:38:45.030
‫که می‌خواد بین دو کشور
‫تفرقه ایجاد کنه.

00:38:45.110 --> 00:38:48.900
‫ولی وقتی درباره‌ی
‫این ادعا تحقیق کردیم

00:38:49.570 --> 00:38:51.570
‫متوجه شدیم نفوذی حقیقت رو گفته.

00:38:52.330 --> 00:38:56.200
‫دولت آمریکا هم
‫در این قضیه نقش داشته.

00:38:57.660 --> 00:38:58.660
‫ممنون.

00:39:06.760 --> 00:39:07.920
‫ممنون که دعوتم کردین

00:39:08.010 --> 00:39:11.050
‫ولی... دقیقاً چه‌کسی
‫توی این دولت نقش داشته؟

00:39:14.260 --> 00:39:17.680
‫بعداز بررسی یافته‌های لندن

00:39:18.180 --> 00:39:22.400
‫به تعاملات مارگارت رویلین
‫و مقامات آمریکایی

00:39:22.480 --> 00:39:23.730
‫نگاه عمیق‌تری انداختیم

00:39:23.810 --> 00:39:27.030
‫و البته سیاست‌مدارهای کشور.

00:39:29.150 --> 00:39:31.030
‫مارگارت رویلین این حمله رو آغاز کرده

00:39:31.110 --> 00:39:34.660
‫ولی این کار رو بعداز
‫مکالمه با یه مقام آمریکایی

00:39:34.740 --> 00:39:36.290
‫انجام داده.

00:39:37.750 --> 00:39:41.750
‫و اون فرد رئیس‌جمهور رِیبورن بوده.

00:40:03.520 --> 00:40:04.560
‫بفرمایید.

00:40:08.110 --> 00:40:12.030
‫بیلی و هال دارن بیانیه رو برای
‫نشست خبری آماده می‌کنن.

00:40:12.110 --> 00:40:13.990
‫این جدیدترین پیش‌نویسـه.

00:40:18.990 --> 00:40:22.210
‫بهشون گفتم امتیاز تحقیقات
‫تماماً به تروبریج می‌رسه.

00:40:22.290 --> 00:40:26.710
‫اون استم رویلین رو می‌آره.
‫هر امتیازی لازمـه، بهش می‌دیم.

00:40:28.960 --> 00:40:30.010
‫ممنون.

00:40:32.880 --> 00:40:34.840
‫ما خبر نداشتیم.

00:40:36.220 --> 00:40:37.470
‫من هم خبر نداشتم.

00:40:41.020 --> 00:40:44.940
‫- نیکول هنوز داره قضیه رو هضم می‌کنه.
‫- متوجهـم.

00:40:45.520 --> 00:40:48.110
‫بهش اطمینان دادم
‫که این به نفع‌مونـه.

00:40:48.190 --> 00:40:51.740
‫قطعاً این معامله اقتصاد
‫کشورتون رو دگرگون می‌کنه.

00:40:51.820 --> 00:40:54.660
‫از این به بعد اوضاع بین
‫کشورهامون عوض می‌شه.

00:40:56.030 --> 00:40:57.700
‫خودت متوجه منظورم هستی.

00:40:59.330 --> 00:41:03.620
‫نیکول انتظار داره
‫این معامله اولین قدم

00:41:05.250 --> 00:41:06.500
‫به دوره‌ای جدید باشه.

00:41:07.500 --> 00:41:09.090
‫این یعنی چی؟

00:41:10.250 --> 00:41:12.380
‫توی قرن گذشته، دولت بریتانیا

00:41:12.470 --> 00:41:14.220
‫تا تونسته به شما خدمت کرده.

00:41:15.930 --> 00:41:19.050
‫ما اون حقارت رو تحمل کردیم
‫تا به‌جاش امنیت داشته باشیم.

00:41:19.140 --> 00:41:20.220
‫ولی باز هم...

00:41:21.770 --> 00:41:26.650
‫رئیس‌جمهور سابق‌تون
‫به یه کشتی انگلیسی حمله کرده.

00:41:28.440 --> 00:41:30.820
‫نخست‌وزیر ما باید

00:41:30.900 --> 00:41:35.320
‫راز بسیار بزرگی رو مخفی کنه
‫و به‌جاش به مردم بگه

00:41:35.400 --> 00:41:40.330
‫که عضو سابق دولت خودمون
‫نقشه‌ی همه‌چی رو ریخته.

00:41:40.410 --> 00:41:42.660
‫در نتیجه خشم مردم به‌سمت شما نمی‌آد

00:41:42.750 --> 00:41:45.330
‫بلکه فقط روی دولت من سرازیر می‌شه.

00:41:46.790 --> 00:41:50.040
‫همکاری ما فقط منجر به
‫توافق‌نامه‌ی تجارت آزاد نمی‌شه

00:41:50.130 --> 00:41:53.260
‫بلکه دولت آمریکا باید

00:41:53.340 --> 00:41:58.800
‫به تمام خواسته‌هایی که در آینده‌ی ممکن
‫ازش می‌شه، جواب مثبت بده.

00:42:00.050 --> 00:42:04.600
‫متأسفـم اگه از منظور
‫رئیس‌جمهور این‌طور برداشت کردین.

00:42:04.680 --> 00:42:08.150
‫و این رو می‌دونم
‫ایشون تلاشش رو می‌کنه

00:42:08.230 --> 00:42:09.560
‫که همه‌چی رو درست کنه.

00:42:11.070 --> 00:42:12.320
‫ولی این خواسته‌ی زیادیـه.

00:42:12.400 --> 00:42:16.150
‫این‌که رِیبورن از رویلین بخواد
‫یه عملیات فریبکارانه راه بندازه، زیادیـه.

00:42:16.240 --> 00:42:18.030
‫- می‌دونم.
‫- نه، نمی‌دونی.

00:42:18.910 --> 00:42:20.700
‫نیکول احساس حقارت می‌کنه.

00:42:22.490 --> 00:42:26.000
‫قراره جسدهای تیکه‌تیکه‌شده‌ی
‫آدم‌ها رو از اون کِشتی دربیاره.

00:42:26.080 --> 00:42:27.290
‫ما واقعاً عذر می‌خوایم.

00:42:27.370 --> 00:42:31.880
‫خیلی متأسفـیم.
‫اشتباه خیلی بزرگی مرتکب شدیم.

00:42:32.380 --> 00:42:36.260
‫ولی این اولین بار نیست که
‫آمریکا اشتباهی می‌کنه، پس...

00:42:36.340 --> 00:42:39.090
‫- کِیت.
‫- دارم تلاشم رو می‌کنم.

00:42:39.800 --> 00:42:41.050
‫ولی یه حدی داره.

00:42:41.930 --> 00:42:43.060
‫خودت می‌دونی.

00:42:45.020 --> 00:42:46.350
‫آره، می‌دونم.

00:42:53.270 --> 00:42:56.780
‫پیش‌نویس جدید
‫تا دَه دقیقه‌ی دیگه آماده‌ست.

00:42:57.570 --> 00:42:59.150
‫پیام اصلی‌ش اتحاده.

00:42:59.660 --> 00:43:01.160
‫خصومتی بین‌مون نیست.

00:43:14.480 --> 00:43:17.820
‫«این عمل شنیع توسط مشاور سابق من،
‫مارگارت رویلین، طراحی شد.»

00:43:17.840 --> 00:43:20.090
‫بهتره نیکول نگه «مشاور من».

00:43:20.180 --> 00:43:22.140
‫خودش این رو فرستاده.

00:43:22.220 --> 00:43:24.810
‫آره، ولی نمی‌تونه فقط بگه
‫«عضو سابق دولت»؟

00:43:24.890 --> 00:43:26.890
‫طرف ۱۵ سال خدمت کرده.

00:43:26.970 --> 00:43:28.390
‫- همه می‌شناسنش.
‫- نه‌خیر.

00:43:28.480 --> 00:43:31.230
‫همه توی بریتانیا می‌شناسنش.

00:43:31.310 --> 00:43:34.060
‫نمی‌شه به‌عنوان یه زن که
‫ته راهرو کار می‌کرده، ازش یاد کنه.

00:43:34.150 --> 00:43:37.110
‫پس «مشاور سابق ستاد».
‫انگلیسی‌ها می‌گن «ستاد»؟

00:43:37.190 --> 00:43:38.030
‫می‌گن «دولت».

00:43:38.110 --> 00:43:40.110
‫این عمل شنیع توسط مشاور سابق ستاد

00:43:40.200 --> 00:43:41.570
‫مارگارت رویلین طراحی شد.

00:43:41.660 --> 00:43:43.870
‫بعدش گریس قسمت لینکاو رو می‌گه.

00:43:43.950 --> 00:43:47.290
‫نه، تروبریج باید بگه که
‫رویلین رفته سراغ لینکاو.

00:43:47.370 --> 00:43:50.000
‫- نباید گریس این رو بگه.
‫- چی شد؟

00:43:52.540 --> 00:43:54.880
‫- هضمش براشون سختـه.
‫- مشخصـه.

00:43:55.790 --> 00:43:58.090
‫بیانیه‌ی نشست خبری.

00:44:00.300 --> 00:44:02.380
‫- عمل شنیع؟
‫- آره.

00:44:02.890 --> 00:44:04.640
‫- زیادی ملایمـه.
‫- من هم همین رو گفتم.

00:44:04.720 --> 00:44:05.970
‫انتخاب خودشونـه.

00:44:06.060 --> 00:44:07.350
‫و با توجه به شرایط

00:44:07.430 --> 00:44:09.480
‫نمی‌تونیم از
‫کلمه‌به‌کلمه‌ش ایراد بگیریم.

00:44:11.230 --> 00:44:14.440
‫این حمله‌ی مرگبار توسط
‫مارگارت رویلین طراحی شد.

00:44:14.520 --> 00:44:17.110
‫- بهتر شد.
‫- جواب خبرنگارها رو بدن یا نه؟

00:44:17.190 --> 00:44:18.320
‫نه.

00:44:42.880 --> 00:44:45.390
‫خانم‌ها و آقایان، رئیس‌جمهور
‫محترم ایالات متحده

00:44:45.470 --> 00:44:47.550
‫و نخست‌وزیر بریتانیا تشریف آوردند.

00:44:55.020 --> 00:44:56.230
‫روز به‌خیر.

00:44:58.110 --> 00:44:59.940
‫ممنون که تشریف آوردید.

00:45:00.030 --> 00:45:02.610
‫جناب نخست‌وزیر تروبریج
‫با حضورشون ما رو مفتخر کردن.

00:45:03.650 --> 00:45:06.990
‫قصد داریم اطلاعات جدیدی رو
‫با شما عزیزان به اشتراک بذاریم.

00:45:08.080 --> 00:45:09.200
‫اوایل امسال...

00:45:09.280 --> 00:45:12.160
‫بمب‌گذاری ناو اچ‌ام‌اس کوراگوس

00:45:12.250 --> 00:45:15.210
‫جان ۴۱ سرباز انگلیسی جوان رو گرفت.

00:45:16.080 --> 00:45:18.380
‫سازمان اطلاعاتی ما به این نتیجه رسید

00:45:18.460 --> 00:45:20.750
‫که این حمله‌ی وحشیانه توسط

00:45:20.840 --> 00:45:23.260
‫رومَن لینکاو، مزدور روس،
‫برنامه‌ریزی شده.

00:45:23.280 --> 00:45:24.940
‫به‌عنوان یکی از
‫سربازان ویژه‌ی کاخ کرملین

00:45:24.970 --> 00:45:28.220
‫اقداماتش رو از جانب
‫دولت روسیه در نظر گرفتیم.

00:45:28.720 --> 00:45:31.390
‫بااین‌حال، اطلاعات جدیدی
‫به دست‌مون رسیده

00:45:31.470 --> 00:45:34.140
‫که متأسفانه بسیار ناراحت‌کننده‌ست.

00:45:34.890 --> 00:45:36.730
‫این حمله‌ی مرگبار...

00:45:41.440 --> 00:45:45.030
‫این حمله‌ی مرگبار توسط

00:45:45.110 --> 00:45:48.780
‫ویلیام رِیبورن، رئیس‌جمهور
‫سایق آمریکا، طراحی شده.

00:45:48.870 --> 00:45:51.620
‫چی زر زد؟

00:45:51.700 --> 00:45:53.080
‫باورم نمی‌شه.

00:45:53.160 --> 00:45:55.710
‫- خانم رئیس‌جمهور.
‫- جناب نخست‌وزیر.

00:46:04.020 --> 00:46:08.000
‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی
‫∞ POORUYO ∞

00:46:08.030 --> 00:46:13.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:46:13.030 --> 00:46:21.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]